منفرد مىباشد او اهل بلخ بود و در بغداد مىنشست و در بلخ وفات نمود ، او كتابهائى دارد كه يكى از آنها تفسير قرآن كريم و تأييد مقاله ابى الهذيل « و قبول الاخبار و معرفة الرجال » مخطوط است و پيش من تصوير آن موجود است . و نسخهاى از آن در دار الكتب مىباشد « مقالات الاسلاميين » و غيره . « 1 »
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى در پاورقى شرح حال او آورده است و گويد : « و گاهى گمان مىرود كه او معتزلى است كه گفتارهاى اعتقادى و كلامى ويژهاى دارد ولى او عارف به حق و پوشاننده آن بود دليل اين امر ارتباط و اتصال او به ابو زيد بلخى شيعى و مصاحبت با او پرداخت صد دره ماهانه از مقرّرى خود كه از سلطان الدّين سهل مروزى حاكم بلخ دريافت مىنمود آنگونه كه در معجم الأدباء ( ج 3 ، ص 76 ) آمده است ظاهر آنست كه عامل استبصار ابن قبّه نيز از ناحيه استادش همين كعبى بوده است و او توانست حقيقت را اظهار نمايد و به مناصب و مقامات وزارت و تقرّب پادشاه و معاشرت با ديگران مبتلى نگردد ولى استادش كعبى نتوانست ابو زيد توانست از وزارت دورى گزيند و به نويسندگى پردازد . « 2 »
ابن نديم در الفهرست تأليفات و كتابهاى او را آورده است كه يكى از آنها در عصمت انبياء ( ص ) مىباشد و تعدادى از تأليفات او در مورد قرآن كريم مىباشد كه يكى از آنها « نظم القرآن » « قوارع القرآن » « تفسير الفاتحة » « الحروف المقطّعة فى اوائل السور » و كتاب ما اغلق من غريب القرآن يا كتاب ما جمع فيه ما غاب عنه فى غريب القرآن و البحث عن التأويلات مىباشد . « 3 »
ياقوت حموى ، شرح حال او را در ج 3 معجم الأدباء مىآورد و گويد : « احمد بن سهل بلخى ابو زيد فاضل ، جامع بين علوم قديم و جديد در تأليفات خود ، روش فلسفه را مىپيمود ، ولى به اهل ادب ، شبيهتر بود او معلّم اطفال بود . ولى علم ، او را به مرتبه بالائى رساند او در سال 322 در سنّ 87 يا 88 از دنيا رفت او سپس تأليفات هفتادگانهى او را مىشمرد از تأليفات مربوط به قرآن كريم كتاب « نظم القرآن » و « قوارع » و كتاب « ما اغلق من غريب القرآن » و كتاب « سورة الحمد تنوب عن جميع القرآن » « تفسير الفاتحة و الحروف المقطعة فى اوائل السور » مىباشد . سپس از قول ابو محمّد حسن وزيرى مىافزايد : كه او فرد متوسط القامه : لاغر ، زردرو و فرد آرام و ساكتى بود . سپس در شأن تفسير او مىگويد : « ابو حامد قاضى گفته است : در مورد قرآن كتابى مانند كتاب ابو زيد بلخى نديدهام در مورد قرآن ، كلام لطيف و دقيقى دارد اسرار و شگفتىهاى آن را بيرون آورده است و به نام « نظم القرآن » ناميده است . » « 4 » از اشعار او كه تقديم به ساحت اهل بيت بزرگوار ( ع ) نموده است اينست كه :
إنّ المنيّة رامتنى بأسهمها * فأوقعت سهمها المسموم بالحسن
ابو محمّد الأعلى فغادره * تحت الصفيح مع الموات فى قرن
يا قبر انّ الّذى ضمّنت جثّته * من عصبة سادة ليسوا ذوى افن
محمّد و علىّ ثمّ زوجته * ثم الحسين ابنه ، و المرتضى الحسن
صلّى الإله عليهم و الملائكة * المقرّبون طوال الدّهر و الزّمن « 5 »
مرگ مرا با تيرهاى خودش هدفگيرى نمود پس تير
هامش
( 1 ) الاعلام ، ج 4 ، ص 66 ، او نيز از منابع تاريخ بغداد 9 ، ص 384 ؛ المقريزى 2 ، ص 348 وفيات الاعيان .
( 2 ) الذريعة ج 4 ، ص 310 پاورقى .
( 3 ) معجم الادباء ج 3 ، ص 64 .
( 4 ) فهرست ابن نديم ، ص 51 .
( 5 ) معجم الادباء ج 3 ، ص 64 - 86 .