مقدّس اردبيلى نسبت دادند ، كه خود در عصر تصوّف صفويان زندگى مىكرد ، نه در عصر اخباريّون . « 1 »
330 . تفسير لطائف غيبى عاملى [ م 1060 ق ]
مؤلّف آن ، عالم ربّانى ، سيّد احمد بن زين العابدين علوى حسينى جبل عاملى يكى از اعلام قرن يازدهم هجرى مىباشد . او كه يكى از شاگردان عالم بزرگوار ، مرحوم شيخ بهاء الدّين عاملى است . مجاز از طرف او به تاريخ 1012 ه . ق ، مىباشد ، در عين حال داماد و خالهزادهء فيلسوف عالىمقام ، مرحوم محقّق داماد و مجاز از طرف ايشان به تاريخ 15 جمادى 1017 ه . ق ، مىباشد . « 2 »
* آغاز تفسير
در مطلع تفسير آمده است : « الحمد كلّه للّه ربّ العالمين ذى السّلطان السّاطع . . . » « 3 »
* شيوهء تفسيرى او
او شيوهء تفسيرى خود را براساس روش متكلّمان ، پايهگذارى نموده است . نخست آياتى را كه محلّ استناد در اثبات ذات حقّ و صفات او ، يا در اثبات نبوّت و امامت و معاد مىباشد آورده است و آنگاه در ذيل هركدام از استدلالها ، لطيفهاى را نيز بازگو نموده است . فراغت از تأليف آن ، در سال 1044 ه . ق ، رخ داده است .
او تأليفات ديگرى نيز دارد ، به نامهاى : حظيرة الانس و حاشيه بر تجريد الكلام خواجه ، و رسالاتى در ردّ نصرانيّت .
* گفتار دكتر صفا
آقاى دكتر ذبيح اللّه صفا ، در تاريخ ادبيّات ، در مقام معرّفى او مىنويسد : « مؤلّف كتاب ، از شاگردان ميرداماد و شيخ بهائى است . كتاب لطائف غيبى كه به سال 1044 ، تأليف و به شاه صفى تقديم شده است ، به شيوهء متكلّمان فراهم آمده است . يعنى آياتى كه محلّ استناد دربارهء ذات واجب و صفات او و همانند آنهاست ، تأويل و از هريك در ذيل ، لطيفهاى ياد شده است . » « 4 »
* مركز نگهدارى
اين تفسير ، در فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، ج 1 ، ص 189 معرّفى شده است . اين كتاب به سال 1396 ه . ق ، در تهران چاپ شده است ، و ناشر در صفحهء 83 مقدّمه مىگويد : « به خاطر مصالح عاليهء اسلامى ، قسمتى از آن سانسور شد ! » « 5 »
331 . حاشيه بر كشّاف آنسى [ م 1062 ق ]
مؤلّف آن ، قاضى صالح بن داود آنسى ، ( متوفّى 1062 ه . ق ) ، يكى از اعلام زيدى يمن در قرن يازدهم هجرى مىباشد . او اين تفسير را در حاشيهء سيّد علوى بر كشّاف ، تلخيص و اختصار نموده است .
سرآغاز آن : « الحمد للّه الّذي أنزل الفرقان و علّم القرآن و خلق الإنسان » مىباشد . « 6 »
* ديگر تأليفات او
او علاوه بر تفسير فوق ، تأليفات ديگرى نيز ، دارد كه به سه جلد از آنها اشاره مىكنيم :
هامش
( 1 ) طبقات أعلام الشّيعة ص 572 .
( 2 ) الذّريعة ج 1 ، ص 237 .
( 3 ) الذّريعة ج 1 ، ص 159 و 160 .
( 4 ) تاريخ ادبيّات در ايران ج 3 / 5 ، ص 1464 .
( 5 ) ادبيات استورى بخش تفاسير قرآن ، ص 180 .
( 6 ) مؤلّفات الزّيديّة ج 1 ، ص 411 .