تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧

487 . اشارات الرموز [ اوايل قرن 13 ق ]

مؤلّف « اشارات الرموز فى آيات كلام ربّ العالمين » ، فردى به نام « سليمان » ، يكى از اعيان تفسيرى شيعه ، در اواخر قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم هجرى مىباشد . اثر تفسير فوق يك نوع تفسير عرفانى موضوعى به زبان فارسى است ، كه در پانزده باب به نگارش و تحرير درآمده است ، و در كتابخانه ملى ايران تحت شماره 986 نگهدارى مىشود ، چون در فهرست آن ، ج 2 ، ص ، 541 معرفى ، شده است . « 1 »

488 . تفسير ، كوينانى [ اوايل قرن 13 ه . ق ]

مؤلّف « تفسير سورهء يوسف » ، مظفر حسين كوينانى كرمانى ، يكى از كاوشگران معارف قرآنى در قرن دوازدهم و اوايل قرن سيزدهم مىباشد . فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى در مورد معرّفى چنين مىنويسد : « تفسير » يادشده ، به زبان فارسى در 161 برگ ، با خط نستعليق توسط كاتب ناشناس تحرير شده است . تاريخ نگارش آن به طور دقيق معلوم نيست ، و صدر و ذيل تفسير ناقص ، و باقى مانده نيز تا اندازه‌اى ناخوانا است . »

* بيوگرافى اجمالى

مفسر آن شيعه‌مذهب بوده است ، و گفته‌ها و ديدگاه‌هاى مفسّران اهل سنت را نيز بيان مىكند . او در فن تفسيرنگارى به سبك كهن ، چيره دست مىنمايد .

* روش تفسيرى

1 . نخست يك‌آيه از سوره مورد بحث را با ترجمه فارسى آزاد مىآورد . 2 . در صورت لزوم به بررسى مطالب لغوى و ادبى نيز مىپردازد ، ولى پرداخت به اين مباحث كليت ندارد . 3 . گفته‌هاى مفسّران را فراوان ياد مىكند ، ولى به تحليل و نقد آراء نپرداخته ، و در بسيارى از موارد ، از ذكر منابع نيز خوددارى ورزيده است . 4 . در مواردى ، به تأويل‌هاى عرفانى و گاهى به تحليل‌هاى عقلى روى آورده است . 5 . در بعضى موارد ، ديدگاه خود را با ذكر دليل عقلى برمىگزيند . وى ، در تفسير آيه 4 سوره يوسف چنين مىنويسد : « يا أبت إنّى رأيت أحد عشر كوكبا » ياد كن گفتن او را كه گفت : اى پدر بزرگوار ، به درستى كه در خواب ديدم ، يازده ستاره و آفتاب و ماه كه مرا سجده ، تحيّت مىكردند . در حين رؤيا ، سنّ مباركش به دوازده‌سالگى رسيده بود . بعضى از مفسرين تأويل كرده‌اند ، كوكب را به اخوان آن حضرت ، به اعتبار توافق عددى ؛ زيراكه ايشان يازده نفر بودند ، و اقتباس انوار از لمعان ضمير منير ايشان ، مثل استضائه نور است ، از كواكب ، آفتاب و ماه ، والدين آن جناب است . برخى بر آنند كه ماه ، كنايه از مادر است . چه مادرش راحيل ، در نفاس ابن يامين وفات يافته بود . و به عقيده بعضى كواكب به حقيقت ظاهرى خود ، باقى است ، و تخصيص بعد از تعميم ، به اعتبار اشرفيت آفتاب و ماه است ، از ساير نجوم . . . . و احتمال دارد ، كه واو ، به معناى مع باشد ؛ يعنى كواكب را با آفتاب و ماه ديدم . . . احتمال دارد ، كه جمله مستأنفه باشد ، مشتمل بر سؤال پدر كه اى فرزند سعادتمند ، كواكب را بر چه صفت ديدى ؟ . . . » « 2 »
هامش
( 1 ) كتابنامه بزرگ قرآن كريم ، ج 2 ، ص 378 به نقل از منابع : معجم مخطوطات الشيعة حول القرآن ، ص 12 ؛ فهرست نسخه‌هاى خطى ( منزوى ) ، ج 1 ، ص 3 ؛ ادبيات فارسى بر مبناى تأليف استورى ، ج 1 ، ص 203 . ( 2 ) فصلنامه پژوهش‌هاى قرآن ، ج 6 - 5 ، ص 432 - 431 .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 697 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي