افكنده بود ، و طلّاب و حتى فضلاى اخبارى در عقيدهء خود متعصّب بودند ، و متجاهر بدان ، به حدّى كه هيچگاه شخصى از آنها ، كتابهاى علماى اصولى را بدون دستمال دست نمىزد ، مبادا دست خشك او نجس شود ! « 1 » در چنين جوّى ، در حدود سال 1165 ه . ق ، شيخ يوسف بحرانى نويسندهء حدايق ( م 1184 ه . ق ) شيخ اخباريان در عصر خويش ، در طى هجرتش به كربلاى مقدّسه در سر راه خود وارد قزوين گرديد ، و اخباريان از او استقبال بسيار شايانى ، كردند . شيخ ملّا محمد ملائكه ، به عنوان زعيم علماى قزوين و رهبر اصوليان با نويسندهء حدايق ديدارى كرد ، و با وى به مناظره پرداخت ، و در باب اجتهاد او را مجاب كرد ، و اين برخورد باعث گشت ، كه نويسندهء حدايق كه از علماى اخبارى متعصّب و تندرو بود ، تغيير عقيده دهد ، و مشرب اخبارى معتدلى را اختيار كند ، و اين امر ، در مؤلّفات او پس از اين تاريخ ، كاملا مشهود است .
اين مناظره انعكاس وسيعى يافت ، و از طبقهء علما و فضلا به عامّهء مردم نيز سرايت كرد و ولولهء عظيمى در شهر به راه افتاد . در نتيجه اخباريان به منزل شيخ محمد ملائكه ، هجوم بردند ، تا او را به قتل برسانند ، ولى به وى دسترسى نيافتند ، و ازاينرو ، خانه و كتابخانهء او را آتش زدند . پس از دخالت مأموران دولتى ، ملائكه ، را از قزوين به قريه « برغان » ، تبعيد كردند . « 2 » وى سرسلسلهء خاندان آل برغانى است . در كربلاى مقدسه و قزوين كه امروزه اين طايفه در آنجا به آل صالحى و آل شهيدى شهرت دارند ، مقيم بود . وى داراى چهار فرزند به نامهاى شيخ آقا يا ملّا آقا و آشيخ محمد تقى ، معروف به شهيد ثالث ، ( مستشهد در سال 1263 ه . ق ) و شيخ محمد صالح برغانى حايرى ، ( م 1271 ه . ق ) ، از مفسّران معروف شيعى در قرن سيزدهم هجرى و شيخ ملّا على برغانى قزوينى ، ( م 1269 ه . ق ) ، نويسندهء تفسير غنائم العارفين « 3 » بود ، كه همگى از علماى مشهور امامى هستند .
سيد حسن امين عاملى در مستدركات اعيان الشيعة ، مىنويسد : « و كان يلقّب بالملائكة ، لشدّة ورعه و قداسة نفسه و تقواه . تولّى التّدريس فى كربلاء ، ثم هاجر الى قزوين فرأس فيها ، و هو الذى ناظر الشيخ يوسف البحرانى صاحب الحدائق ، ( المتوفى سنة 1184 ه . ق ) ، بقزوين بمحضر علماء الفريقين فأفحمه و أدّى هذا النقاش الى عدول صاحب الحدائق عن رأيه و اصبح من العلماء الاخباريين المعتدلين بعد ما كان من الأخباريين المتطرّفين . » « 4 »
معلم حبيبآبادى ، در « مكارم الآثار » ، به نقل از نويسندهء قصص العلماء ، او را از علماى بىنهايت مقدّس و متّقى مىخواند . « 5 »
او از خود آثار و مآثرى باقى گذاشته است ، كه از جملهء آنها ساختن و توسعهء مسجد جامع برغان ، يكى از بزرگترين مساجد آن سامان است ، كه به طرزى هنرى و زيبا بنا گشته است ، و تاريخ توسعهء بنا در كتيبهء درب شرقى مسجد با خط ثلث زيبا با كاشى در اطراف در ورودى مزيّن ، گرديده است .
هامش
( 1 ) دائرةالمعارف الاسلامية الشيعية ، سيد حسن امين ، ج 5 ، ص 271 - 270 ، بيروت ، چاپ اول 1410 ه / 1990 م ، ماده « قزوين » .
( 2 ) دايرةالمعارف تشيع ، ج 3 ، 183 - 182 ، تهران ، چاپ اول ، 1371 ه . ش - دائرةالمعارف الاسلامية الشيعية ، ج 5 ، ص 271 - 270 ، ماده « قزوين » ، بيروت ، چاپ اول ، 1410 ه / 1990 م .
( 3 ) مجلهء بيّنات ، سال دوم ، شماره ششم ، ص 183 - 180 .
( 4 ) مستدركات اعيان الشيعة ، سيد حسن امين ، ج 2 ، ص 286 ، بيروت دار التعارف ، 1409 ق / 1989 م .
( 5 ) مكارم الآثار ، ميرزا محمد على معلم حبيبآبادى ، ج 5 ، ص 1707 ، اصفهان ، ادارهء كل فرهنگ و هنر .