مدنى ، شرح زندگى او را در سلافة العصر ، آورده است ، و فراوان در مورد او مدح و ثنا گفته است . » « 1 »
او پس از عزل پدرش از وزارت ، در منطقهء فارس ، به وزارت منصوب شد ، نهايتا ، او نيز در اواخر معزول گشت ، و در سنين آخر عمر ، در حدود كرمان به وزارت رسيد ، و بالاخره ، مورد قهر امير قرار گرفت ، زندانى و محبوس گرديد ، و در زندان از دنيا رفت » .
مرحوم افندى ، صاحب رياض العلماء ، در مورد او گويد : « او فوائد و تعليقات و رسالههايى دارد ، كه از آنهاست : شرح اشارات ابن سينا ، بخش طبيعى و الهى ، رساله در شبههء استلزام و جواب آن ، تعليقات بر مختصر تلخيص مفتاح العلوم ، و تعليقات بر تفسير أنوار التّنزيل قاضى بيضاوى . » « 2 »
317 . تا 318 . تفاسير ميرداماد [ م 1042 ق ]
مؤلّف آنها ، حكيم فرزانه ، فيلسوف عاليقدر ، مرحوم مير محمّد باقر بن شمس الدّين محمّد استرآبادى ، يكى از اعلام بزرگوار قرن يازدهم هجرى مىباشد .
او دخترزادهء محقّق ثانى ، علىّ بن عبد العال كركى مىباشد .
مؤلّف بزرگوار آن ، يكى از متبحّرين علماى قرن مزبور و يكى از بزرگان فلاسفه و حكماى اسلامى است . او جامع بين علوم عقلى و نقلى ، حكيم فرزانه ، متكلّم خبير و فقيه بصير ، بوده است . او در زهد و تقوى و در عبادت و قيام به وظايف شرعى و اداى تكليف خود ، نسبت به جمعه و جماعت نيز ، از نوادر روزگار بوده است .
* ديگر تأليفات او
او تأليفات متعدّد و متنوّعى دارد ، كه مرحوم مدرّس ، صاحب ريحانة الأدب ، تعداد 48 جلد از آنها را ، نام مىبرد كه از مشهورترين آنها :
1 . الافق المبين در حكمت الهى .
2 . التّقديسات در حكمت الهى .
3 . انموذج العلوم ، در حلّ 20 مشكل از مشكلات فنون رياضى ، كلام ، فقه و اصول .
4 . الحبل المتين .
5 . القبسات .
6 . شرح تقديم الإيمان .
7 . حاشيهء صحيفهء سجّاديّه .
8 . تفسير فارسى آيهء امانت .
* ذوق شعرى
او داراى ذوق شعرى و ادبى نيز ، بوده است . از اشعار معروف او ، در مورد مقام شامخ رسالت ، شعر زير مىباشد :
اى ختم رسل ، دو كون ، پيرايهء توست * افلاك ، يكى منبر نُهپايهء توست
گر شخص تو را سايه نيفتد چه عجب * تو نورى و آفتاب خود ، سايهء توست
و در توصيف مقام شامخ ولايت چنين مىسرايد :
در مرحلهء على نه چون است ، و نه چند * در خانهء حقزاده به جانش سوگند
بىفرزندى كه خانهزادى دارد * شكّ نيست كه باشدش به جاى فرزند
در كعبهء « قل تعالوا » ، از مام كه زاد ؟ * از بازوى باب خطّه خيبر كه گشاد ؟
بر ناقهء « لا يؤدّى الّا » ، كه نشست ؟ * بر دوش شرف پاى كراسى كه نهاد ؟
* كارهاى قرآنى او
او علاوه بر تأليفات متعدّدى كه در زمينهء حكمت و
هامش
( 1 ) سلافة العصر ، سيّد على خان مدنى شيرازى ، ص 499 .
( 2 ) رياض العلماء ج 5 ، ص 195 و 196 .