تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
مىباشد . نام تفسير « التيسير للروضة و الغدير » مىباشد اين كتاب پيرامون آيات الأحكام قرآن مجيد است صاحب مؤلّفات الزّيديّة احتمال مىدهند اين تفسير از كتاب « الرّوضة و الغدير » ، تأليف سيّد امير محمّد بن الهادى گرفته شده باشد . « 1 »

* شمارى از تأليفات او

مؤلّف تفسير فوق ، تأليفات ديگرى نيز دارد كه به اجمال چنين معرّفى مىشود : 1 . حاشية شرح الأزهار ، تأليف ابن مفتاح . 2 . مسائل منثورة . 3 . النّجم الثّاقب في مناقب عليّ بن ابى طالب ( ع ) « 2 » .

276 . التّجارة الرّابحة يزدى [ م 981 ق ]

مؤلّف آن ، نجم الدّين ملّا عبد اللّه بن شهاب الدّين حسين يزدى شاه‌آبادى يكى از اعلام قرن دهم مىباشد . مؤلّف آن يكى از بزرگان اماميّه و در قرن دهم مىباشد كه حاوى فروع و اصول مرجع استفاده اكابر و در علم و ورع و تقوا كم‌نظير بوده است . او هم عصر با مقدّس اردبيلى و هم درس با ملّا ميرزا جان باغندى بود و هر دو علوم معقول را پيش جمال الدّين محمود ، شاگرد جلال الدّين دوانى تلمّذ نموده‌اند . او استاد شيخ بهايى بوده است . صاحب معالم و صاحب مدارك ، معانى و منطق را پيش او تلمّذ نموده‌اند .

* شمارى از تأليفات او

او علاوه بر تفسير فوق ، تأليفات ديگرى نيز دارد : 1 . حاشيهء استبصار . 2 . حاشيهء تهذيب المنطق ، كه بارها به چاپ رسيده است ، و در حوزه‌هاى علمى متداول مىباشد . 3 . حاشيهء شمسيّهء قطبى . 4 . حاشيهء مختصر مطوّل . 5 . الدّرة السنيّة فى شرح الرسالة الألفيّة ، ( مقصود الفيّهء شهيد مىباشد ) .

* وفات او

وفات او ، در سال 981 ه . ق ، در عراق ، در اواخر حكومت شاه‌طهماسب صفوى رخ داد . « 3 »

277 . تفسير دولت شاهى [ زنده در ، 984 ق ]

مؤلّف آن ، عبد الأحد بن برهان الدّين بن على دولت شاهى ، يكى از اعلام قرن دهم هجرى است . تفسير او به زبان فارسى پيرامون سورهء روم مىباشد ، و سرآغاز آن :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
است . او اين كتاب را به نام سلطان طهماسب صفوى تأليف نموده است و نام سلطان مكرّر در اين كتاب به ميان آمده و مورد دعا و ثنا واقع شده است .

* دفاع از شهادت شهيد ثانى

در اين تفسير ، ظلم و ستم عثمانيان نسبت به شهيد ثانى و شهادت او در سال 966 ه . ق ، مورد تذكّر واقع شده است ، و تصريح شده است كه شهادت او محض اتّهام واهى ، بدون تحقيق و تفتيش ، انجام پذيرفته است ، بىآنكه از درستى عقايد و صحّت عمل او ، بررسى و تحقيقى به عمل آمده باشد . در پايان تفسير مىنويسد : « شهادت شهيد ثانى ، عامل حدوث تفرقه و جدايى در بين فرزندان سلطان روم گرديد و خون پاك شهيد ثانى ، عامل پراكنده شدن
هامش
( 1 ) مؤلّفات الزّيديّة ج 1 ، ص 337 . ( 2 ) مؤلّفات الزّيديّة ج 3 ، ص 260 . ( 3 ) ريحانة الأدب ج 6 ، ص 390 و 391 .