تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

* نمونه‌اى از تفسير

در آغاز سوره بقره ، ضمن تفسير آيه
( الم * ذلِكَ الْكِتابُ ، لا رَيْبَ فِيهِ )
مىفرمايد : « قريش و يهود هر دو قرآن را تكذيب نمودند و گفتند سحر آشكار است . خداوند متعال در پاسخ آنان مىفرمايد : « الم ، اين كتابى را كه بر تو نازل نموده‌ايم ، با اين حروف مقطّعه ( الف - لام - ميم ) و با لغت خود شماست و با هجا و گويش خودتان است . پس اگر در ادّعاى خود راستگو هستيد ، همانند آن را بياوريد و در اين امر از ديگر همكارانتان نيز استمداد و كمك طلبيد ، سپس بيان نمود آنان هرگز نمىتوانند و اگر انس و جن هم گرد هم بيايند تا همانند اين قرآن را بياورند ، هرگز نخواهند توانست نظير آن را بياورند ، هرچند برخى از آنان كمك و ياور برخى ديگر باشد . »

* گفتار سبط بن جوزى

سبط بن جوزى ، در تذكره‌ى خود گفته است : « جدّم ابو الفرج » در كتاب موسوم به « تحريم الخمر » گفته است كه من از دستخطّ او نقل مىكنم و از خود او نيز شنيده‌ام كه مىگفت : « شهادت مىدهم كه از ابا عبد اللّه حسين بن على شنيدم كه مىگفت : شهادت مىدهم از عبد اللّه بن عطاء هروى شنيدم كه مىگفت خدا را شاهد مىگيرم كه از ابا عبد الرحمن بن ابى عبيد بيهقى شنيدم كه او مىگفت خدا را شاهد مىگيرم كه از ابا عبد اللّه حسين بن محمّد دينورى شنيدم كه مىگفت خدا را شاهد مىگيرم كه از محمّد بن علىّ بن الحسين علوى شنيدم و او مىگفت خدا را شاهد مىگيرم كه از احمد بن عبد اللّه سبيعى شنيدم او نيز شهادت شرعى مىداد كه از حسن بن على عسكرى شنيدم او نيز شهادت شرعى مىداد كه از پدرم علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) شنيدم او نيز شهادت شرعى مىداد كه از پدرش موسى او نيز شهادت شرعى مىداد كه از پدرش جعفر بن محمّد شنيدم او نيز از محمّد بن على ، از علىّ بن الحسين از حسين بن على از علىّ بن ابى طالب از پيامبر اسلام ( ص ) كه از پيامبر اسلام ( ص ) او نيز از جبرائيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح محفوظ از خداوند متعال كه مىفرمايد : « شارب خمر همانند عبادتگر بت مىباشد » . هنگامى كه جدّم اين حديث را در كتاب « حريم الخمر » روايت نمود ابو نعيم فضل بن دكين ( شرح حال او قبلا گذشت ) گفت : اين حديث صحيح و ثابت مىباشد كه عترت طيّبه طاهره ( ع ) آن را روايت نموده‌اند و جماعتى نيز آن را از رسول اللّه ( ص ) روايت نموده‌اند كه از آنان : ابن عبّاس ، ابو هريره ، انس بن مالك و عبد اللّه بن أبىّ ، اوفى اسلمى از آنان مىباشد . » « 1 »

* گفتار ذهبى

ذهبى ، صاحب التفسير و المفسّرون در كتاب خود به تفصيل به معرّفى اين تفسير و بيان نكات اعتقادى و خصوصيات تأليفى آن مىپردازد در پايان اظهار نظر مىكند كه اين تفسير از مذهب معتزله و آراء و عقائد آنان ، متأثر است مثلا در تفسير آيه شريفه
« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ »
ختم را به همان رأى معتزله تفسير مىكند و مىگويد : مقصود از ختم آن نوع علامت‌گذارى است كه فرشتگان آن را مىشناسند و مىفهمند كه اين فرد از كسانى است كه ايمان نمىآورند » . « همچنين به ابصار و ديدگان آنان نيز پرده و غشاوتى افكنده است كه از مشاهدهء تكاليف خود محروم و از ديدن مقصود ، كوتاه و ناتوان هستند . . . » باز اين تفسير در فروع فقهى از آراء شيعه اماميّه متأثّر است مثلا در تفسير آيه :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ »
حديث مفصّلى را از رسول خدا ( ص ) روايت
هامش
( 1 ) التفسير و المفسّرون ج 2 ، ص 79 - 89 .