تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
مىباشد ، كه فراغت از نگارش آن در روز جمعه 25 شعبان 1128 ه . ق ، رخ داده است . در آن كتاب از عمدة الطالب ، انتقاد نموده است ، كه فرزندان امام حسن ( ع ) ، را بر ديگران ترجيح داده است . او در پايان كتاب ، نسب خود را نيز نگاشته است ، كه محمّد بن علىّ بن حيدر بن محمّد بن نجم ، مىباشد ، و با اين جدّ آخرى اين خاندان ، به عنوان خاندان نجم ، نيز شناخته مىگردند . » مرحوم سماهيجى ، شاگرد او ، وى را به عنوان فاضل محقّق ، به ويژه در علوم عربى و كلام ، نجوم و فلك توصيف نموده است ، و گويد : « از تأليفات او ، كتابى پيرامون امامت ، حاشيهء مدارك ، و تفسير آيهء
قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ
در سورهء يوسف ، مىباشد . او از ابو الحسن فتونى شريف ، روايت مىكند . » « 1 » صاحب كتاب نزهة الجليس ، در مورد آن تفسير ، گفته است : « آن اقيانوس علم انبوهى است ، كه به كناره‌هاى خويش ، گوهرهاى گرانبها را بيرون مىريزد . آن حقيقتا دست‌انبوى اهل حجاز مىباشد . مؤلّف آن مجتهدى است ، كه مردم به‌سوى او شدّ رحال مىبندند ، صاحب نظم و نثر قوى مىباشد . » « 2 » صاحب اللؤلؤة نيز او را با اوصاف فاضل ، محقّق و مدقّق بودن توصيف مىنمايد . « 3 » سرآغاز تفسير : « بعد البسملة و الحمد ، اتمّ محامده الوفية الصفيّة على الدّولة العلويّة الصّفوية . . . . » پايان : « . . . و هو مختلف في ثبوته لمن قال ابو حيّان من تقسيم البحر . » « 4 » * محلّ نگهدارى نسخه‌اى از مجلّد اوّل آن ، در كتابخانهء مجلس شورا در تهران ، تحت شمارهء 3902 ، موجود است ، كه در فهرست آن ، ج 10 ، بخش چهارم ، ص 1926 ، آمده است . از آثار ديگر مؤلّف ، رجل الطّاوس اذا تبختر القاموس - نجح إثبات الأدب المبارك في فتح قرب المولى شبير بن المبارك - تنبيه و سن العين . . . كه در مجلّدات 10 / 163 و 24 / 67 و 4 / 449 ، الذّريعة الى تصانيف الشّيعة ، معرّفى شده‌اند . « 5 »

458 . تعليقهء مختارى بر آيات الأحكام [ م حدود 1140 ه . ق ]

مؤلّف آن ، سيّد بهاء الدّين محمّد بن محمّد باقر حسينى مختارى نائينى اصفهانى ، يكى از اعلام تفسيرى قرن دوازده هجرى مىباشد . خود مؤلّف محترم ، اين تعليقه ، را كه بر آيات الأحكام اردبيلى نگاشته‌اند ، در فهرست تأليفات خود معرّفى نموده است . مرحوم حاج آقا بزرگ ، مىنويسد : « نسب‌نامهء او را با خطّ خودش در پشت كتاب من لا يحضره الفقيه ديدم ، كه پس از كلمهء نائينى ، سبزوارى را نيز افزوده بود . از تأليفات او ، أمان الإيمان مىباشد . وى اجازه‌نامه‌هاى علّامه مجلسى و فاضل هندى ، را با خطّ خودشان ، به ترتيب يكى در سال 1104 ه . ق . و ديگرى در سال 1109 ه . ق آورده بود ، كه اجازهء فاضل هندى ، را در مورد ناصر الدّين سيّد احمد بن محمّد بن روح الأمين عبيدلى سبزوارى ، كه در سال
هامش
( 1 ) الكواكب المنتشره ، ص 661 ، الذّريعة ، ج 4 ، كد معرّفى 1354 . ( 2 ) مجلّهء تراثنا ، شمارهء 18 ، سال 5 ، ص 116 ، به قلم حائرى خرّم‌آبادى . ( 3 ) لؤلؤة البحرين ، ص 104 . ( 4 ) تكملة أمل الآمل ، ص 359 . ( 5 ) معجم مؤلّفي الشّيعة ، ص 400 و 401 . علاوه بر منابع فوق ، شرح حال او در : مرآة الكتب ، ج 2 ، ص 4 - كشف الحجب و الأستار ، ص 162 ، رقم معرّفى 603 - نجوم السّماء ، ص 233 - الفوائد الرّضويّة ، ص 567 آمده است .