يادداشت كردم . از اشعار او ، كه به خطّ خودش براى من نوشت ، اين شعر است :
هل لك يا مغرور من زاجر * او حاجز عن جهلك الغامر
امس تقضّى و غد لم يجئ * و اليوم يمضى لمحة الباصر
فذلك العمر كذا ينقضى * ما اشبه الماضى بالغامر
او مدرسهاى ساخته است ، بنام « مجديّه » كه در كاشان معروف است ، و شاعرى دربارهاش گفته است :
مدرسة ارضها كالسّماء * تجلّت علينا بآفاقها « 1 »
* گفتار محدّث ارموى
محدّث خبير و متتبّع بصير ، مرحوم سيّد جلال الدّين ارموى ، در تعليقات و تحشيههايى كه در سال 1375 ه . ق بر ديوان سيّد ضياء الدّين راوندى نگاشتهاند ، اطّلاعات ارزشمندى را پيرامون افكار و آراء ادبى و تفسيرى او دارند ، كه بخشى از اطّلاعات گذشته را تكميل مىنمايد . ايشان از عماد كاتب ، كه معاصر و دستپروردهء تنعّم او بوده است ، چنين مىآورد : « سيّد ضياء الدّين ابو الرّضا فضل اللّه ، عالمى عامل ، فاضلى مفضّل ، قبلهء قبول ، و عقل عقول ، داراى ابّهت و جمال مىباشد . . . او در مدرسهء مجديّه ، وعظ مىنمود و مردم كثيرى به پاى صحبت او مىنشستند . من با پسر او سيّد احمد ، دوست بودم . كتابى از پدرش را در دست او ، در چهار جلد ديدم كه شامل فوائد فراوانى بود ، و همه به خطّ خود مؤلّف استنساخ شده بود . او داراى ذوق شعرى بود . از اشعار او اين است :
بنى الزّهراء إنّكم الأئمّة * و في ايديكم منّا الأزمّة
ارادكم الحسود مكيد سوء * فلا يك ما اراد عليه غمّة
يريد ليطفئ النّور المصفّى * و يأبى اللّه الّا ان يتمّه
او ديوان شعرى دارد كه با تحقيق و پاورقىهاى محقّق نامبرده ، از سوى انتشارات اقبال ، در سال 1375 ه . ش ، چاپ و انتشار يافته است . » « 2 »
* مدفن او
مفسّر عاليقدر ما ، پس از عمرى تلاش در راه علم و فضيلت و ادب و قرآن ، در كاشان فوت نمود و در زاويهء جنوبى قبرستان محلّهء پنجهشاه كاشان ، كه امروز به مقبرهء سيّد ابو الرّضا ، و به زبان عوام مقبرهء سلطان سدمى ، ( مقصود سلطان سيّد امير است . ) مدفون شد . آن مقبره ، وصل به حوضخانه و متوضّاى مسجد جمعهء كاشان است ، و در بالاى قبرش چراغى روشن است ، و اهالى آنجا به وى ارادتى تمام دارند . سنگ قبرش از طرف نيكوكارى ، به نام حاج محمّد باقر كاشى ، تهيّه و وقف شده است . « 3 »
174 . تفسير ابو الفتح شهرستانى [ م 548 ق ]
مؤلّف آن ، ابو الفتح ، محمّد بن عبد الكريم شهرستانى ، دانشور شهير و سرشناس قرن ششم ، ( متوفّى 548 ه . ق ) ، يكى از اعلام اين قرن مىباشد .
لا بد شما خوانندهء گرامى نيز همانند نويسنده ، تعجّب خواهيد داشت از اين اينكه تفسير شهرستانى در عداد تفاسير شيعه درج شده باشد ، چون مؤلّف آن اشتهار به اشعرىگرى تند و تعصّبآميزى دارد .
بهويژه كتاب « الملل و النّحل » او ، نمايانگر پارهاى از عقايد و افكار او مىتواند باشد . هرچند ، خود او در آن كتاب ادّعا كرده است كه وظيفهء من تنها نقل آراء و عقايد است ، نه حكّ و اصلاح آنها ، ولى اين گرايش و گزينش غير منتظره ، براساس مطالعهء دو مقالهء تحقيقى از دو نويسندهء فاضل معاصر است ، كه
هامش
( 1 ) ريحانة الادب ج 4 ، ص 11 .
( 2 ) تعليقات مرحوم محدّث ارموى بر ديوان نامبرده .
( 3 ) تعليقات مرحوم محدّث ارموى بر ديوان نامبرده - فهرست شيخ منتجب الدّين رازى ، ص 39 و 161 .