تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
عن الحدود و الجهات . . . » عدّه‌اى از قدماء بر تفسير فرات اعتماد كرده‌اند كه نخستين آنان صدوقين اين پدر و پسر و سپس شيخ حاكم ابو القاسم حسكانى در كتاب « شواهد التنزيل » مىباشد كه مكرّر از آن نقل مىكند سپس غياث بن ابراهيم و بالاخره علّامه مجلسى در بحار الانوار از آن روايت مىكند و در آغا نقل مطلب گويد تفسير فرات هرچند پيش اصحاب ما نامعلوم است و اصحاب ما در مورد مؤلّف آن مدح و قدح نگفته‌اند ولى چون اخبار و احاديث او موافق با آن احاديث معتبرى است كه به ما رسيده است و حسن ضبط و دقّت دارد ازاين‌رو اين‌ها عواملى است كه مىتواند حسن ظنّ و وثوق ما را به مؤلّف آن جلب و جذب كند . » « 1 » با توجه به تحقيق و بررسى اجمالى كه در مورد اين تفسير صورت پذيرفت جامع‌تر و مبسوطتر از سخنان عالم متتبع حاج آقا بزرگ تهرانى را نيافتيم ازاين‌رو به ترجمه مطالب او در اين مورد مىپردازيم : ايشان مىنويسند : او احاديث را به صورت معنعن از ائمّهء اطهار ( ع ) روايت مىكند و از افرادى نام مىبرد كه در اصول ما ذكر و ترجمه‌اى از آنها وجود ندارد ولى با كمال تأسّف برخى از خطّاطان يا نويسندگان عمدا اكثر اين اسانيد ارزشمند را حذف كرده‌اند و به گفتار خود فرات بسنده نموده‌اند به اين ترتيب كه فرات از حسين بن سعيد معنعنا روايت نموده است و ذيلا اشاره به اين نموده‌اند كه سند فرات به صورت معنعن بوده است نه مرسل فقط جهت اختصار حذف شده است . پدر شيخ صدوق ابو الحسن علىّ بن الحسين بن بابويه متوفى 329 ه اين تفسير را روايت مىكند آن‌چنان‌كه او از تفسير علىّ بن ابراهيم مفسّر قمى ( زنده در سال 307 ه ) روايت مىنمايد و شايد فرات هم تا حدود اين سال حيات داشته است ، امّا خود شيخ صدوق در كتابهاى خود اغلب توسط پدرش يا توسّط استادش حسن بن محمّد بن سعيد هاشمى روايت مىكند و خود اين هاشم آن‌گونه كه از فرزند روايت مىنمايد همچنان از والد ابى قيراط جعفر بن محمّد [ متوفى 308 ه ] نيز روايت مىنمايد پس به اين ترتيب احتمال آنكه فرات همانند پدر ابى قيراط اوائل قرن چهارم را درك كرده است ، قوّت پيدا مىنمايد . * انجام آن « و نحن على ذاك من الشاهدين ، و للآلاء ربّنا حامدين ، و الحمد للّه ربّ العالمين . . . . » « 2 »

* صاحب معجم رجال الحديث گويند

« ابن فرات كوفى صاحب تفسير معروف كه اكتفاء به نقل احاديث از ائمه هداة عليهم السلام نموده است بيشترين روايات خود را از حسين بن سعيد اهوازى و جعفر بن محمّد بن مالك البزّاز الفزارى كوفى [ متوفّى حدود ( 300 ه ) ] و عبيد بن كثير عامرى كوفى [ متوفى 294 ] نقل نموده است تفسير فرات را والد شيخ صدوق ابو الحسن علىّ بن الحسين بن بابويه قمى [ متوفى 329 ه ] روايت مىنمايد امّا شيخ صدوق ( ره ) در كتابهاى خود نوعا بواسطه پدر يا بواسطه استادش حسن بن محمّد بن سعيد هاشمى روايت مىكند . « 3 »

* راوى و مروى عنه

او از محمّد بن ابراهيم روايت مىكند و ابو القاسم از او در تفسير قمى در سوره مطفّفين تفسير آيهء :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ »
را روايت مىكند . » « 4 »
هامش
( 1 ) حاج آقا بزرگ تهرانى الذريعة ج 4 ، 299 . ( 2 ) فهرست كتابخانه آية اللّه مرعشى ، ج 16 . ( 3 ) الذريعة ج 4 ، ص 298 . ( 4 ) معجم رجال الحديث ج 13 ، ص 252 ، تحت رقم 9305 .