الذّكر و الشكر و التوكّل و التوحيد ، گنج سعادت و . . . . « 1 »
327 . تفسير ملّا صدرا شيرازى [ م 1050 ق ]
مؤلّف آن ، حكيم فرزانه ، محقّق نحرير ، فيلسوف متألّه ، مفسّر عالىمقام ، محمّد صدر الدّين شيرازى ، يكى از اعلام و فرزانگان قرن يازدهم هجرى مىباشد .
در آن روزگار بحران تصادم آراء و افكار ، و در عصر حمايت از جمود و قشرگرايى ، مرحوم ملّا صدرا ، فعّاليّتهاى فكرى و فلسفى را آغاز نمود ، و از آن ميان در مورد قرآن و فهم درست آن ، گامهايى برداشت . او تعدادى از سورهها را تفسير نمود ، و در آرزوى تفسير كبير و تشريح تمام سورههاى قرآن مجيد بود ، ولى در اثر اشتغالات فراوان ، به چنين آرزويى نايل نيامد ، با اين حال ، تعداد كثيرى از سورههاى مباركهء قرآن مجيد را تفسير نمود كه از آن ميان ، تفسير الفاتحة ، البقرة ، السّجدة ، الحديد ، الأعلى ، الطّارق ، آية النّور ، الزّلزال ، الواقعة ، الجمعة ، يس ، الكافرون و غيره مىباشد .
* شيوهء تفسيرى او
او كه در رشتهء فلسفه و حكمت ، صاحب مكتب و مسلك مىباشد ، در زمينهء تفسير و شرح احاديث نيز ، تبحّر خاصّ و سبك ويژهاى ، دارد . چون او اصول كافى را شرح كرده است .
او در زمينهء قرآن ، اغلب سورهها و آيات را مورد مطالعه و شرح و بسط قرار داده است . سبك كار او اين گونه مىباشد ، كه نخست به شرح و توضيح مفردات آيه مىپردازد ، آنگاه به اختلاف قرائتها و ذكر اقوال و آراء توجّه پيدا كرده ، و كلمهء حقّ و مقصد مورد انتخاب خود را ، برمىگزيند . تفاسير بيضاوى ، كشّاف ، احيانا ، فخر رازى ، و تفسير نيشابورى و مجمع البيان ، مورد عنايت او قرار دارد .
پس از مطالعهء تفاسير فوق ، به تبيين معانى و تشريح لطايف و زيباييها و حقايق قرآن مىپردازد . او دريافت شخصى خود را ، از آيات مطرح مىسازد ، و اعتقاد دارد ، قرآن يك غذاى روحى آسمانى است ، كه هركس به سهم خود ، و طبق درك و شعور خود ، از معارف عاليهء آن ، بهره و نصيبى دارد .
او در پيشگفتار تفسير سورهء حديد ، كه ظاهرا نخستين اثر تفسيرى او بوده باشد ، در مورد انگيزهء تأليف تفسير قرآن ، چنين مىنويسد :
« اين بندهء ضعيف مسكين ، محتاج جود و بخشش خداوند حقّ مبين ، محمّد مشهور به صدر الدّين ، پس از آنكه معظم كتابهاى حكماى مشتهر به فضيلت و براعت را ورق زدم ، و در كتابهاى اغلب علماى مشار اليه به علم و شريعت تدبّر و تأمّل نمودم ، باز نتوانستم آن عطشى را كه در جستجوى كشف و يقين آنها داشتم ، سيراب نمايم و حرارتم را خاموش ، و نائرهء شوقم را در توسّل به معرفت حقائق دين ، اطفاء نمايم ، بلكه تمام كتابهاى سالفين را قاصر از ادا و افادهء تصديق يافتم . آنها هيچ نوع فايدهاى جز تشويق به فراگيرى علم نداشتند .
وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً
، ( سورهء يونس ، آيهء 36 ) ، ولى زمانى كه به تتبّع معانى قرآن عظيم مراجعه نمودم ، و آنچه را كه خداوند متعال بر قلب رسول و پيامبر كريم خويش القاء نموده است ، آنها را با شكر خدا غايت هر نوع طلب و مقصود هر نوع شوق و طلب يافتم . پس در معانى آن تدبّر نمودم و در اصول و مبانى آن تصفّح و جستجو به عمل آوردم ، و در درياهاى آن غرق شدم ، و درّهايى از اسرار آن را استخراج كردم ، و در اتمام
هامش
( 1 ) رياض العلماء ج 3 ، ص 287 .