گفتگوهاى عقيدتى بود . در قرن چهارم هجرى بيش از هر عصر ديگر ، تفاسير قرآن ، رونق و رواج داشته است . در اين عصر تفاسير متنوّعى بوجود آمد تلاش مجدّانهاى در تفسير شروع گرديد گويند ابو الحسن علىّ بن عيسى رمّانى [ متوفى 384 ] كه بر فقه و كلام و لغت مطّلع بود ، تفسيرى باارزش بر قرآن نوشت وقتى به صاحب بن عبّاد گفتند آيا تفسير نمىنويسى ؟ پاسخ داد آيا با وجود تفسير ابن عيسى ، چيزى باقى مانده است ؟ « 1 » باز ابو بكر نقّاش معتزلى [ متوفى 351 ] تفسيرى در 12 هزار برگ نوشت . « 2 » ابو بكر أدفوى مصرى [ متوفى 388 ه ] تفسيرى در يكصد و بيست مجلّد نگاشت و از آن بزرگتر تفسير عبد السّلام قزوينى استاد معتزلى بغداد [ متوفى 483 ه ] بود كه كتابش 300 مجلد بوده است كه از آن جمله هفت مجلّد آن در تفسير سوره حمد بود . « 3 » يا به گفتهى سبكى تفسير عبد السّلام هفتصد جلد بوده است . عبيد اللّه اسدى معتزلى [ متوفّى 387 ه ] تفسيرى بر قرآن نوشت ، كه در آن تنها براى « بسم اللّه الرحمن الرحيم » يكصد و بيست معنى ذكر شده بود » . « 4 » در هر صورت از همهى اينها كه بگذريم سخن دوست خوشتر است چه بهتر به سراغ مفسّران تلاشگر شيعه برويم كه مقصد و مقصود اصلى و اساسى ما است .
103 . تفسير حسن بن على اطروش [ ت : 304 ه ]
مؤلّف او ، ابو محمّد حسن بن علىّ بن الحسن بن علىّ بن عمر الأشرف بن الامام السجاد ( ع ) الناصر الكبير در آمل طبرستان و از مفسّران اوائل قرن چهارم نيز مىباشد .
* صاحب الذريعة مىنويسد
ابن اثير در الكامل ، حميد در الحدائق الورديّه شرح زندگى او را آوردهاند او بزرگ طالبيان ، عالم ، زاهد آنان و جدّ سيّدين شريفين سيّد مرتضى و سيّد رضى از طرف مادر بود زيديان تصوّر كردهاند او يكى از پيشوايان آنان در طبرستان مىباشد ولى او بيزار از اعتقادات آنان بود آنچنانكه شيخ بهائى در رساله « اثبات وجود الحجّة ( ع ) » آورده است و نجاشى تصريح دارد كه او معتقد به امامت پيشوايان معصوم ( ع ) بود و دو تأليف بزرگ و كوچك او در مورد امامت نقل مىكند به ويژه كتاب انساب الائمة و مواليدهم تا صاحب امر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف را آورده است و مىگويد چنين فردى چگونه مىتواند داعى بر امامت خويشتن باشد ؟ » « 5 »
در جلد چهارم الذريعة نيز مىنويسد : « بين او و امام سجّاد چهار واسطه است او در سال سيصد و چهار در طبرستان به فيض شهادت نايل آمد و در الحدائق الورديّه ترجمه او را آورده است و گفته است : او در تفسير خود با بيش از 1000 بيت شعر احتجاج نموده است ، تفسير او ، مقدّم بر تفسير ابو الفتح امام ناصر ديلمى مىباشد . » « 6 »
104 . تفسير عليّ بن ابراهيم قمّى [ ت : 307 ه ]
مؤلّف آن ابو الحسن ، علىّ بن ابراهيم بن هاشم قمّى استاد و شيخ ثقةالاسلام محمّد بن يعقوب كلينى است ، كلينى در كتاب كافى فراوان از او روايت كرده است او از مشايخ كلينى است و هم عصر امام حسن عسكرى ( ع ) بوده است و تا سال 307 ه زنده و
هامش
( 1 ) الفهرست ج 33 ، طبقات المفسرين ، ص 35 ، معجم الدباء ، ج 6 ، ص 497 .
( 2 ) طبقات المفسرين ص 19 ، حسن المحاضره ج 1 ، ص 233 .
( 3 ) تمدن اسلامى ، آدم ميتز ج 1 ، ص 227 .
( 4 ) طبقات المفسّرين ص 22 .
( 5 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 2 ، ص 308 ، رقم 1235 .
( 6 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 261 ، رقم 1221 .