348 ] « 1 » از كسانى است ، كه ائمّه را نديده و از آنان روايت نكرده است ولى او از عليّ بن حسن فضّال روايت نموده است و عمر طولانى بيش از 100 سال را داشته است پس ناچار ولادت او در حدود 250 به بعد بوده باشد تا از خود پيشوايان روايت نكرده باشد و روايت او از على مربوط به سالهاى 270 به بعد باشد .
2 . نجاشى گفته است : « او از پدرش مستقيم روايت نكرده است چند خط بعد روايتى را آورده است ، كه او از پدرش مستقيم از امام رضا ( ع ) روايت مىكند . »
شيخ صدوق ( ره ) موارد متعدّدى از اين قبيل روايات را در خصال و امالى و توحيد از او آورده است از آن ميان تفسير آيهء شريفهء
« كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ »
باب 18 و تفسير آيهء
« وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا » .
باز حديثى در باب علّت خلقت مخلوقات و اختلاف اطوار آنان .
باز در كتاب توحيد باب بيستم تفسير آيهء
« هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ » .
باز در باب 2 تفسير آيهء شريفهء
« سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ » .
پس به اين ترتيب يا بايد صحّت روايات و ضعف نجاشى را ثابت كنيم يا بالعكس ولى ملتزم شدن به عدم صحّت روايات ، آسانتر از تضعيف نجاشى است چون مشايخى كه صدوق از آنان روايت مىكند ، همگى ضعيف هستند . پس تنها با روايات آنان نمىتوان از سخن نجاشى رو برگرداند .
اما اينكه مىگويد : هيجدهساله بودم كه احاديث آن را نمىفهميدم شايد آنگونه احاديثى را گفته باشد كه مربوط به حلال و حرام و احكام خدا است اما آن احاديثى كه مربوط به زيارات و دعا و سنن است بعدى ندارد كه انسان در 18 سالگى آنها را فهميده و روايت كرده باشد . « 2 »
86 . تفسير ابن خالد برقى [ م 274 يا 280 ه ]
ابو جعفر احمد بن محمّد بن خالد بن عبد الرحمن بن محمّد بن على برقى كوفى جدّ او ( محمّد ) را يوسف بن عمر والى حجاج پس از شهادت زيد بن علىّ بن الحسين محبوس نمود سپس به قتل رساند در آن هنگام خالد صغير السنّ بود همراه پدرش عبد الرحمن به محل « برقهرود » فرار نمود او در نقل خود ثقه بود ولى از ضعفاء نقل مىكرد و به مراسيل ، اعتماد مىورزيد .
* تأليفات او
او كتابهاى متعدّدى را تأليف كرده است ، كه نجاشى اسامى 93 عنوان از آنها را از فهرست « كتاب المحاسن » نقل كرده است كه در ميان آنها مكارم الأخلاق و كتاب فضل القرآن مىباشد و برخى ، تعداد ديگرى را نيز بر آن رقم افزودهاند كه از آنها كتاب التهانى ، كتاب التعازى ، كتاب اخبار الامم و اخيرا دو كتاب در مورد رجال دارد يكى همانست كه به نام « طبقات » ناميده شده است و آن ديگرى به نام « رجال » مىباشد . « 3 »
احمد بن الحسين وفات او را به سال 274 و علىّ بن محمّد ماجيلويه وفات او را 280 دانسته است « 4 » .
شيخ طوسى در فهرست خود اسامى تأليفات او را آورده است و در ضمن آنها كتاب التفسير و كتاب التأويل را ذكر مىكند علّامه در الخلاصة ، قسم اوّل
هامش
( 1 ) رجال نجاشى ص 12 .
( 2 ) معجم رجال الحديث ج 11 ، ص 331 رقم معرفيى 8005 .
( 3 ) الذريعة ج 1 ، ص 99 .
( 4 ) رجال نجاشى ص 77 رقم معرفى 182 .