بزرگوار ، علّامه فيضى و برادرش علّامى ، صاحبان تفسير ، در دربار هندوستان مىباشند .
قرن يازدهم هجرى ، از آن قرون مبارك و اعصار بس ميمون و شامخى است كه ، تفاسير قرآن در بالاترين حدّ و در وسيعترين ظرفيّت خود ، مطرح گرديده است ، چون با مطرح شدن حكومت شيعى صفوى ، با آرمانهاى مذهبى و اعتقادى ، نياز به تفاسيرى بود كه ، متضمّن شرح و تفصيل آيات احكام و شرح و بسط دادن جهانبينى شيعى و آرمانگرائى مذهبى بوده باشد ، به ويژه آنكه ، برخى از فقهاى عظام ، مانند : محقّق كركى ، و شيخ بهاء الدّين عاملى و علّامهء مجلسى ، در تشكيلات صفوى حضور داشتند و در امور ادارى ، اجتماعى و تشكيلات سياسى نيز ، بىنظر نبودند . ازاينرو ، طبيعى است ، كه در حلّ معضلات و مشكلات ادارى از قرآن و تفاسير آن استمداد به عمل آمده باشد ، و همين امر ، موجب فعّال شدن حوزههاى علميّه قزوين و اصفهان و تبريز ، و مركزيّت يافتن اصفهان ، در كشور ولايتمدار ايران بود . به حدّى كه فقهاء و علماى بزرگى را در خود جا داده بود ، و هركدام از طالبان علوم ، در زمينههاى مختلف فقهى ، به سعى و تلاش و جدّ و اجتهاد برخاسته بودند ، كه محصول تلاش آنان ، امروز ، به دست ما نيز رسيده است .
از ديگر سو در اواخر قرن يازدهم ، بازگشت خاصّى به علوم عقلى و فلسفى و حكمت متعاليه ، رخ داده است ، ازاينرو ، تفاسير ارزشمند و پربار عقلى ، در كنار تفاسير اثرى و روائى ، را به يادگار داريم . همانند تفاسير ملّا صدرا و ميرداماد و تعداد ديگرى در همين رديف . ولى طبيعى است ، تعداد تفاسير آيات احكام و شرح آيات اجرائى و عملى قرآن مجيد ، بيش از ديگر تفاسير بوده باشد .
تفاسيرى كه در اين عهد مورد مطالعهء ما است ، به چند دسته تقسيم مىشوند :
اوّلا : شروحى بر تفاسير قديم ، به وجود آمده است ، مانند حاشيه بر تفسير « أنوار التّنزيل » ، قاضى بيضاوى ، از شيخ بهاء الدّين ، محمّد بن حسين بن عبد الصّمد اصفهانى ، معروف به شيخ بهائى ، ( متوفّى 1030 ه . ق ) ، است كه در جاى خود معرّفى خواهيم نمود .
ثانيا : تفاسيرى به زبان عربى ، به عرصه تأليف درآمده است ، مانند تفسير كنز الدّقائق ميرزا محمّد رضا قمى ، كه در سال 1097 ، از تأليف آن فراغت يافته است ، يا الوجيز في تفسير القرآن العزيز ، از علىّ بن حسين ، از خاندان ابى جامع ، از علماى قرن نامبرده ، يا تفسير المعين ، تأليف نور الدّين محمّد بن مرتضى اخبارى و تفسير مقتبس الأنوار من الأئمّة الأطهار ، محمّد بن مؤمن بن شاه قاسم سبزوارى ، ( 1070 يا 1077 ه ) و تفسير سورهء دهر ، از شمس الدّين محمّد گيلانى ، معروف به ملّا شمسا صاحب كتاب « التّحقيقات » ، ( فهرست كتابخانهء مدرسهء شهيد مطهّرى ) ، و تفسير مرآة الأنوار ، تأليف ابو الحسن ، شريف عاملى ، در دو مجلّد ، جلد اوّل شامل مقدّمات تفسير به روش اخباريان و شيوهء تأويل باطنى ، و جلد دوّم ، شامل تفسيرى از نصف سورهء بقره . ( جلد اوّل آن ، به سال 1295 ه ، در تهران به نام عبد اللّطيف كازرونى ، چاپ شده بود و اين اشتباه ، در چاپ دوّم آن به سال 1375 ه ، اصلاح گرديده است . ) تفسير البرهان ، از سيّد هاشم بن سليمان بحرانى ، ( 1107 ه ) با استناد به احاديث ائمّهء اطهار ( عليهم السلام ) .
ثالثا : تفاسيرى به وجود آمده است ، كه هدف آنها ، استخراج احكام الهى و اجرايى قرآن مجيد ، مىباشد ، مانند زبدة البيان في براهين احكام القرآن ،
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٥٢٨