1065 ه . ق ، در بغداد رخ داده است . « 1 »
مرحوم افندى صاحب رياض العلماء گويد :
« نسخهء اين تفسير پيش من موجود است .
در زندگى او چنين آمده است : او نخست به عنوان شيخ الإسلام دارالمؤمنين استرآباد منصوب گرديد ، سپس برخى سوانح و حوادث پيش آمد كه مردم شهر او را از استرآباد بيرون كردند . پس از آنكه او شكايت پيش شاهعبّاس برد ، دستور داد او را از ايران بيرون كنند . پس از مرگ شاه ، به كاظمين برگشت . وى پيش از آنكه سلطان مراد به اين مناطق مسلّط گردد ، او به بلاد عجم بازگشت . »
مرحوم افندى مىافزايد : « از تصنيفات او : شرح الدّروس ( ناتمام ) با خطّ خود او من ديدهام .
نسخهاى از آن پيش ما بود كه اكنون از بين رفته است . و ديگر كتاب شرح نهج المسترشدين علّامه ( ره ) ، كه به نام « كشف اصول الدّين » مىباشد ، و آن شرح مبسوط و ممزوج با متن مىباشد كه بسيار زيبا و نيكو تأليف شده است . آن را در بين كتابهاى مرحوم ملّا محمّد حسين اردبيلى ( ره ) ديدهام كه در سال 1029 از تأليف آن فارغ شده است . در مشهد كاظمين صبح جمعه ، 9 ربيع الأوّل .
از آثار ديگر او مىتوان از :
شرح جعفريّه ، فقه الصّلاة ، تأليف شيخ على كركى ، و رسالهاى مختصر پيرامون اصول دين نام برد . » « 2 »
قابل توجّه آنست كه كتاب مسالك الأفهام يكى از متون ارزشمند تفسيرى و فقهى مىباشد و نگارنده براساس ارزش علمى آن تصميم دارد با عنايت ربّانى در سال جارى چاپ مجدّد آن با حروف زيبا و ديدهنواز اقدام نمايد و هماكنون مشغول تايپ و حروفچينى آن اثر قرآنى مىباشد از خداوند متعال إتمام و تكميل آن را مسئلت دارد !
334 . تعليقهء سيالكوتى بر بيضاوى [ م 1067 ق ]
مؤلّف آن ، مولى عبد الحكيم بن شمس الدّين سيالكوتى هندى ، ( متوفّى 1067 ه . ق ) يكى از مشاهير علماى هند ، در قرن يازده ، معاصر سلطان محمّد شاه جهان ، و محمّد عالمگير اورنگ زيب ، و از مفسّرين نامدار آن قرن مىباشد .
در رياض العلماء ، آمده است : « او از اكابر علماء و مشاهير فضلاء ، در ديار هند ، و مشهور به تسنّن مىباشد ؛ در صورتى كه او تشيّع خود را به صورت تقيّه پنهان مىنموده است . پس از درگذشتش ، وصيّتى از او نسبت به فرزندش ابو الهادى بيرون آمد ، كه حسن اعتقاد وى را نشان مىداد ، و رسالهاى در اثبات امامت و ابطال حجج و دليلهاى مخالفين ، در 3000 صفحه ، بيرون آمد . اين نوشته را با برخى از احاديث اماميّه ، در صندوق مقفّلى قرار داده بود . و مير معزّ الدّين محمّد بن مير فخر الدّين محمّد مشهدى ، آنها را استنساخ نموده بود .
در هر صورت ، بنا به نگارش او ، او حاشيهاى بر تفسير بيضاوى دارد ، كه يك جلد از آن را كه در رابطه با جزء اوّل قرآن مجيد مىباشد ، در شهر هرات رؤيت نمودم كه به سلطان شاه جهان محمّد ، ( معارض نادر شاه ) ، تقديم نموده بود . » « 3 »
صاحب طبقات ، پس از نقل سخن صاحب رياض مىنويسد : « ظاهرا او استاد شمس الدّين محمّد بن نصير خمامى مىباشد . وى استاد خود را با القاب : العلّام ، الفهّام ، الجامع للمعقول و المنقول ،
هامش
( 1 ) أعيان الشّيعة ج 4 ، ص 215 و 216 .
علاوه بر مدارك فوق ، شرح حال او را مىتوان در : مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 405 - نجوم السّماء ، ص 66 - كشف الحجب و الأستار ، ص 126 - ايضاح المكنون ، ج 2 ، ص 472 - الأعلام زركلى ج 2 ، ص 142 ، معجم المؤلّفين ج 3 ، ص 165 - ريحانة الأدب ، ج 4 ، ص 280 مطالعه نمود .
( 2 ) أمل الآمل ج 2 ، ص 57 .
( 3 ) طبقات اعلام الشّيعة ج 5 ، ص 315 .