اهل بيت ( ع ) ، پايدار ماندهاند . با وجود آنهمه فشارى كه بنى العبّاس به دوستداران اهل بيت ( ع ) ، وارد مىساختند ، و شهر به شهر در تعقيب آنان بودند ، درعينحال مىبينيم ، بذر تشيّع در اين منطقه ، همچنان سالم و دستنخورده محفوظ مانده ، و هر لحظه منتظر فرصتى شده است ، كه خود را نشان دهد .
در دوران حكومت مشعشعيها ، حويزه و دورق دو مركز مهمّ اين حكومت به شمار مىآمد ، و گاهى دورق به علّت حاصلخيزى و پاكى هوا ، و سرسبز بودن سرزمين ، به حويزه امتيازاتى پيدا مىنمود .
يكى از مفسّرينى ، كه در اين قرن معرّفى مىنماييم ، سيّد عبد المطلّب بن حيدر مشعشعى ، حاكم حويزه ، و ديگرى شيخ علىّ بن احمد ابى جامع عاملى است ، كه پس از شهادت شهيد ثانى ، همراه اهلوعيال و فرزندان از جبل عامل ، فرار كرده است ، تا خود را به ايران برساند . مدّتى در كربلا اقامت گزيد . اقامت او را به سلطان عثمانى ، خبر دادند . او دستور داد او را دستگير كرده و شبانه به او برسانند . شيخ نامبرده ، همراه اهلوعيال خود به قصد بلاد ايران ، كه همواره مأمن و ملجأ شيعيان جهان بوده و هست ، از كربلاء خارج شد . هنگامى كه به دورق رسيد ، مولى عبد المطلّب ، والى شهر به استقبال او شتافت ، و پذيرايى گرمى از او به عمل آورد ، و او را از مسافرت به بلاد ايران منصرف ساخت ، او نيز پذيرفت و با همكارى و كمك وى به نشر علوم و تمركز معارف پرداخت ، تا اينكه به دست مبارك او ، برگزيدگان و نخبگانى از علماء از آن سرزمين ، برخاستند . كه يكى از آنان مولى خلف بن والى ، صاحب تأليفات در حديث ، ادب ، منطق و ساير فنون و معارف اسلامى است .
مؤلّف كتاب « الياقوت الأزرق ، في أعلام الحويزة و الدّورق » ، به تعداد كثيرى از اين نوع علماء و ادباء اشاراتى دارند ، كه در جمع آنان ، تعداد كثيرى از مفسّرين مورد ترجمهء ما ، مانند طريحىها ، مشعشعىها ، علوىها و كعبىها ، ديده مىشوند ، و مرحوم سيّد عبد اللّه جزائرى ، در اجازهء كبيره ، و مرحوم سيّد نعمة اللّه جزائرى ، در كتاب « مسكّن الشجون في جواز الفرار من الطّاعون » ، كه در سال 1102 ه . ق رخ داده است ، از تعدادى از اين رديف عالمان دين و مفسّران قرآن ، نام برده است ، كه پس از وقوع طاعون ، به رحمت خدا پيوستهاند .
* فلاحيّه
پس از وقوع طاعون در آن منطقه ، مركزيّت علم در سال 1160 ه . ق به منطقهء « فلاحيّه » ، انتقال يافته است ، و كعبىها به امارت رسيدهاند . آنان كه همگى شيعهء اثنىعشرى بودهاند ، علماء را مورد توقير و تكريم قرار داده ، و به شعراء و ادباء محبّت ورزيدهاند . حكّام كعبى با برخى از علماى نجف اشرف ، مكاتبه و مراسله داشتهاند ، و از آنان مىخواستند ، كه به فلاحيّه ، بيايند ، و تمام مخارج زندگى آنان را متقبّل مىشدند . شيخ بركات بن عثمان بن سلطان بن ناصر كعبى دورقى ، ( متوفّى 1197 ه . ق ) كتابخانهء بزرگى در فلاحيّه به وجود آورد ، كه صدها كتاب حديث ، فقه ، تفسير ، ادب و تاريخ در آن نگهدارى مىشد ، كه سرپرستى و اختيارات آن را به شيخ خلف عصفورى ، ( متوفّى 1208 ه . ق ) ، سپرد ، و مرحوم شيخ خلف يكى از بزرگان علماى شيعه ، و برادرزادهء علّامهء محدّث و فقيه جليل ، شيخ يوسف بحرانى ، صاحب « الحدائق النّاضرة في فقه العترة الطّاهرة ( ع ) » ، مىباشد . شيخ خلف ، جمعى از علماء و ادباء را دعوت نمود ، تا در آن كتابخانه به تحقيق و تتبّع ، و استنساخ از اين