برخى تنها به معانى الفاظ ، و عدّهاى به جنبههاى ادبى و نحوى آن پرداختهاند . گروهى به استخراج مسائل صرفى بسنده كردهاند و تعدادى به مباحث كلامى و اعتقادى اشتغال ورزيدهاند ، و جمعى نيز از ديدگاههاى گوناگون به قرآن نگريستهاند . من تصميم گرفتهام در ذيل برخى از آيات ، آثار اهل ذكر و برگزيدگان الهى را افزون نمايم ، چيزى كه آشكاركنندهء خورشيدهاى تنزيل ، و كاشف اسرار برخى از تأويلها گردد ، و اگر چيزى را نقل نمودم كه به ظاهر ، مخالف اجماع طايفهء محقّهء اماميّه گردد ، مقصودم بيان عقيده يا اظهار عمل نيست ، بلكه آن را آوردهام تا ناظر آگاه بداند چگونه نقل شده است ، و از كى به ما رسيده است ، تا راه چاره و علاج و توجيه آن را دريابد ، و اگر مطلبى را نقل نمودم كه در جايگاه معمولى تفاسير علىّ بن ابراهيم يا مجمع البيان طبرسى نبود ، بدانند كه درست از آن كتاب نقل شده است ، منتها از غير آن جايگاه ويژهء خودش . من مدّتى از عمرم را با همهء محنتها و اندوهها و مصائب و آلام صرف اين كتاب نمودم و آن را ، « نور الثّقلين » ، ناميدم . اميدوارم كه لفظ آن مطابق معنا ، بوده باشد . » « 1 »
* گفتار بزرگان در حقّ او
به علّت مطرح بودن تفسير نور الثّقلين ، در مجامع اسلامى و علمى ، نظرات و گفتارهاى متعدّدى از بزرگان در حقّ آن ، آمده است ، كه ما به نقل گفتار چند تن از اهل نظر بسنده مىكنيم :
1 . گفتار مرحوم علّامهء طباطبائى :
مرحوم علّامهء طباطبائى بر مقدّمهاى كه بر چاپ جديد و تصحيحشدهء آن نگاشته است ، آن را به عنوان كتاب قيّم و استوار مىستايد كه اخبار پراكندهء وارده در تفسير قرآن از اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) ، را يك جا ، جمعآورى نموده است . « 2 »
2 . گفتار شيخ حرّ عاملى :
صاحب أمل الآمل ، كه از معاصرين او بوده است ، او را به عنوان فردى فاضل و عارف به علوم ادبى و عروض ، شاعر اديب و نويسنده معرّفى مىكند و در حقّ او گويد :
« او فقيه محدّث ، ثقه ، ورع ، شاعر اديب ، جامع علوم و فنون و معاصر ما بوده است . او كتاب نور الثّقلين ، در تفسير قرآن كريم در چهار مجلّد دارد ، كه از عهدهء آن خوب بيرون آمده است . احاديث پيامبر اكرم ( ص ) و ائمّهء اطهار ( ع ) ، را از كتابهاى حديث آورده است ، و جز آن بزرگواران ، از كس ديگرى ، مطلب نياورده است . من با خطّ خود او تفسير او را ديدهام و از روى آن ، يادداشت برداشتهام » . « 3 »
3 . گفتار ميرزا محمد باقر خوانسارى صاحب روضات :
مرحوم ميرزا محمّد باقر موسوى خوانسارى ، مؤلّف روضات الجنّات ، ضمن آوردن شرح حال او ، بىآنكه به تاريخ وفات اختلافى او اشارتى داشته باشد ، تعريف شايان توجّهى از تفسير او به عمل مىآورد و مىگويد : « تفسير او ، يك تفسير لطيف ، محكم ، معتبر و جامع بيشترين احاديث تفسيرى اماميّه مىباشد . مصنّف محترم آن از سعى و كوشش در تتبّع اخبار مربوط به تفسير ، كوتاهى نورزيده است . سيّد نعمة اللّه جزائرى ، شاگرد او در كتاب « المقامات » ، گفته است : « هنگامى كه در شيراز پيش استادم ، صاحب تفسير نور الثّقلين ، به تحصيل اشتغال داشتم ، هنگامى كه او از تأليف تفسير فراغت
هامش
( 1 ) پيشگفتار مؤلّف در آغاز كتاب .
( 2 ) تقريظ استاد علّامهء طباطبائى بر چاپ جديد تفسير ، ص 4 .
( 3 ) أمل الآمل ج 2 ، ص 154 ، تحت كد 449 .