سال 1156 ه . ق نيز دستور تشكيل كنفرانس ديگرى در نجف اشرف ، حوزهء علميّه شيعه ، داد . در اين كنفرانس ، جمعى از طلّاب و علماء در ركاب نادر شاه بودند كه اسامى برخى از آنان به اين ترتيب در برخى از اسناد آمده است :
1 . ميرزا محمّد علىّ بن ملّا شفيع ، نائب الصّدارة العليّة العالية .
2 . ميرزا محمّد حسين بن ميرزا عبد الكريم قاضى عسكر .
3 . آقا حسين بن آقا ابراهيم ، شيخ الإسلام اردوى معلّى .
4 . ميرزا بهاء الدّين بن محمّد ، شيخ الإسلام كرمان .
5 . ميرزا صدر الدّين محمّد ، شيخ الإسلام مغان .
6 . قاضى هرات .
7 . آقا حسين ، شيخ الإسلام سبزوارى .
8 . شيخ الإسلام استرآباد .
شيوخ اسلام شروان ، تهران و نيشابور ، و سيّد محمّد پيشنماز قم و . . . . « 1 »
در تأييد مطالب فوق ، يكى از مورّخين عصر صفوى مىنويسد : « امور صالحى و زاهدى ، چنان بالا گرفت كه امور عقليّه و كارهاى موافق حكمت و تدبير در امور ، نيست و نابود گرديد . ديباچهء برخى از كتابهاى آنروز را مىخواندند كه با براهين و آيات ، سلسلهء جليلهء صفويّه را نسلا بعد نسل به ظهور قائم آل محمّد ( عج ) وصل مىداد ، ازاينرو قوىدل شدند ، و تكيه بر اين اقوال نمودند و سرنوشت مملكتدارى را از دست رها نمودند .
وقتى انگشتر شاهطهماسب از دستش مىافتد و گم مىشود ، فورا شاعرى مىگويد :
دلى كه غيبنماى است و جام جم دارد * ز خاتمى كه دمى گم شود ، چه غم دارد ؟ !
و از اين قبيل مسائل نامربوط .
و ازسوىديگر ، فساد در تمام شئون سياسى و ادارى كشور رخنه پيدا نمود . در دستگاه دولتى ، از بىتميزى و نبودن حساب و كتاب ، چنان افراط و تفريطى در امور لشكرآرائى و رعيّتنوازى روى داد ، كه از تهيدستى ، غلامان خاصّهء سركار فيض آثار و عملهجات ديوان عظمتمدار پادشاهى . . . از تهيدستى و عسرت و پريشاناحوالى ، به حدّ تفريط بىسروسامان ، و از فقر درهم شكستند . » « 2 »
* مراكز تشيّع
در راستاى معرّفى مفسّران شيعه ، جا دارد به معرّفى برخى از خاستگاههاى تشيّع و مراكز زندگى آنان نيز اشارتى داشته باشيم تا خوانندهء محترم ضمن آشنايى با شخصيّتهاى تفسيرى ، با مهدهاى تشيّع و مراكز خيزش حركتهاى فرهنگى و علمى نيز آشنايى پيدا كند . در پيشگفتار اين قرن ، به دو منطقهء شيعهنشين اشارتى داريم ، و در بخشهاى بعدى نيز اين برنامه را با لطف الهى تعقيب خواهيم نمود ، و آن دونقطه ، « حويزه » و « دورق » مىباشند ، كه هر دو از مراكز شيعى به شمار مىروند . در طول قرن 11 و 12 ، در جمع مفسّران شيعه ، مكرّر با اين دو نام برخورد مىنماييم ، و با مفسّرانى مواجه مىشويم كه از آن دو سرزمين برخاستهاند .
حويزه و دورق از روزگاران گذشته ، از مراكز ادب شيعه در جهان اسلام به شمار مىروند . از اين سرزمين پاك ، ادباء و شعراى نامورى برخاستهاند ، كه همگى در دفاع از اهل بيت عصمت ( ع ) ، شعر سرودهاند و گامهاى استوارى را در دفاع از اين مكتب
هامش
( 1 ) ترجمه و نقل از پيشگفتار قرن دوازده « الكواكب المنتشره » تأليف حاج آقا بزرگ تهرانى - الذّريعة ، ج 18 ، ص 319 .
( 2 ) رستم التّواريخ ، ص 98 ، 99 ، 102 ، 126 و 140 .