* معرّفى صاحب طبقات
داودى صاحب طبقات المفسّرين ، عين گفتهء ياقوت را آورده است ، بىآنكه كلمهاى بر آن افزوده باشد . « 1 »
صاحب معجم المؤلّفين ، شرح حال او را آورده است . ولى او را شافعى معرّفى مىنمايد . « 2 »
البتّه اين نوع انتسابها نوعا از روى دقّت نيست ، همانهايى كه گاهى شيخ طوسى را شافعى و سيّد مرتضى علم الهدى را زيدى معرّفى مىنمايند .
در شناخت افراد ، ضرورت دارد به تأليفات و كتابهاى خود آنان ، مراجعه نمود .
* گفتار صاحب الأعلام
مفصّلتر از همه ، خير الدّين زركلى شرح حال او را آورده است ، بىآنكه به مسلك فقهى او اشارتى داشته باشد . ولى از محتواى نقل او ، بهويژه در مورد تأويل
حم عسق
( شورى ، آيهء 1 ) ، كه از تفسير او نقل مىكند ، كه « قاف » را عبارت از قدرت مهدى تأويل مىنمايد ، استفاده مىشود كه ، سخن صاحب الذّريعة ، كه او را شيعه معرّفى نموده است ، خالى از اعتبار نمىباشد . ما عين گفتار صاحب الاعلام را مىآوريم : او تحت عنوان « كرمانى » ، مىنويسد :
« محمود بن حمزة بن نصر ، مكنّى به ابو القاسم ، برهان الدّين كرمانى ، معروف به تاج القرّاء ، عالم به انواع قرائت بود ، او در تفسير خويش آراء مستنكرى را آورده است كه جاى تحذير و منع را دارد . شايسته بود كه آنها را كنار بگذارد . جزرى در برخى از تأليفات خود ، به مدح و ثناى او پرداخته است . از تأليفات او ، لباب التّفاسير مىباشد ، كه در كتابخانهء چستربيتى ، تحت شمارهء 4147 بهصورت خطّى نگهدارى مىشود . و آن همان تفسير العجائب و الغرائب مىباشد ، كه در دو مجلّد قرار دارد . اين كتاب محتوى اقوالى در معانى برخى از آيات است .
سيوطى در الإتقان گفته است : « نمىتوان به تفسير او اعتماد نمود و جايز نيست از آن مطلبى نقل شود ، مگر در مقام ردّ . » از سخنان او اين است ، كه از ابو مسلم در تفسير
حم عسق
( شورى ، آيهء 1 ) گفته است : مقصود از « ح » ، حرب على و معاويه است .
مقصود از « م » ، ولايت و حكومت مروانيان ، مقصود از « ع » ، حكومت عبّاسيان ، و مقصود از « س » ، حكومت سفيانى ، و مقصود از « ق » ، قدرت مهدى است . باز در تأويل
الم
( بقره ، آيهء 1 ) ، چنين گويد : معناى « الف » ، الفت خدا با پيامبر اسلام است ، كه او را به عنوان پيامبرى مبعوث نمود . و معناى « ل » ، ملامت و انكار منكران اوست ، و معنى « م » ، منكرين و مخالفين مىباشد . » سپس صاحب اعلام ، تأليفات او را كه معرّفى نموديم ، مىآورد . « 3 »
170 . تفسير باقولى اصفهانى [ زنده در سال 535 ق ]
مؤلّف آن ابو الحسن ، علىّ بن حسين بن على ، ضرير اصفهانى ، معروف به جامع العلوم باقولى ، زنده در سال 535 ه ، و يكى از اعلام قرن ششم هجرى مىباشد .
* گفتار صاحب الذّريعة
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، در مقام معرّفى او گويد : « تفسير جامع العلوم ، استدراكى بر تفسير ابو على فسايى است ، كه امام بيهقى شارح نهج البلاغة ، در كتاب « الوشاح » شرح حال او را آورده است ، و در معجم الادباء ، ( ج 13 ، ص 164 ) ، نيز از آن
هامش
( 1 ) معجم المؤلّفين ج 12 ، ص 160 .
( 2 ) طبقات المفسّرين داودى ، ج 2 ، ص 312 .
( 3 ) الأعلام ج 7 ، ص 168 ؛ او نيز منابع زير را به عنوان مأخذ معرّفى نموده است : غاية النّهاية ، ج 2 ، ص 291 - الإتقان سيوطى ، ج 2 ، ص 221 - مفتاح السّعادة طاش كبرىزاده ، ج 1 ، ص 421 .