مىباشند ، و در پيشگاه اهل دل ، از احمقان مجنون و از اشقياى مردود ، شمرده مىشوند . » « 1 »
با اين ترتيب ملاحظه خواهيد نمود ، كه بستر فرهنگى و زمينهء اعتقادى در اين عصر ، چگونه بوده است ، چون در مضامين و محتويات تفاسير اين قرن ، به چنين محورهايى ، خواهيم رسيد .
284 . تفسير معين الدّين [ زنده در 1001 ق ]
مؤلّف آن ، مولى معين الدّين ، محمّد حسينى ، يكى از اعيان تفسيرى اوائل قرن يازدهم هجرى ، مىباشد .
تفسير او ، مختصر و كوتاه ، پيرامون آيهء شريفهء
يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ
( سورهء انعام ، آيهء 158 ) مىباشد ، كه در تاريخ ششم ربيع الثانى ، 1001 ه . ق ، از تأليف و نگارش آن فراغت يافته است .
نسخهاى از آن در خزانهء آستان قدس رضوى ( ع ) ، موجود مىباشد . ( الذّريعة ، ج 4 ، كد 1430 ) ، او متأخّرتر از همنام خويش ، محشّى شرح الطوالع مىباشد ، كه در الذّريعة ، ج 6 ، تحت كد 676 ، معرّفى شده است . « 2 »
285 . تفسير منبع العلوم يمانى هندى [ م 1001 ه . ق ]
در اين بخش ، سخن خود را با مفسّرين خطّهء حاصلخيز جهان ، هندوستان ، سرزمين عجايب و غرايب و شگفتىها ، آغاز مىنمائيم . در اين گوشه از جهان تفاسير متنوّع و مفسّرين عاليقدر و بزرگوارى سراغ داشته و داريم . دريغا كه دست ما كوتاه و منابع موجود ، بسيار كم و نارسا است . در عين حال ، تلاش اين است ، تا خوشههايى از خرمن گستردهء علم و فضيلت آن ديار نيز ، چيده و ارمغان دوستان و علاقمندان معارف قرآنى نموده باشيم .
مؤلّف بزرگوار تفسير « منبع العلوم » ، شيخ مبارك بن خضر يمانى هندى ( متوفّى 1001 هجرى ) ، پدر دو مفسّر عاليقدر ، ابو الفيض فيّاضى و ابو الفضل علّامى ، يكى از بزرگان علماى وقت هندوستان و يكى از اعلام قرن دهم و آغاز قرن يازدهم مىباشد .
او در عصر خود ، مرجعيّت شيعيان آن خطّه را عهدهدار و خود او بىبهره از اصول عرفان و تصوّف نيز نبوده است . قرآن را با قرائات دهگانه حفظ كرده بود و در پايان عمر ، تفسيرى به نام « منبع العلوم » ، در چهار مجلّد به يادگار گذاشت . او در سنّ 90 سالگى ، به سال 1001 ه ، در لاهور از دنيا رخت بربست . او علاوه بر تفسير فوق ، تأليفات ديگرى نيز ، از خود بهجا گذاشته است . « 3 »
* گفتار صاحب اعلام الشّيعة
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، دربارهء او مىنويسد :
« شيخ مبارك يمانى هندى ، پدرش ، در سال نهصد و اندى از يمن وارد هندوستان شد . او در سال 911 ه ، در هندوستان متولّد گرديد . فرزندش علّامى ، شرح حال پدر را ، در كتاب « آئين اكبرى » ، آورده است . در آن كتاب مشايخ و اسلاف و اخلاف او را نيز ذكر مىكند و گويد ، او هشت پسر داشته است كه همگى با كنيه شهرت يافتهاند ، ابو الفيض ، در سال 954 ، ابو الفضل در سال 957 ه ، ابو البركات ، در سال 960 ه ، ابو الخير ، در سال 967 ، ابو المكارم در سال 976 ، ابو تراب در سال 988 ه ، و ابو المحامد ، در سال 1002 ه ، و ابو راشد ، در سال 1002 ه ، پس از فوت پدر ، به
هامش
( 1 ) كسر أصنام الجاهليّة ص 3 و 4 .
( 2 ) طبقات اعلام الشيعة ، ج 5 ، ص 577 ، انتشارات اسماعيليان .
( 3 ) ريحانة الأدب ج 4 ، ص 384 ، تذكرهء علماى هند ، ص 4 و 74 .