تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
بخشى از نظرات آن دو در اختيار شما هم قرار مىگيرد . با در نظر گرفتن دلايل آنها ، تصديق خواهيد نمود كه اين گزينش ، چندان هم بىدليل نبوده است . هرچند زمينهء بحث و بررسى و نقد و اظهار نظر گشوده خواهد ماند . نخست قبل از نقل آراء آنان ، يك معرّفى كلّى از شهرستانى به عمل مىآيد : زركلى صاحب « الاعلام » ، به معرّفى تفصيلى او پرداخته است و مىگويد : « ابو الفتح ، محمّد بن عبد الكريم بن احمد شهرستانى ، از فلاسفهء اسلام و پيشوا در علم كلام و اديان امم و مذاهب فلاسفه مىباشد . به علّت وفور اطّلاعات ، او « افضل » لقب گرفته است . او در 479 ه ، در شهرستان ، كه واقع بين نيشابور و خوارزم است ، متولّد شده و در سال 510 ه ، به بغداد انتقال يافت ، و سه سال در آنجا اقامت گزيد ، سپس به وطن خود بازگشت . ياقوت حموى در توصيف او گفته است : او فيلسوف ، متكلّم ، صاحب تصانيف متعدّد ، بافضيلت و صاحب انديشه و خرد است . اگر نداشت مختصر خبطى در اعتقاد ، و اصرار و مبالغه در تأييد مذاهب فلاسفه ، و دفاع از آنان ، يقينا او امام و پيشوا مىگشت . از تأليفات او : ملل و نحل ( مطبوع در 3 جلد ) ، نهاية الاقدام في علم الكلام ( مخطوط ) ، الارشاد الى عقائد العباد ، تلخيص الاقسام لمذاهب الانام ، مصارعات الفلاسفة ( مخطوط ) ، تاريخ الحكماء ( مخطوط ) ، المبدأ و المعاد ، تفسير سورهء يوسف با سبك و روش فلسفى ، مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار ، ( كه نسخه‌اى از آن در كتابخانهء مجلس شورا در تهران موجود است ) . » « 1 » قابل تذكّر است ، كه تفسير اخير الذّكر ، با همّت و تلاش مركز نشر دانشگاهى ، اخيرا به چاپ رسيده است ، و اكنون مورد معرّفى ما قرار مىگيرد . اينك نظرات آن دو نويسندهء فاضل معاصر : 1 . نخستين استدلال : آقاى دكتر محمّد على آذرشب ، در مقالهء « اهل البيت في رأى صاحب الملل و النّحل » ، منتشره در شمارهء 3 سال سوّم مجلّهء تراثنا ، ارگان آل البيت ( ع ) قم ، مطالب مبسوطى دربارهء اين تفسير آورده است ، و در پايان نتيجه مىگيرد كه : « شهرستانى توانسته است ، از آن چارچوب محدود اموى در مورد انديشهء اسلامى تجاوز كند و اهل سنّت و جماعت را اين گونه تفسير نمايد كه عبارت از عمل نمودن ، به آن چيزى است ، كه پيامبر خدا ( ص ) ، و اصحاب او بر آن بودند ، و همين امر ايجاب مىكند كه پيروى فكرى از مكتب اهل بيت ( ع ) ، به عمل آيد . ازاين‌رو او از علوم اهل بيت كاوش و تفحّص مىكند و در مورد امام صادق ( ع ) مىگويد : « او صاحب علم فراوان در دين ، و داراى ادب كامل در حكمت ، و صاحب زهد فراوان در امور دنيا ، و ورع و پارسايى تمام ، از شهوات مىباشد . او ( امام ) ، مدّتى در مدينه اقامت گزيد ، و در اين مدّت شيعيان و منسوبين فكرى خود را ، مستفيض نمود ، سپس داخل عراق گرديد و در آنجا اقامت گزيد ! هرگز پيرامون امامت نگرديد . ( مقصود امامت سياسى است . ) و با احدى دربارهء خلافت منازعه ننمود . كسى كه در درياى معرفت غرق شود ، هرگز به ساحل طمع نمىورزد . كسى كه به عالىترين مقام حقيقت نايل آيد ، هرگز از فروافتادن ، بيم و باك نخواهد داشت . » « 2 » نويسندهء محترم ، پس از نقل سخنان بالا ، بين امامت سياسى و امامت علمى و فكرى ، مرز ايجاد مىكند ، و بارها ضرورت رجوع به اهل بيت را تذكّر مىدهد . و فهم قرآن را مخصوص آنان مىشمارد . » « 3 »
هامش
( 1 ) الاعلام ج 6 ، ص 215 . ( 2 ) ملل و نحل ، تحقيق بدران ، ص 148 . ( 3 ) مجلّهء تراثنا ، شمارهء 3 ، سال سوّم ، سال 1408 ه . ق ، ص 7 - 21 .