489 . تفسير شيرازى [ اوايل قرن 13 ه . ق ]
مؤلّف آن سلالة الأطياب رضى الدّين محمد بن محمد تقى موسوى شيرازى يكى از اعيان تفسيرى اوايل قرن سيزدهم هجرى مىباشد . تفسير وى يك نوع تفسير مزجى ، در چهار مجلد بزرگ قرار گرفته است ، كه نوعا به جنبههاى ادبى قرآن ، بيشتر مىپردازد ، و تعداد كثيرى از احاديث و روايات را با تصريح به مصادر و منابع آنها در ذيل آيات آورده است . اين تفسير تحت كد 2998 ، در فهرست كتابخانه آية اللّه مرعشى ، معرفى شده است ، كه مجلد دوم آن از سوره آل عمران تا اوايل سوره كهف مىباشد ، و قسمت پايانى آن مورد اصابت موريانه قرار گرفته است . « 1 » گرچه در التراث العربى بىآنكه منبع خود را معرفى كند ، آن را در عداد تفاسير قرن دوازدهم هجرى معرفى نموده است ، ولى چون تاريخ وفات او دقيقا مشخص نبود و ما خواستهايم ، از قلم نيندازيم ، آن را در اوايل قرن سيزدهم هجرى آوردهايم ، كه در صورت مشخص بودن تاريخ دقيق آن در جايگاه واقعى خود قرار خواهد گرفت .
490 . تفسير تحفة الابرار ، ملائكه [ م 1200 ق ]
مؤلّف آن ، ملّا محمّد ملائكه برغانى قزوينى ، يكى از اعيان تفسيرى و فقهى اواخر قرن دوازدهم و اوائل قرن سيزدهم هجرى مىباشد .
* بيوگرافى اجمالى
او فرزند شيخ محمد تقى فرشته ، پسر شيخ محمد جعفر بن شيخ محمد كاظم طالقانى ، اصلا حايرى ، قزوينى منشأ ، برغانى مدفنا ، از ائمهء تقليد و مجتهدان برجستهء مبارز شيعه ، در عصر خويش بوده است . او حكيم متأله ، اصولى محقّق بود . مقدمات علوم عربى و فنون ادب را نزد علماى قزوين فرا گرفت . سپس فقه و اصول و حديث را در حوزهء درس پدرش ، ( متوفى 1186 ه . ق ) ، كسب فيض كرد . سپس راهى عتبات مقدّسهء عراق گرديد ، و در كربلاى مقدّسه به حوزهء درس مدرّس عاليقدر مرحوم سيد نصر اللّه حايرى ، ( مستشهد در 1158 ه . ق ) و ديگران ملحق گشت ، و حكمت و فلسفه را از محضر شيخ اسماعيل خواجويى ، ( م 1173 ه . ق ) و ديگران بهرهمند گشت . با تلاش و پىگيرى و درك محضر بزرگان دانش ، به مقام عالى اجتهاد نايل ، و از معاصرين خود پيشى گرفت ، و نام وى در محافل علمى ، بر سر زبانها جارى گشت ، و علماى والامقام به فضلش اذعان كردند ، و شهرت بسيار يافت ، و سالها در كربلاى مقدّسه و نجف اشرف كرسى تدريس و فتوا و رهبرى و مرجعيت امور دينى داشت . در سفرى كه به قصد زيارت امام رضا ( ع ) به ايران آمده بود ، در قزوين از او خواستند ، كه در آن شهر بماند ، و او نيز پذيرفت ، و در آنجا به تدريس و مرجعيّت و زعامت عامّه اشتغال يافت .
هنگام رياست وى ، در قرن دوازدهم هجرى ، قزوين مانند ديگر شهرهاى شيعه در عراق و ايران ، دچار اختلافات « اخبارى » و « اصولى » بود ، و برخوردهاى تندى بين اين دو گروه رخ مىداد ، و شهر در آن زمان ، به دو قسمت تقسيم شده بود ، و فاصله بين اين دو قسم ، رودخانهى بازار بود . در قسمت شرقى رودخانه اصوليان ، و در قسمت غربى آن ، اخباريان مستقرّ بودند . اخباريان قزوين از طرفداران و شاگردان ملّا خليل قزوينى ، ( م 1089 ه . ق ) اخبارى متعصّب معروف بودند . « 2 » اين كشاكش و قيل و قالها بر طرز تفكر طلّاب علوم دينى نيز سايه
هامش
( 1 ) التراث العربى ، ج 2 ، ص 91 ، تأليف سيد احمد حسينى اشكورى .
( 2 ) دايرةالمعارف تشيع ، ج 3 ، ص 182 - 183 ، تهران ، چاپ اول ، سال نشر 1371 ه . ش .