5 . امامة علىّ ( ع ) من القرآن .
6 . كتاب تأويل قوله تعالى « فاسألوا اهل الذّكر » .
7 . الكلام ، في حدوث القرآن .
8 . الرّد على الجبائى ، في التّفسير .
9 . الكلام ، في دلايل القرآن . « 1 »
10 . البيان ، عن غلط قطروب في القرآن .
11 . تفسير آيهء
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ »
( انبياء / 7 ) .
بدينترتيب ، ملاحظه مىشود ، شيخ بزرگوار ما ، يكى از پركارترين افراد ، در زمينهء قرآن و علوم و معارف آن مىباشد ، كه در مكتب تربيتى خود ، بزرگانى چون ، سيّد رضى و سيّد مرتضى و شيخ طوسى را پرورانده است .
او در شب جمعه ، سوّم رمضان 413 ه ، هجرى از دنيا رخت بربست ، و ولادت او روز يازدهم ذيقعده 336 بوده است .
علم الهدى ، سيّد شريف مرتضى ، در ميدان اشنان بر او نماز گزارد ، و با همه وسعتى كه ميدان داشت ، باز تحمّل ازدحام مردم را نداشت او در خانهاش مدفون گرديد ، و چند سال در خانهاش بود ، سپس ، به مقابر قريش ، نزد قبر امام موسى بن جعفر ( ع ) حمل شد . « 2 »
* گفتار شيخ آقا بزرگ تهرانى
مرحوم صاحب الذّريعة ، به تعدادى از رسالهها و كتابهاى قرآنى او پرداخته است ، و مىفرمايد :
« تفسير شيخ مفيد ، در كلمهء البيان ، في غلط قطروب ، في القرآن گذشت ، و دلايل القرآن و ردّ بر جبّائى ، در تفسر و تأويل « فاسألوا اهل الذّكر » خواهد آمد . » « 3 »
علاوه بر اينها ، تفسيرى به نام مسائل عكبريّه دارد ، اين كتاب ، پيرامون آيات متشابههء قرآنى است ، كه ابو الليث بن سراج از شيخ مفيد ، پرسيده است . او ، به 51 سؤال او در بيش از 1500 سطر ، پاسخ داده است .
* گفتار آية اللّه خويى ( ره )
صاحب معجم رجال الحديث ، عنوان تفصيلى بيشترى را به شيخ مفيد و كتابهاى او اختصاص داده است . آراء ديگران را در مورد او بازگو مىكند ، و لقب مفيد را در عنفوان جوانى از سوى عليّ بن عيسى رمّانى مىداند . بر خلاف نجاشى ، رأى شيخ طوسى را ، كه مطابق با نظر ابن نديم ، در فهرست است ، مورد تأييد قرار مىدهد ، و ولادت او را در 338 ه ، معرّفى مىنمايد . و سخن ابن ادريس را تا ، پايان نقل مىكند و داستان غار و غدير و چگونگى مباحثهاى كه بين او و علىّ بن عيسى رمّانى پيش آمده است ، بازگو مىنمايد ، و توقيعات وارده را تضعيف و بىاساس مىشمارد ، آنگاه مروىّ عنه او را اينگونه معرّفى مىكند :
« او از احمد بن محمّد بن حسن بن وليد ، از جعفر بن محمّد بن قولويه و از محمّد بن احمد بن داود روايت نموده است . » « 4 »
* راويان از او
تعداد كثيرى از او روايت كردهاند ، كه ، سرآمد آنان ، سيّد مرتضى علم الهدى ، سيّد رضى و نجاشى را مىتوان نام برد .
148 . تفسير حسين بن على مغربى [ ت : م 418 ه . ق ]
مؤلّف آن ابو القاسم ، حسين بن علىّ بن حسين ، نوهء دخترى نعمانى مفسّر ، معروف به ابن مرزبان ، از اعلام سدهء پنجم هجرى مىباشد او نسب به يزدگرد
هامش
( 1 ) الذّريعة جلد 17 ، ص 208 .
( 2 ) رجال نجاشى صفحهء 391 ، رقم معرّفى 1067 .
( 3 ) الذّريعة الى تصانيف الشّيعة ، جلد 2 ، صفحهء 358 - جلد 4 ، صفحهء 315 و كشفا لحجب و الاستار ، صفحهء 163 ، رقم معرّفى 811 .
( 4 ) معجم رجال الحديث ج 17 ، ص 202 - 210 .