تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 696

مساهمون:

ص٦٩٦
جشم مقاتله مىكنند . استاندار بغداد تغيير كرده است . . . . » و در توصيف حمله‌اى ديگر در پايان بحث وقف و عطيّهء همان كتاب ، [ كه در سال 1226 ه . ق ، تحرير يافته است ] ، اين گونه درد دل خود را آغاز مىنمايد : « . . . اين بخش از كتاب را در تاريخ 17 جمادى الثّاني از سال 1226 ه . ق ، مىنويسم ، درحالىكه عسكر وهّابيها به عراق و عتبات عاليات حمله آغاز نموده ، و در اطراف بغداد ، حلّه ، كربلاء ، كاظمين . . . به قتل نفوس و نهب اموال دست زده‌اند ، به ويژه رفت و آمد زائران و بازديدكنندگان عتبات عاليات را كنترل ، و مزرعه‌ها را به آتش كشيده‌اند . ما در اين شرايط در نجف اشرف تحت محاصره قرار داريم . در عين حال ، اشتغال به تأليف را با وجود مرض شديد جسمى ، و كسالت فرزندم ترك ننموده‌ام ، و من در هفتادمين سال از عمر خويش قرار دارم . پس وصيّت من به شما برادران ايمانى اين است ، كه سعى و كوشش خود را در راه علم و معرفت ، در هر حال و در هر شرايط رها نسازيد . . . . » اين تراژدى مرحوم سيّد جواد عاملى ، در آن اواخر عمر نشان مىدهد ، كه مدّت اقامت وهّابيها در عتبات ، استمرار داشته است ، و مدّت طولانى به قتل و غارت و نهب اموال ، اشتغال داشته‌اند . اين‌ها گوشه‌اى از فجائع و رخدادها و درگيرىهاى مذهبى ربع اوّل از قرن سيزدهم هجرى بود ، كه مصادف با حمله و هجوم وهّابيها در سال 1225 و 1226 ه . ق ، به عتبات عاليات بود . در اين برهه از تاريخ ، شيعه ، خسارت بزرگ و فاجعه فوق‌العاده عظيمى را تحمّل نمود ، كه تا آن روز ، سابقه نداشته است ، و آن حمله و تاخت‌وتاز بيابانگردان وحشى و بىفرهنگ « نجد » و پيروان عبد الوهّاب نجدى ، به نام « وهّابيها » ، به سرزمين عصمت و طهارت ( ع ) ، و حمله و يورش به عتبات عاليات ، و هدم قبور و قتل نفوس و نهب اموال و هتك نواميس ، و از بين بردن كتابها و تاراج مخازن كتاب و تفاسير قرآن و منابع علمى و فرهنگى بود . اين قبيل مسائل ، خود مىتواند ، زمينه و بستر معارف و علوم قرآنى را نيز در اين قرن كاملا ترسيم و توصيف نمايد .

* تفاسير قرن

با وجود همهء اين مسائل موجود قرن ، تلاشگران قرآنى از كوشش و فعّاليّت بازنايستاده‌اند . آنان آثار و نتيجه‌ى فعّاليّت‌هاى خود را به صورت كوتاه پيرامون يك‌آيه يا متوسّط ، پيرامون يك سوره ، يا به صورت مفصّل پيرامون مجموع آيات قرآنى ، به نمايش گذارده‌اند ، كه ما در بررسى نسبتا ، محدودى كه داشته‌ايم ، به تعداد تقريبى 200 عنوان از اين نوع تلاشها برخورده‌ايم ، كه در اختيار خوانندهء گرامى ، قرار مىدهيم . نخستين هدف ما ، گردآورى اين عناوين مىباشد ، و اكنون كارى با تحليل‌هاى محتوايى و داخلى آنها نداريم . كار ما بىشباهت به كار مرحوم علّامهء مجلسى نيست ، كه سعى و كوشش در گردآورى احاديث و روايات « بحار الأنوار » و حفظ و حراست آنها از نابودى و تباهى و از بين رفتن بود . امّا مرحلهء تحقيق و تفحّص ، يا بازنگرى و بازسازى ، نوبت بعدى كار محقّقان و انديشمندان و غوّاصان معارف قرآنى است ، كه اگر توفيقى مدد نمايد ، ما هم در خدمت آنان دست به بررسىهاى محتوايى و درونى خواهيم زد . از خداوند متعال ، گسترش تعاليم ارزندهء قرآنى ، و شناخت معارف و گنجينه‌ى علوم آل البيت ( عليهم السلام ) ، را خواهانيم . بمنّه و فضله و كرمه ! « 1 »
هامش
( 1 ) نوروز 1375 ه . ش .