عبد الملك ، معروف به ابو المعالى كاتب ، در مرثيهاى ، در حقّ او مىسرايد :
فجعنا من الشّيخ الحسَين بعالم * فلا تحسبوا انّا فجعنا بعالم
و لا تجعلوا يا معشر الدّين رزئه * كرزء مضى في عصرنا المتقادم
شعار الإماميّين بعد وفاته * شعار بنى العبّاس ضربة لازم
فصار بغيضا كلّ ابيض ناصح * اليهم حبيبا كلّ اسود فاحم
تساوى المنافي و المُوافي فى الأسى * عليه و للغربان ، نوح الحمائم « 1 »
( ترجمهء اشعار : ما از مرگ شيخ حسين ، در جهانى از غم و اندوه فرورفتهايم . گمان مبريد ، كه تنها يك عالم و دانشمند را از دست دادهايم ، گمان مبريد كه مصيبت مرگ او يك مصيبت عادى بود ، كه در گذشته هم رخ داده است . شعار امامىها پس از مرگ او ، همانند شعار بنى عبّاس ، يك شعار كوبنده و ضربتى است . هر سفيدپوست مخلص ، و هر سياهپوست دشمن ، دوست او گشت . موافق و مخالف ، در مصيبت او برابر هستند ، و بيگانگان نوحهسرايى مصيبتزدگان را دارند ) .
* گفتار آية اللّه خويى
شادروان ، آية اللّه خويى ، در معجم رجال الحديث ، در مورد كلمهء سفير توضيحى دارند . ايشان مىفرمايند : « با توجّه به تاريخ زندگى او ، مىبايست دربارهء معنى كلمهء سفير ، تجديد نظر نمود ، و مشخّص ساخت مقصود از آن چيست ؟ آيا به معنى مروّج و مبلّغ است ، يا مقصود ديگرى در كار بوده است . چون فاصلهء فوت مرحوم شيخ طوسى ، تا غيبت كبرى ، 131 سال مىباشد . شايد گفتار شيخ رازى ، از سهو قلم نشأت گرفته باشد . » « 2 »
هامش
( 1 ) فهرست منتجب رازى ص 1876 .
( 2 ) معجم رجال الحديث ج 18 ، ص 179 ، كد معرّفى 12406 .