آن ، حاشيهاى نيز بر كتاب « الشّفاء » ، و حاشيهاى بر كتاب « إثبات الواجب » ، دوانى ، و حاشيهاى بر تفسير العروة الوثقى شيخ بهائى ، دارد . او در سال 1070 ه . ق ، در شيراز از دنيا رفت . « 1 »
341 . حاشيهء گيلانى بر بيضاوى [ زنده در 1070 ه . ق ]
مؤلّف آن ، ملّا رفيع بن عبد الرزّاق گيلانى ، ( زنده در سال 1070 ه . ق ) ، يكى از مفسّرين عاليقدر قرآن ، در قرن يازدهم هجرى مىباشد .
صاحب طبقات أعلام الشّيعة مىنويسد : « ملّا رفيع بن عبد الرزّاق گيلانى ، به خطّ خودش ، تفسير بيضاوى را ، در مدرسهء مقيميّهء شيراز ، در اواسط ربيع الأوّل 1070 ه . ق ، نگاشته است ، و نسخهاى از آن ، پيش حسين هندى حائرى آل خير الدّين ، در كربلاء ، موجود مىباشد . » « 2 »
342 . تفسير فارسى مجلسى اوّل [ م 1070 ق ]
مؤلّف آن ، عالم جليل و محدّث خبير ، مرحوم مولى محمّد تقى بن مقصود على والد علّامهء مجلسى دوّم ، يكى از اعلام تفسيرى قرن يازدهم ، و يكى از مفاخر شيعهء اماميّه مىباشد .
شهرت و آوازهء مجلسىها ( پدر و پسر ) والاتر و فراگيرتر از آن است كه به معرّفى و بازگويى شرح حال آنان نيازى وجود داشته باشد . نگرش ما در اين بخش ، فقط از زاويهء تفسير و تفسيرنگارى مىباشد .
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، در طبقات أعلام الشّيعة ، مىنويسد :
« او در اصفهان متولّد گرديد ، ولى اصل و ريشهء آنان ، از دار المرز رشت مىباشد ، آنچنانكه در روضة الصّفاء ، ج 8 ، و در أمل الآمل ، ج 2 ، ص 252 ، و در تعليقات افندى بر أمل الآمل ، ج 5 ، ص 47 ، آمده است . و شيخ نورى ما ، شرح حال او را در « الفيض القدسى » ، و در خاتمة المستدرك ، آورده است .
والدهء او ، دختر عالم جليل القدر ، درويش محمّد بن حسن عاملى نطنزى اصفهانى ، مىباشد . او آثار و تأليفات متعدّدى دارد ، كه عمده تأليف او ، « روضة المتّقين في شرح من لا يحضره الفقيه » ، مىباشد ، كه اخيرا در 14 مجلّد چاپ و نشر يافته است ، و حديقة المتّقين در عبادات ، و الرّضاعيّة و المناسك ، و شرح صحيفه سجاديّه ، و تفسير فارسى قرآن مجيد مىباشد ، آنچنانكه از لوامع او آشكار مىگردد . . . . » « 3 »
او از شاگردان شيخ بهايى ، و ملّا عبد اللّه شوشترى ، بوده است ، و از محقّق كركى نيز ، روايت مىنمايد .
در ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 199 ، شرح حال او آمده است ، بىآنكه به تفسير او اشارتى داشته باشد . « 4 » در الأعلام زركلى ، شرح حال او ذكر شده است ، و از تأليفات و آثار شعرى و نثرى او ، سخن به ميان آمده است ، بىآنكه به كتاب تفسير او اشارتى شده باشد . « 5 »
صاحب معجم المؤلّفين ، هم شرح حال او را به اجمال آورده است ، و از او به عنوان صوفى و عارف به رجال ياد شده است ، و از آثار او ، شرح مشيخهء من لا يحضره الفقيه ، و شرح خطبهء همّام ، در صفات متّقين ، و طبقات رواة ، نام برده است . « 6 »
در فوائد رضويّهء شيخ عبّاس قمى ، هم ضمن توصيف او به عالم بودن در فقه ، تفسير ، حديث ، و رجال ، و فائق آمدن او بر اهل دهر ، بخشى از
هامش
( 1 ) طبقات أعلام الشّيعة ص 8 و 9 ، رياض العلماء ، ج 1 ، ص 26 .
( 2 ) طبقات أعلام الشّيعة ص 228 ، چاپ مرواريد .
( 3 ) طبقات اعلام الشّيعة ص 101 .
( 4 ) ريحانة الأدب ج 5 ، ص 199 .
( 5 ) الأعلام زركلى ، ج 6 ، ص 62 ؛ او از روضات الجنّات ، ج 1 ، ص 131 نقل كرده است .
( 6 ) معجم المؤلّفين ج 9 ، ص 137 .