تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥

424 . تفسير آقا محمّد السطانى [ زنده در ، 1115 ه . ق ]

مؤلّف آن ، آقا محمّد رضا بن مهدى بن محمّد باقر شريف سبزوارى ، يكى از اعيان تفسيرى اوايل قرن دوازدهم هجرى مىباشد . اين كتاب ، ترجمه و تفسير سورهء مباركهء كهف است ، كه به فرمان سلطان حسين صفوى ، به رشتهء تحرير درآمده است . مؤلّف محترم آن ، پس از طرح ديباچه ، و ذكر اخبار و احاديث در خواصّ اين سوره ، عين سوره را مىآورد ، و آنگاه به ترجمهء تحت اللّفظى هر كلمه ، زير آن ، سپس به توضيح و تفسير هر آيه ، به كمك اخبار و احاديث ، مىپردازد . به اين ترتيب در تاريخ 1115 ه . ق ، به پايان مىبرد . نسخه‌اى از اين تفسير به خطّ نسخ و ترجمهء فارسى ، تحت شمارهء 1461 ه . ق وقف نائينى در كتابخانهء آستان قدس رضوى ، موجود مىباشد . « 1 »

425 . تفسير مير محمّد خاتون‌آبادى [ م 1116 ه . ق ]

مؤلّف آن ، مير محمّد اسماعيل بن مير محمّد باقر خاتون‌آبادى اصفهانى ، يكى از اعيان تفسيرى اوايل قرن دوازدهم هجرى مىباشد . او كه مدرّس در جامع عبّاسى اصفهان بود ، پس از فوت او ، پسرش محمّد باقر ، جاى او را گرفت . او تفسيرى در 14 مجلّد بزرگ دارد . شرح حال او را مرحوم شيخ عبد النّبى قزوينى ، در تتميم الأمل ، آورده است ، و گويد : « او را شرحى بر اصول كافى ، در يك مجلّد ضخيم مىباشد . مرحوم سيّد عبد اللّه جزايرى ، در اجازه خود ، او را از اساتيد جدّش ، محدّث جزايرى دانسته است . شرح حال او در جامع الرّواة ، و در وقائع السّنين ، و در وفيات العلماء ، آمده است . چون سيّد در الرّوضات ، از آن منابع نقل مىكند . پسرش امير محمّد باقر ، استاد سلطان حسين صفوى بود ، و نوه‌اش سيّد محمّد بن مير محمّد باقر ، اجازه‌اى به ميرزا ابراهيم قاضى نوشته است ، و در آن ذكر نموده است كه جدّش از سيّد ميرزا جزايرى ، روايت مىكند ، كه او از مشايخ علّامهء مجلسى بود . » « 2 » علّامه جزّى در كتاب تذكرة القبور از او ياد كرده است ، و از تفسير چهارده جلدى او ، نام مىبرد . « 3 »

* گفتار صاحب طبقات الأعلام

مرحوم علّامهء تهرانى ، در أعلام الشّيعة نيز ، از او ياد مىكند ، و مىنويسد : « خاندان خاتون‌آبادى از مدرّسين محترم اصفهانى بوده‌اند . » « 4 » وى همچنين در الكواكب المنتشرة ، مىنويسد : « ايشان بنا به اظهار مطّلعين از علماى مشهور به فضل ، و معروف به تحقيق و تدقيق بوده‌اند ، ولى سطح فكرشان در حدّ متوسّطى بود . او تفسير بزرگى در 14 مجلّد دارد . احفاد و نوادگان او ، به « سادات پاى قلعه » ، معروف هستند . آنان اشراف و اعيان اصفهان ، و متولّيان مدرسهء چهار باغ اصفهان ، مىباشند . وى داراى آثار و تأليفاتى است كه يكى از آنها : شرح اصول كافى ، ( الذّريعة ، 13 / 304 ) ، حاشيه بر الهيّات اشارات ، ( الذّريعة ، 6 / 110 ، كد 593 ) رجال و رسائل ، ( الذّريعة ، 10 / 96 و 254 ) ، حديث عمران الصّابي ، ( الذّريعة ، ج 13 ، كد معرّفى 713 ) ، نوروزيّه ( الذّريعة ، 24 / 381 ، كد 2051 ) ، در اين كتاب ، تاريخ نوروز را توسّط معلّى بن خنيس از امام صادق ( ع ) ، آورده است . » « 5 »
هامش
كاشان ، پيشگفتار تفسير ، ص 12 و 17 آمده است . ( 1 ) مفسّران شيعه ، تأليف دكتر شفيعى ، ص 167 . ( 2 ) مصفّى المقال في علم الرّجال ، ص 78 و 79 . ( 3 ) مفسّران شيعه ، ص 160 . ( 4 ) طبقات أعلام الشّيعة ، ص 46 و 47 . ( 5 ) الكواكب المنتشرة ، ص 60 و 61 .