در شهرهاى شام و مناطقى كه اقليّت شيعى در آنجاها زندگى مىكردند ، مانع جدّى انجام اعمال دينى آنان ، مىشدند .
* حكماء و فلاسفه
از حكماء و فلاسفه ، افراد نامدارى مانند : حاج ملّا على نورى اصفهانى ( م 1246 ) - ميرزا مهدى مشهدى ( م 1218 ه . ق ) - ملّا احمد نراقى ( م 1245 ه . ق ) - ملّا اسماعيل درب كوشكى ( م 1277 ه . ق ) - ملّا آقاى قزوينى ( م 1282 ه . ق ) - حاج ملّا هادى سبزوارى ( م 1289 ه . ق ) - ملّا حسينقلى درجزينى همدانى - ملّا عبد اللّه زنوزى ( م 1257 ه . ق ) - آقا على مدرّس زنوزى ( م 1307 ه . ق ) - حكيم محمّد رضا قمى ( م 1306 ه . ق ) و بالاخره حكيم ميرزا ابو الحسن جلوه ( م 1312 ه . ق ) ، زندگى مىكردهاند .
* شعراء و سخنوران
شعراء و ادباء و نويسندگان پركارى را در اين عصر سراغ داريم ، كه به عنوان نمونه به چند نفر از آنان اشارتى مىنمائيم .
در اين عصر هاتف اصفهانى ( م 1198 ه . ق ) ، سرايندهء ترجيعبند معروف وحدت وجودى :
چشم دل باز كن كه جان بينى * آنچه ناديدنى است آن بينى . . .
صبا ، ملكالشّعراى دربار قاجار ، ( م 1238 ه . ق ) - نشاط ( م 1224 ه . ق ) - فروغى بسطامى ( م 1274 ه . ق ) ، صاحب شعر معروف :
كى رفتهاى ز دل ، كه تمنّا كنم ترا ؟ * كى بودهاى نهفته كه پيدا كنم ترا ؟ . . .
محمود صبا ( م 1311 ه . ق ) - و ملّا احمد نراقى صاحب طاقديس ، ( م 1245 ه . ق ) مىباشند ، كه برخى از اين سخنوران نامى در حدّ اعجاز ادبى و شاهكار فنّى ، اشعار ماندگارى ، را از خود به يادگار گذاشتهاند .
* اوضاع جهانى آن روزگار
در روزگار قاجاريّه ، كه تقريبا از اوايل قرن سيزدهم شروع مىگردد ، ( جلوس آغا محمّد خان قاجار در سال 1210 ه . ق بود ) جهان در يك تحوّل وسيع سياسى ، اقتصادى و اجتماعى قرار داشت . اروپا در حال زايش تحوّلات و دگرگونىهايى بود ، و همين تحوّلات موجب رقابتها و تنشها در سطح جهانى گرديده بود . پادشاهان قاجار كه به طور ناگهانى و تصادفى با اروپا ارتباط وسيعى پيدا نموده بودند ، در حدّ يك زمامدار معمولى نيز آمادگى و آگاهى سياسى ، نداشتند و نمىتوانستند ، با تجزيه و تحليل روشن ، حوادث بين المللى را در فضاى موجود رقابتهاى استعمارگران ، پيشبينى نمايند ، و در قبال آنها موضعگيرى مناسبى را داشته باشند . تنها هدف آنان ، حفظ تاج و تخت خويش ، و برخوردارى از تنعّم و عيش و نوش و تفريح ، و بهرهگيرى از دسترنج مردم محروم و زجركشيدهء ايران بود ، بىآنكه در مقابل اين دريافتها ، خود را مسئول آسايش مردم دانسته باشند ، و به نفع آنان خدمات و امكاناتى را فراهم بياورند .
* تهاجم به ارزشهاى معنوى
سنن و آداب مذهبى و فرهنگ عمومى و مردمى ، سدّ بسيار نيرومند و استوارى در قبال نفوذ سياسى و اقتصادى غرب بود ، و مردم را از تبديل شدن به ابزار مصرفى كالاهاى اروپايى و غربى ، جلوگيرى مىنمود ، تا وقتى مردم به حكم تعاليم مذهبى استفاده و برخوردارى از كالاهاى بيگانه را به عنوان « تشبّه به كفّار » حرام مىدانستند امكان نداشت ، آنان