تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
كتابت ، كنزها و خزينه‌هايى از لابلاى آن ابراز و آشكار نمودم . با اينكه راز كلام اللّه تعالى ، بالاتر از آن است ، كه زبان به آن احاطه نمايد و اطراف و اكناف آن را بنان و بيان احاطه نمايد ، ولى چه بايد كرد ، به تفسير آن آغاز نمودم . از خداوند متعال ، مسئلت مىدارم ، كه مرا به اطّلاع و آگاه شدن به معانى كتاب مجيد خود ، موفّق گرداند . پس حجاب را از رخ برخى از آيات و سوره‌هاى آن برافكندم و پرده را از چهرهء بيّنات آن بازگشودم . مانند تفسير آيه‌ها و سوره‌هاى آية الكرسى ، آية النّور ، يس ، حديد و . . . و جز آنها اقدام نمودم . » « 1 »

* امّ القرآن چرا ؟

او در جايى ديگر ، از پيشگفتار تفسير سورهء فاتحه ، مىگويد : « سورهء فاتحة الكتاب را ، « امّ القرآن » ، ناميده‌اند ، چون محتوى مجموعه‌هايى از معانى است ، كه در قرآن آمده است ، و گاهى سورهء « كنز » و « خزانه » ، يا « وافيه » ، ناميده‌اند ، آن‌چنان‌كه سورهء حمد نيز موسوم است . و گاهى « مثانى » ، مىگويند ، چون در هر نماز دو بار خوانده مىشود ، يا اينكه دو بار ، نازل شده است ، يك‌بار در مكّه ، بار ديگر در مدينه ، و گاهى سورهء « الشّافية » ، نيز گفته‌اند . سورهء فاتحه ، محتوى هفت ، آيه مىباشد ، هرچند اختلاف‌نظر رخ داده است ، در اينكه آيه
صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
( سورهء فاتحه ، آيهء 7 ) ، آيهء مستقلّى است ، بدون بسم اللّه ، يا اينكه بسم اللّه آيهء مستقلّى است و آن جزئى از آيه مىباشد ؟ »

* معناى استعانت

استعانت مىجويم به خداوند قيّومى كه ، با نام او قيام داريم ، و با قدرت و نيروى او آسمان روى زمين به پا شده است ، و خضوع ، ركوع و سجود انجام داده است ، آن‌چنان‌كه ما نماز مىگزاريم ، و روزه مىداريم ، و او را قصد مىكنيم ، و هدف قرار مىدهيم ، و به‌سوى او حركت و سكون داريم ، و از پيامبر و اولاد او اقتداء و پيروى داريم ، و در اعمال و علوم از آنان كسب فيض مىكنيم . برادرانم ! خداوند نصيب شما را از درك عجايب قرآن و درخواست اسرار و رموز آن فراوان سازد . اين هنگام نخستين سرآغاز ورود به مناظر آيات قرآنى پس از تمهيد كليدهاى ابواب جنان و روشنگرى چراغهاى انوار هدايت و عرفان ، و محكم‌سازى شالوده‌هاى حكمت و ايمان مىباشد . بدانيد اين انسان شريف‌ترين موجودات جهان ، چون در آغاز تكوّن خود ، در پائين‌ترين حدّ پستى و نقصان بود ، چون او محصولى از طبايع عناصر و اركان ، همانند ديگر حيوانات مىباشد . او در مراتب پائين‌تر نسبت به ديگر جواهر و اعيان قرار دارد ، چيزى كه هست اينكه در ذات او استعداد ترقّى به سرحدّ كمال و بالا رفتن به انوار مبدأ متعال . . . نهاده شده است . او مىتواند به معارف كلّى عقلى با تجرّد از محسوسات مادّى ، نائل آيد . او در اثر زهد و وارستگى از زخارف دنياى پست و دنى و خلاص و نجات يافتن از قيد و بندهاى نفسانى ، و رهايى از قيود شهوانى و نفسانى ، مىتواند به مراتب بالاترى نائل آيد و اين امر ، جز با هدايت و تعليم و تهذيب و استوار ساختن او عملى نيست . پس خداوند متعال ، پيامبر هدايتگر را به عنوان آموزگار و معلّم ، مبعوث نمود ، و كتاب الهى محكم و استوارى را كه در آن ، جوامع علوم الهى و اسرار و رموز ربّانى نهفته است ، و محتوى آداب و سنن عملى و احكام سياسى است ، نازل فرمود و آن را به صورت متفرّق برحسب مصالح و نيازها
هامش
( 1 ) التّفسير الكبير ج 6 ، ص 6 ، چاپ انتشارات بيدار قم .