است . هنگامى كه پايان پذيرفت ، مير صدر الدّين معمّايى ، سورهء اخلاص را تاريخ آن قرار داد و فراغت از آن در سال 1002 ، واقع شد ، و در تاريخ پايانى آن آمده است :
« صد شكر كه تفسير من از علم يقين * بنمود جمال و مختمش شد پروين
دوشنبهء عاشر ربيع الثّانى * از سال عرب شمار الف و اثنين » « 1 »
باز او ، در جلد اوّل كشف الظّنون ، به اين تفسير اشاره دارد و مىگويد :
« سواطع الإلهام ، تفسير هندى ، و آن تأليف شيخ فيض اللّه ، متخلّص به فيضى ، متوفّى در حدود 1000 هجرى مىباشد . او قرآن را با حروف مهمله ، تفسير نموده است ، و در اين كار ، بىنهايت به تكلّف و زحمت افتاده است . » « 2 »
* نمونهاى از شعر او
همان گونه كه در شرح زندگى او گذشت ، او اهل ادب و شعر بود و اشعار فراوانى ، از خود به يادگار گذارده است . دو نمونه از سرودههاى وى را به عنوان پايانبخش زندگيش مىآوريم :
هواى عشق ، مرا تازه در دل افتاده است * نظر كنيد كه دريا ، به ساحل افتاده است
گمان مبر كه به دريوزه دست بگشايم * مرا كه گوهر شبتاب ، در گل افتاده است
زمن ، به قافلهسالار راه عشق بگو * كه ناقه مانده و در دست ، محمل افتاده است
نگاه همّت « فيضى » بهسوى صيدگهى است * كه صدهزار هما ، نيمبسمل افتاده است
باز ياران طريقت ! سفرى در پيش است * رهنوردان بلا را خطرى در پيش است
كس نمىگويدم از منزل اوّل خبرى * صد بيابان بگذشت و دگرى در پيش است
همرهان ! اين همه نوميد مباشيد از من * كه دعاى سحرم را اثرى در پيش است
ما نه آنيم كه ناديده قدم بگذاريم * شكر كن قافله را راهبرى در پيش است
« فيضى » ، از قافلهء كعبه روان ، بيرون نيست * اينقدر هست ، كه از ما قدرى در پيش است « 3 »
291 . تفسير القرآن الكريم [ از اوايل ق 11 ه ]
اين تفسير ، كه مؤلّف آن نامشخّص و نامعلوم مىباشد ، در كتابخانهء آية اللّه مرعشى ( ره ) ، در قم ، نگهدارى مىشود . تفسير مزجى متوسّطى است ، با نقل اقوال برخى از مفسّرين معروف ، مانند بيضاوى ، زمخشرى ، و گفتارهاى علّامهء حلّى در تفسيرش ، و همچنين نقل آراى تفسيرى اردبيلى و شهيد ثانى و مانند آن بزرگان .
اساس اين تفسير بر روايات اهل بيت ( ع ) ، مىباشد ، و پاسخ به آراء و اقوال ديگران . نسخهء موجود در كتابخانه ، از سورهء فاتحه شروع ، و به آيهء 200 سورهء بقره ،
فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً
پايان مىپذيرد .
آغاز آن : « سورة فاتحة الكتاب ، قيل مكيّة و قيل مدنيّة نزلت مرّتين ، مرّة بمكّة و مرة بمدنية . . . » .
انجام : « . . . و افزعوا إليه كما يفزع الصبيّ إلى أبيه في جميع اموره » . اين نسخه در ، 244 برگ 25 سطرى ، 18 * 30 قرار دارد . چون آخرين فرد از اقوال مفسّرين ، گفتار مرحوم اردبيلى است ، كه از مفسّرين عاليقدر قرن دهم مىباشد ، احتمال داده
هامش
( 1 ) كشف الظّنون ج 2 ، ص 1008 .
( 2 ) كشف الظّنون ج 1 ، ص 461 .
( 3 ) تاريخ ادبيّات ايران ، آموزش متوسّطهء عمومى ، سال سوّم ادبيات ، سال تحصيلى 72 - 73 ، ص 96 .