تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
تأليف در زمينه‌هاى مختلف علوم و معارف اسلامى دارد و او از مشايخ روايت اساتيد حديث كشّى ( 328 ه ) مىباشد و فرزندش جعفر كتابهاى او را روايت مىكند ، كه يكى از آن تأليفات ، همين تفسير موجود مىباشد كه خوشبختانه نيمى از آن كتاب ، محفوظ مانده و به چاپ نيز رسيده است . صاحب الذريعة گويد : « اين تفسير در خزانه كتابخانه آستان قدس رضوى و در تبريز پيش ملّا على خيابانى و در زنجان در كتابخانهء شيخ الإسلام و در كاظمين در كتابخانه استاد ما سيّد حسن صدر وجود داشت ، كه شيخ محمّد همدانى از آن استنساخ نموده است و جاى اسف است كه اسانيد آن حذف شده است . او در پايان مىافزايد ، علّامه مجلسى در آغاز بحار الانوار گفته است : « نسخه‌پردازان به علّت اختصار ، اسانيد آن را حذف كرده‌اند و در اوّل نسخه عذر اين عمل را خواسته‌اند و اين عذر از آن عذرهاى بدتر از گناه بوده است . » « 1 »

* گفتار علّامه طباطبائى ( ره )

اين كتاب اخيرا به همّت صاحب كتاب‌فروشى علميّهء اسلاميّه مرحوم آقاى حاج سيد محمود كتابچى در تهران ، در دو جلد طبع و در آغاز مقدمه كوتاهى از علّامه طباطبائى ( ره ) قرار دارد و در آن مقدمه آمده است : « از بهترين يادگارهاى تفسيرى ما ، تفسير منسوب به شيخ بزرگوار ما « عيّاشى » بوده است و به عمرم قسم اين كتاب بهترين اثرى است كه در زمينه خود ، تأليف يافته است و موثّق‌ترين چيزى است كه ما از پيشينيان خود دريافت كرده‌ايم و آن تفسيرى است مأثور كه علماى ما تاكنون كه نزديك به 11 قرن است آن را تلقّى به قبول نموده‌اند بدون آنكه ايرادى بر آن داشته باشند يا غمض عينى نموده باشند . مؤلّف بزرگوار آن ، ابو نضر محمّد بن مسعود بن محمّد بن عيّاشى كوفى ، سمرقندى از اعيان علماى شيعه و از اسطوانه‌هاى مهمّ حديث و تفسير مىباشد او از كسانى است كه در اواخر قرن سوم هجرت نبوى ( ص ) و اوائل قرن چهارم زندگى مىكرده است تمام كسانى كه پس از او آمده‌اند بر جلالت قدر و علوّ منزلت و وسعت فضل و دانش او اتّفاق نموده‌اند و علماى رجال و تراجم همگى پذيرفته‌اند كه او ثقه ، عين ، راستگو ، و امين در حديث بوده است تعدادى از بزرگان مانند : كشّى صاحب رجال از او روايت كرده‌اند اصولا كشّى از شاگردان او بوده است و شيخ بزرگوار جعفر بن محمّد ( فرزندش ) نيز از او روايت مىنمايد او نخست از اهل سنّت بود و سپس به تشيّع گرائيد . » « 2 » در شرح حال ايشان مىنويسند : او از پدرش سيصد هزار دينار ارث برده بود ، كه همه را خرج استنساخ ، مقابله نسخ و جمع و تأليف كتاب نمود او خانه‌اش را به شكل يك مدرسه ، درآورده بود و هركسى را به يك كار علمى گماشته بود كه كار خود را انجام مىداد ، و هزينه او را عيّاشى تأمين مىكرد آن‌چنان‌كه نجاشى صاحب رجال مىنويسد : « محمّد بن مسعود سمرقندى . . . او از اصحاب علىّ بن الحسن بن فضّال و عبد اللّه و محمّد بن خالد طيالسى و از مشايخ كوفه ، بغداد و قم استماع حديث نموده است ابو جعفر زاهد نقل نمود كه او همه ارث پدر را كه بالغ بر سيصد هزار دينار بود در راه علم و حديث صرف نمود خانه‌اش مانند مسجد پر از اهل علم و دانش بود ، جمعى مىنوشتند يا قرائت مىكردند يا تعليق و استنساخ داشتند او
هامش
( 1 ) الذريعة ج 4 ، ص 295 . ( 2 ) مقدمة تفسير عيّاشى چاپ كتابفروشى علميه اسلاميه تهران .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 331 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي