باقى بوده است چون در عيون اخبار الرضا از حمزه بن محمّد بن جعفر روايت مىكند كه او مىگويد :
علىّ بن ابراهيم بن هاشم در سال 307 ه به ما خبر داد اين تفسير مورد استناد اصول كافى و ديگر كتابهاى اربعه بوده است چاپ آن در سال 1313 ه به صورت چاپ سنگى در تهران انتشار يافت و بار ديگر در سال 1315 ه به همراه تفسير عسكرى چاپ گرديد . مرحوم حاج آقا بزرگ مىفرمايد :
« نسخهاى از آن پيش من است كه برخى از سخنان آن را نقل مىكنم :
* سرآغاز خطبه
الحمد للّه الواحد الأحد الصّمد الفرد الّذى لا من شىء كان . . . تفسير قمى خود مستقل است و ارتباطى با تفسير امام عسكرى ( ع ) ندارد و ازسوىديگر قمّى دو تفسير كوچك و بزرگ ندارد . . . روش تفسيرى قمّى آن است ، كه در تفسير خود به رواياتى كه از امام صادق ( ع ) منقول است استناد جسته است و بيشتر آنها را از طريق پدرش ابراهيم بن هاشم از اساتيد خود كه بالغ بر شصت نفر از اصحاب حديث هستند ، روايت مىكند و اغلب مرويّات پدرش از طريق محمّد بن عمير با - استناد از امام جعفر صادق ( ع ) است كه به صورت مرسل مىباشد و گاهى از استاد ديگرش شيخ ظريف بن ناصح از عبد الصّمد بن بشير از ابى الجارود است و چون اين تفسير تمام رواياتش از امام صادق ( ع ) است روايتگر اين تفسير خواسته است برخى از روايات امام باقر ( ع ) را كه به ابى الجارود املاء فرمودهاند ، وارد اين تفسير نمايد و گاهى برخى از روايات را از مشايخ ديگر خود به مناسبت آياتى كه در آن وجود نداشته است وارد مىسازد تا فائدهاش بيشتر و تفسيرش را پربارتر سازد اين نوع تصرّف در اوائل سوره آل عمران تا پايان قرآن صورت پذيرفته است شاگرد او همان است كه در تعدادى از نسخهها كه ما ديدهايم نام خود را در آغاز تفسير آورده است چون در همان نسخهها كه ما ديدهايم پس از فراغت از بيان انواع علوم قرآن مىگويد : به من حديث نمود ابو الفضل عبّاس بن محمّد بن قاسم بن حمزه بن موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) گفت : حديث نمود ابو الحسن علىّ بن ابراهيم بن هاشم ، حديث نمود پدرم ( ره ) از محمّد بن ابى عمير از حمّاد بن عيسى سپس تعدادى از راههاى والد علىّ بن ابراهيم بن هاشم را ذكر مىكند به عنوان پدرم حديث كرد كه از فلانى . . . بهجاى گفتار اوّل خود عطف و حواله مىكند مىگويد : « پدرم حديث نمود سپس شروع به تفسير بسم اللّه مىنمايد و احاديث را به عنوان حديث كرد پدرم . . . وارد مىسازد . . . در اوّل سوره بقره همه مرويّات علىّ بن ابراهيم از پدرش مىباشد تا اوائل سوره آل عمران در تفسير آيه
( وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ )
ولى بعدها اسلوب روايت تغيير پيدا مىكند و مىگويد به ما حديث نمود احمد بن محمّد همدانى ، حديث نمود جعفر بن عبد اللّه . حديث نمود كثير بن عيّاش از زياد بن منذر ابى الجارود از محمّد بن جعفر بن على ( عليهم السلام ) . . . با اين سند در صفحات 108 و 146 نيز روايت كرده است و اين همان سند مشهور تا تفسير ابى الجارود مىباشد كه شيخ طوسى در الفهرست و نجاشى هر دو تفسير ابى الجارود از او اسناد خويش تا احمد بن محمّد همدانى كه معروف به « ابن عقده » [ متوفى 333 ] است تا پايان سند او آوردهاند كه در تفسير سند ضعيفى است به علت كثير بن عيّاش ولى ضرر رساننده نيست چون از افراد موثّق اصحاب ما نيز - روايت كرده است تا به ابى جارود برسد « 1 » .
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى تفصيلاتى در مورد آن
هامش
( 1 ) الذّريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 302 ، رقم 1316 .