تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
1003 ه . ق ) ، يكى از اعلام قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجرى مىباشد . صاحب اين تفسير ، به قرينهء يمنى بودن ، در عداد شيعيان زيدى شمرده مىشود . صاحب ايضاح المكنون ، به وجود اين تفسير و تاريخ وفات او تصريح دارد . « 1 »

* گفتار صاحب مؤلّفات

صاحب « مؤلّفات الزيديّة » ، نيز ، نام تفسير او را آورده است ، و تاريخ وفات او را 1003 ه ، معرّفى مىكند ، و او را به عنوان عبد الرّحمن بن عبد اللّه شعبى خولانى ، نام مىبرد ، و تفسير فوق را ، اين گونه ، توصيف مىكند كه ، در آن تفسير ، تمام صناعات مصاحف ، گردآورى شده است . « 2 » در جلد سوّم آن كتاب ، در عداد تأليفات ديگر او ، از كتاب « النّظر الى الأجنبيّة » ، را نام مىبرد . « 3 »

289 . تفسير سيد شجاع حسينى [ زنده در 1003 ه . ق ]

مؤلّف آن ، سيّد شجاع بن على حسينى ، ( زنده در 1003 ه . ق ) ، يكى از اعيان تفسيرى اوايل قرن يازدهم هجرى مىباشد . نام تفسير او ، « الآيات البيّنات » ، است كه به « الهدى إلى طريق الصّواب » ، نيز ناميده شده است . « الذّريعة ، ج 25 ، كد 202 ) ، و شرح و توجيه آن به نام البشرى في شرح الهدى ، مىباشد ، و روش تفسيرى آن ، توضيح و استدلال با آيات قرآنى ، در مورد اصول عقايد مىباشد . فراغت از آن ، در روز يكشنبه ، دوّم رمضان 1003 هجرى ، رخ داده است ، و در پايان تفسير ، وعده داده است كه رسالهء ديگرى ، در خصوص براهين عقلى ، جهت عقايد دينى ، تأليف نمايد . « 4 » البتّه روشن نشده است ، چنين تأليفى ، صورت پذيرفته است ، يا نه ؟

290 . تفسير فيّاضى [ م 1004 ه . ق ]

مؤلّف آن ، اديب اريب و عالم وارسته ، ابو الفضل ، فرزند شيخ مبارك ناگورى ( م 1004 ه . ق ) ، يكى از اعلام و برجستگان ادبى قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجرى هندوستان مىباشد . ديار هند يكى از عجايب و غرايب جهان خلقت و از شاهكارهاى طبيعت و صناعت به شمار مىآيد . « تاج محلّ » آن در آگرا ، خود ، يكى از عجايب هفتگانهء جهان ، محسوب است . پس تعجّبى ندارد كه ، تفسير قرآنى هم كه در آن ديار ، به رشتهء تحرير درآمده باشد ، خود ، يكى از عجايب حيرت‌انگيز جهان تفاسير شيعه ، به شمار آيد . نويسندهء اين تفسير ، ابو الفيض ناگورى ، متخلّص به « فيضى » ، و در اواخر ، « فيضى فيّاضى » ، يا « اكبرآبادى » ، شهرت پيدا كرده است . او در سال 954 ه ، در آن سرزمين اعجوبه‌ها و شگفتيها ، پا به عرصهء حيات نهاد و از محضر پرفيض پدر سابق الذكر در شمارهء 287 بهره‌ها برد ، تا به مرحلهء تأليف و تصنيف رسيد ، و تأليفات متعدّدى از خود به يادگار گذاشت ، كه يكى از آنها تفسير « سواطع الإلهام » است ، كه هنوز ناتمام ، مىباشد و حدود 30 سال ، در تدوين آن رنج برده است . مؤلّف ، در اين مدّت طولانى كوشيده است ، كه مطالب و خواسته‌هاى خود را در قالب حروف غير منقوط ، ( مهمله ) ، ادا نمايد . او تصميم گرفته است ، حتّى يك‌كلمهء نقطه‌دار ، در تمام متن تفسير ، به كار نگيرد و از
هامش
( 1 ) ايضاح المكنون ، اسماعيل پاشا ، ج 3 ، كشف الظّنون ، ص 304 ، چاپ دار الفكر ، 1982 م مطابق 1403 ه . ق . ( 2 ) مؤلّفات الزيديّة ج 1 ، ص 309 . ( 3 ) مؤلّفات الزيديّة ج 3 ، ص 214 . ( 4 ) طبقات اعلام الشّيعة ج 5 ( قرن 11 ) ، ص 257 و 258 .