تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
يكى از اعلام قرن يازدهم هجرى مىباشد . او كه در هندوستان ، تحت عنوان « مير ميران » ، يا « لويزان » شهرت يافته است ، اين تفسير شريف را به امر شيخ محمّد بن خاتون عاملى ، تأليف نموده ، و به سلطان عبد اللّه قطب شاه ، سلطان دكن ، اهداء نموده است ، و خود آن را به نام « تفسير قطب شاهى » موسوم گردانده است . فراغت از تأليف آن ، در حيدرآباد دكن ، در ماه رجب 1044 ه . ق ، رخ داده است .

* آغاز و پايان آن

« سپاس مكرمت اساس معرفت اقتباس و ستايش پيروان ، از حيطهء حصر و دايرهء قياس كه سخنوران موزون طبع كامل عيار . . . . » انجام : « . . . بارالها بحقّ سيّد ابرار و عترت اطهار او . . . ما را در كنف حمايت و ظلّ حراست خود ، مصون و محفوظ بدار . . . تمام شد سورهء فصاحت و بلاغت نظام . . . من الهجرة النبويّة عليه و على آله ، الف الف ، صلاة و الف الف ، تحيّة . » * مركز نگهدارى نسخه‌اى از اين تفسير ، در كتابخانهء آستان قدس رضوى مشهد ، موجود است . « 1 » صاحب الأعلام ، در معرّفى بيشتر آن مىنويسد : « معزّ الدّين اردستانى ، مشهور به « مير ميران » ، حسين لويزانى ، نزيل حيدرآباد دكن ، صاحب تفسير « هل أتى » ، به زبان فارسى ، كه آن را به امر استاد فاضل و عالم خويش ، محمّد بن خاتون عاملى ، و به نام سلطان عبد اللّه قطب شاه تأليف نموده است ، و در دهم رجب 1044 ه . ق ، از تأليف آن فارغ شده است . نسخه‌اى از آن در كتابخانهء آستان قدس رضوى ، موجود است : و در الذّريعة ، ج 4 ، ص 150 معرّفى شده است . ظاهر امر اين است ، كه او استاد ملّا زمان لاهيجى مىباشد . ( الذّريعة ، ج 9 ، ص 405 ) ، او تأليف ديگرى نيز به نام « هداية العالمين في إثبات إمامة أمير المؤمنين بالآيات و الأحاديث المتّفق عليها بين الفريقين » ، مىباشد ، كه به زبان فارسى است و به امر سلطان عبد اللّه قطب شاه ، در سال 1058 ، انجام داده است ، و در برخى از نسخه‌ها ، آن را به نام « كاشف الحقّ » ، ناميده است . ( الذّريعة ، ج 17 ، ص 236 ) ، و در برخى از نسخه‌ها ، « كشف الحقّ » ، ( الذّريعة ، ج 18 ، ص 32 ) و در برخى از نسخه‌ها ، « مناقب قطب شاهى » ، ( الذريعة ، ج 22 ، ص 333 ) ، و در برخى از نسخه‌ها ، « الإمامة » ، ( الذّريعة ، ج 2 ، رقم 1275 ) ، ناميده شده است ، كه همگى آنها يك كتاب بيشتر نيست ، كه در ديباچهء آن آمده است . »
بود پنجاه و هشت بعد هزار * كه به پايان رسيد اين گفتار « 2 »
در تعليقه‌اى كه بر اين مطلب در پاورقى آمده است ، چنين مىخوانيم : « هنگامى كه اين كتاب به ايران رسيد ، روزگارى بود كه حكومت صفوى از تصوّف و عرفان برگشته بود ، و بزرگان و مسئولين را از بين كسانى انتخاب مىنمود كه نوعا اخباريّون غير ايرانى بودند ، كه دور از تصوّف و عرفان فكر مىكردند . و از علماء بر ضدّ صوفيان ، استفتاء مىنمودند و گاهى آنان را تحت فشار ، قرار مىدادند ، تا صوفيان را تفسيق و تكفير نمايند . ( الذّريعة ، ص 209 ) ، رساله‌هاى متعدّدى در اين مورد نوشته شده ، كه بخشى از آنها را مىتوان در الذّريعة ، ج 4 ، ص 150 ، و باز در جلد 10 ، صفحات 204 تا 209 ، به ويژه رقم 564 ، ملاحظه نمود . اين رساله‌ها را در كتابى مندرج نمودند ، و به نام « حديقة الشّيعة » ناميدند . ( الذّريعة ، ج 6 ، ص 286 ) ، و به
هامش
( 1 ) فهرست كتب خطّى آستان قدس رضوى ج 1 ، ص 437 ، الذّريعة ، ج 4 ، ص 344 ، كد معرّفى 1508 . ( 2 ) طبقات أعلام الشّيعة تأليف حاج آقا بزرگ تهرانى ، ص 571 .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 564 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي