شيعه آوردهايم ، براساس آن قاعدهء كلّى است ، كه موقعيّت مكانى و زمانى ايجاب مىكند كه اين چنين باشد ، مگر آنكه با دليل كافى خلاف آن ثابت گردد ، و هنوز از طريق محتوا و ساير قراين ، به چنين دليلى نرسيدهايم .
* تاريخ چاپ
اين ترجمه ، از سوى بنياد فرهنگ ايران ، تحت شمارهء 248 در سال 1341 شمسى ، انتشار يافته است .
162 . تفسير الحدائق ابن بندار [ م 488 ق ]
مؤلّف آن عبد السّلام بن محمّد بن بندار قزوينى ، يكى از مفسّران زيديّه ، و از اعلام قرن پنجم هجرى مىباشد . جهت شناخت او ، آراء چند تن از ارباب تراجم را مىآوريم :
1 . گفتار آقاى اشكورى :
صاحب مؤلّفات زيديّه ، آقاى حسينى اشكورى دربارهء تفسير او مىنويسد : « گفته شده است ، اين تفسير ، در 700 يا 300 مجلّد قرار گرفته است . تنها تفسير سورهء فاتحهء آن در 7 مجلّد واقع شده است . از مؤلّف اين تفسير نقل شده است ، هركس توانسته باشد يك دور اين كتاب را بر من قرائت نمايد ، يك نسخه از اين تفسير را ( كه به قيمت گزاف به دست مىآمد . ) به او خواهم داد ، ولى احدى پيدا نشد كه دعوت او را پذيرفته باشد . » « 1 »
2 . گفتار آقاى كحّاله :
صاحب معجم المؤلّفين ، در معرّفى مؤلّف آن مىنويسد : « ابو يوسف عبد السّلام بن محمّد بن يوسف بن بندار قزوينى ، متوفّى 488 ه . ق ، از مشايخ معتزله مىباشد . او در شعبان سال 393 ه . ق ، در قزوين متولّد گرديد . پس از تحصيلات اوّليّه ، به مصر كوچيد ، و چهل سال در آنجا اقامت گزيد ، تا در 14 ذيقعدهء سال 488 ه . ق ، در بغداد درگذشت . از تأليفات او ، تفسير قرآن كريم ، در مجلّدات متعدّدى مىباشد . » « 2 »
تذكّر اين نكته بجاست ، كه نوع مؤلّفين اهل سنّت ، در اثر عدم آشنايى كامل با مفاهيم كلامى ، بين شيعه و اعتزال قرابت و يگانگى مىپندارند ، در صورتى كه اعتزال ، فرسنگها فاصله از مكتب تشيّع دارد ، هرچند در برخى از موارد ممكن است باهم وحدت نظر پيدا نمايند .
3 . گفتار صاحب اعلام :
خير الدّين زركلى ، تحت عنوان « ابن بندار » مىنويسد : « او شيخ معتزله در عصر خود بود ، و تفسير بزرگى كه در 300 جلد قرار دارد ، و نام آن « حدائق ذات بهجة » مىباشد ، از اوست . اصل او از قزوين مىباشد ، و چهل سال در مصر توطّن كرده است . و در طرابلس شام نيز سكونت ورزيده است ، و دمشق را هم ديده و شهر دمشق را ، « شهر ناصبىها » لقب داده است ، چون برخى از دشمنان على ( ع ) ، در آن شهر سكونت داشتهاند . او شخص جليل القدر ، خوشمشرب ، و خوشمعاشرت بوده است . » « 3 »
4 . گفتار صاحب طبقات :
داودى ( متوفّى 945 ه . ق ) ، صاحب طبقات المفسّرين ، در معرّفى ابن بندار گويد : « سمعانى گفته است ، او يكى از معمّرين و فضلاى پيشتاز مىباشد .
او تفسير بزرگى را فراهم كرده است ، كه بزرگتر و پرفايدهتر از آن ، تاكنون ديده نشده است . تنها ايراد اين تفسير ، آن است كه با آراء و افكار معتزله پر شده است ، و مؤلّف عقايد خود را در آن پخش نموده
هامش
( 1 ) مؤلّفات الزّيديّة ، ج 1 ، ص 309 ، تأليف حجّة الإسلام حسينى اشكورى ، از انتشارات كتابخانهء آية اللّه مرعشى .
( 2 ) معجم المؤلّفين ج 6 ، ص 231 .
( 3 ) الأعلام ج 4 ، ص 7 - لسان الميزان ، ج 4 ، ص 11 .