فصول ، داد سخن داده است . » « 1 »
دكتر فتح اللّه خليفه ، در تعليقات خود بر مناظرات رازى ، اين نظر را كه شهرستانى چشمبسته از بغدادى پيروى نموده ، رد كرده ، و نگرهء رازى را در اين خصوص درست ندانسته است ، ولى اينكه شهرستانى رسالهء حسن صبّاح را در دست داشته - كه به اصطلاح امروز يك سند درون سازمانى بوده - خود دليل ديگر بر اسماعيلى بودن وى به شمار توان آمد ، و اطّلاعات او ، در خصوص آن فرقه ، از زمرهء دانستنىهاى « اهل البيت ادرى بما في البيت » است .
* نگاهى به محتويات اين تفسير
آنگاه نويسندهء محترم ، نگاهى به محتويات تفسير دارد ، كه با مختصر تصرّف در اينجا نقل مىشود :
« صحابه ( رض ) ، در اينكه علم قرآن مختصّ به اهل بيت ( ع ) باشد ، همداستان بودهاند ، چون از علىّ بن ابى طالب ( ع ) در اين خصوص پرسيدند ، فرمود : جز اين نباشد . « و الّذي خلق الحبّ و برأ النّسمة الّا بما في قراب سيفى » همين خبر كه حاكى از وجه تخصيص قرآن باشد ، دليل بر اجماع آنان است ، به اينكه علم و تنزيل و تعبير آن اختصاص به ايشان يافته است ، و من در جوان سالى ، تفسير قرآن را از مشايخ خود مىشنيدم ، تا آنكه به حلقهء درس استادم ناصر السنّة ، ابى القاسم سلمان بن ناصر انصارى ( رض ) ، پيوستم كه مرا بر كلمات شريفهء اهل بيت و اولياء ايشان و بر اسرار دفين و اصول متين در علم قرآن آگاهانيد . و به كرانهء وادى ايمن در خجسته بقعهء « شجرهء طيّبه » نويدم داد . پس چون طلب عاشقان به جستجوى صادقان پرداختم . بندهاى از بندگان صالح خدا را همانطوركه موسى ( ع ) به صلب برخاست ، بيافتم . . .
روشهاى خلق و امر ، مراتب تضادّ و ترتيب ، دو وجه عموم و خصوص ، و دو حكم مفروغ و مستأنف را از وى آموختم . . . ، تا به زبان قرآن يعنى نظم و ترتيب و بلاغت آن ره يافتم ، سپس ، كه به عبارتم راه جستم ، معناى « علم » را دريافتم ، اسرار را شنيدم و در آنها ژرفش نمودم ، تا آنكه فصولى در دانش قرآن بپرداختم ، كه مفاتيح عرفان است . . . و اين تفسير را « مفاتيح الأسرار و مصابيح الأبرار » ناميدم . . . و چنان كه در كتاب الكافى [ للكلينى ] از ابو عبد اللّه ( ع ) روايت شده . . . الخ . » ( برگ 2 الف ، 2 ب ) . « 2 »
اينها بخشى از مطالبى بود كه در ارتباط با اسماعيلى بودن شهرستانى و ارتباط او را با اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) نشان مىداد .
نظر سوّمى هم در اينجا وجود دارد ، و آن اين است كه ، شهرستانى در آغاز امر ، و در دوران سلامت رأى اين تفسير را نگاشته است ، و محتويات تفسير ، نشانگر اين معناست . او خميرمايهء مطالب تفسيرى را عمدتا از مكتب اهل بيت ( ع ) فراگرفته است . سپس اعوجاج فكرى و انحراف در رأى و عقيده به او دست داده است .
همان گونه كه در آغاز مقاله گفته شد ، باب بحث و گفتگو و اظهار نظر مفتوح مىباشد .
175 . تفسير اسئلة القرآن بيهقى [ م 565 ق ]
مؤلّف آن ، مورّخ شهير خطّهء ادبپرور سبزوار و خراسان ، ابو الحسن ، علىّ بن ابى القاسم زيد بيهقى ، معروف به « فريد خراسان » ، يكى از اعلام قرن ششم مىباشد .
1 . گفتار ياقوت حموى :
هامش
( 1 ) ملل و النّحل ، طبع بدران قاهره ، 1956 م ، ج 1 ، ص 176 .
( 2 ) فصلنامهء معارف ، دورهء پنجم ، سال 1367 ه . ش ، شمارهء 3 ، ص 117 - 125 ، مطالب با تفصيلات بيشتر در اينباره بحث كرده است . علاقمندان تفصيل ، به آن منبع مراجعه فرمايند .