كتاب رياض الجنّة ، فراوان از آن تفسير نقل مىكند .
شايد اين تفسير هم پيش نوادگان وى موجود باشد ، كه يكى از آنها حاج ميرزا يحيى امام جمعهء خوئى ، نزيل تهران مىباشد ، چون او فرزند ميرزا اسد اللّه بن آقا حسين بن حسن بن نقى بن عبد النّبى ، مؤلّف تفسير مىباشد . »
بدينترتيب ، معلوم مىگردد ، كه او صاحب تفسير بزرگى است ، كه در دست نوادگان وى به صورت خطّى موجود مىباشد ، و هنوز به رؤيت حقير نرسيده است . « 1 »
و تفسير ديگر او ، حاشيه بر تفسير بيضاوى مىباشد ، كه از نظر گذشت .
497 و 498 . تفاسير بهبهانى [ م 1206 ه . ق ]
مؤلّف آن ، مولى علىّ بن قطب الدّين بهبهانى ، يكى از اعلام تفسيرى شيعه در اوايل قرن سيزدهم هجرى مىباشد . او از معاصرين علّامه وحيد بهبهانى ، صاحب دو نوع تفسير مىباشد .
1 . تفسير بهبهانى :
نخستين تفسير او كه در سه مجلد بزرگ قرار دارد ، و به زبان عربى و شيوهى روايى است ، و نويسندهاش آن را همانند تفسير صافى ملّا فيض كاشانى ، و كمى مبسوطتر از آن تنظيم نموده است ، كه جلد اوّل آن تا سورهء توبه مىباشد ، و مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، مجلد اول آن را نزد سيد محمد رضا ، فرزند سيّد احمد بهبهانى ، در كربلاء ، ديده است ، و دو جلد ديگر آن تا آخر قرآن در نجف اشرف ، در كتابخانهء مرحوم شيخ محمّد سماوى صاحب إبصار العين فى انصار الحسين ( ع ) ، موجود ، و در آخر به نام او تصريح شده است .
2 . تفسير بىنقطه :
تفسير دوّم او معمولى ، و بدون نقطه ، در 3 مجلّد قرار دارد . مجلّد نخست ، از آغاز قرآن تا سورهء يونس .
مجلّد دوّم از سوره يونس تا سورهء عنكبوت و مجلّد سوّم از سوره عنكبوت تا سورهء النّاس پايان قرآن مجيد مىباشد . همهء مجلّدات سهگانه در كتابخانهء مرحوم سماوى ، در نجف اشرف مىباشد . خطّاط و نويسندهء آن ، ميرزا محمّد بن عبد الوهّاب آل داود همدانى كاظمى ، معروف به « امام الحرمين » ، ( م 1303 ه . ق ) ، مىباشد . در برخى از مجلّدات ، تملّك در سال 1283 ه . ق به اين صورت آمده است :
« طالع الاملاء المعمول لكلام اللّه المالك الودود و مولاه مملوكه الحامد لآلائه محمّد ولد داود هداه اللّه الى الصّراط المحمود . »
( مطالعه نمود املاى به كار گرفتهشده ، جهت كلام اللّه ودود را ، بنده و مملوك او ستايشگر نعمتها و بخششهاى او ، محمّد فرزند داود ، كه خداوند او را به صراط پسنديدهء خويش هدايت كند ) .
طبيعى است ، هدف او از اين جملات ، اظهار قدرت و توانايى بر تأليف كتاب از حروف مهمله ( بىنقطه ) مىباشد ، آنچنانكه مفسّر انجام داده است ، ولى انصاف آن است ، كه مفسّر بىجهت خود را اينقدر به زحمت و تعب افكنده است ، و در تأليف اين سه جلد ، پيش از او « فيضى هندى » ، نيز در تفسير « سواطع الإلهام » ، كه معروف به تفسير بىنقطه است ، و در سال 1004 ه . ق تأليف شده ، به چنين كارى دستيازيده است . و چندان ثمرى هم نداشته است شايد ملّا على بهبهانى ، صاحب تفسير خود ، دوّمين فردى باشد ، كه چنين كارى را در مورد قرآن ، انجام دادهاند . « 2 »
هامش
( 1 ) ريحانة الأدب ج 3 ، ص 57 - 56 - تحت عنوان « تسوجى » ؛ الذّريعة ، ج 14 ، ص 72 ، كد معرّفى 1795 و ج 4 ، ص 282 ، كد معرّفى 1290 .
( 2 ) الذّريعة ج 4 ، ص 293 و 294 ، كد معرّفى 1296 ؛