علاوه بر تأليفات قرآنى ، در رشتهء شعر و ادب هم ، تبحّر و مهارتى ، داشته است ، و به عنوان ملكالشّعرائى دربار جلال الدّين اكبر شاه ، نائل آمده است . ابتدا در شعر ، به « فيضى » ، سپس به « فيّاضى » تخلّص مىكرده است ، و ديوانى نيز به زبان فارسى ، دارد . او شيعهء آزادمنش و آزادفكر بود و اين عقيده را در دربار اكبر شاه توسعه داد و تبليغ نمود .
او به اعتراضات عبد اللّه خان اوزيكى ، پاسخهاى لازم را داد . همانطوركه گذشت وى از اكبر شاه ده هزار روپيه به عنوان انعام گرفت . « 1 »
* گفتار مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى
مرحوم تهرانى در اعلام الشّيعة ، مىنويسد :
« فيضى ناگورى ، ( متولّد 954 ه ، و م 1004 ه ) ، آنچنانكه برادرش ابو الفضل در « آئين اكبرى » ، و « شير على خان » ، در « مرآة الخيال » ، به عنوان ابو الفيض مىنويسند ، صاحب تأليفاتى است . از آن ميان ، كتاب « خمسه » ، و « سواطع الإلهام » مىباشد ، كه به چاپ رسيده است ، و كتاب « موارد الكلام » ، و « تلّ و دمن » ، و ديوانى كه برادرش پس از فوت او ، در سال 1006 ه ، گردآورى نموده است . شامل كليّات ، غزليّات و متفرّقات . همه ، در كتابخانهء آصفيّهء حيدرآباد ، موجود است . همو بود كه تشيّع را ، در هندوستان ، به وسيلهء اكبر شاه ، ترويج نمود و به اعتراضات و شبهات عبد اللّه اوزيك ، پاسخ گفت و هماكنون ، پاسخهاى او در بين منشآتش ، موجود است . « 2 »
* گفتار دكتر ذبيح اللّه صفا
او مىنويسد : « ابو الفيض ، پسر شيخ مبارك ناگورى ، كه بعدها ، به « فيضى » ، و در اواخر به « فيضى فيّاضى » ، و « اكبرآبادى » ، شهرت يافت ، به سال 954 ه . ق ، در سرزمين هند ، ولادت يافت . او برادر بزرگتر شيخ ابو الفضل علّامى ، نويسنده و مورّخ عصر اكبرى بود . او علاوه بر شعر و انشاء ، در طبّ هم مهارت داشت ، و اهل حكمت و تصوّف نيز ، بود . با آنكه در آغاز جوانى بيشتر دانشهاى زمان را فرا گرفته بود ، در عين حال نتوانست در آن مرحلهء عمر ، از حمايت دربار گوركانيان هند برخوردار باشد .
ازاينرو ، زندگى او لختى در تنگحالى گذشت .
امّا سرانجام به پايمردى يكى از نزديكان امپراطور اكبر شاه ، به سال 974 ه ، به دربار او راه يافت و قصايدى در ستايش او سرود . در آن زمان غزّالى مشهدى ، ملكالشّعراى دربار بود و فيضى مىبايست براى احراز اين مقام ، چندين سال صبر كند . پس از فوت غزّالى ، كار ابو الفيض ، در دربار اكبر شاه بالا گرفت و در مقام ملكالشّعرايى درگاه ، نواختها و جوايز بسيار يافت .
در اين زمان با آنكه مورد احترام اكثر شاعران همروزگار خود بود ، برخى از معاندان تهمت بددينى بر او بستند . سبب اين تهمتها بيشتر ازآنرو بود كه فيضى و برادرش ، علّامى ، شيعهمذهب و آزادانديش بودند . . . . » « 3 »
* گفتار صاحب كشف الظّنون
صاحب كشف الظّنون در مورد تفسير او مىنويسد :
« سواطع الإلهام فى تفسير كلام اللّه ، تأليف فاضل ابو الفيض هندى ، متخلّص به « فيضى » ، يك تفسير منحصر به فرد و مشهور بين تفاسير قرآن ، مىباشد ، چون او آيات الهى را با كلمات مهمله ، تفسير نموده
هامش
( 1 ) اعلام الشّيعة ص 445 ، چاپ مرواريد .
( 2 ) همان مدرك .
( 3 ) تاريخ ادبيّات در ايران ج 5 ، ص 1645 .