امر آنست كه راه شيخ به علت وجود ابى مفضّل و ابن بطّه ضعيف مىباشد . » « 1 »
83 . تفسير استرآبادى [ ت : 260 ه ]
اين تفسير كه بخشى از آن املاء امام حسن عسكرى ( متولّد 232 ، شهادت 260 ) مىباشد توسّط برخى از اصحاب به قلم آمده است و شيخ ابو جعفر محمّد بن علىّ بن بابويه قمى نزيل رى آن را روايت نموده است . نسخههاى آن هماكنون موجود و مطبوع مىباشد اين تفسير يا بخشى از آن ، املاء امام حسن عسكرى ( ع ) در مورد دو نوجوانى است ، كه پدرشان آنان را جهت تعلّم پيش امام ( ع ) قرار داده بودند و امام بزرگوار اين تفسير را به آنان املاء فرموده است .
آنان درست هفت سال از 254 تا 260 در محضر آن بزرگوار تلمّذ داشتهاند سپس به استرآباد برگشتهاند و پيش معلّم استرآبادى رسيدهاند . پس آنچه را كه شيخ نورى ( نور اللّه مرقده ) در خاتمه مستدرك اعتقاد پيدا نمودهاند « كه تفسير موجود از بقاياى آن تفسير مورد معرّفى ابن شهرآشوب بوده باشد و سخن محقّق داماد را در مورد متعدّد بودن آن تفاسير ، به اين ترتيب ردّ نموده است كه كسى نمىتواند ملتزم به تعدّد بوده باشد » هيچ نوع دليلى بر آن وجود ندارد و هيچ منعى نيز بر تعدّد نداريم . نه تنها منعى وجود ندارد ، بلكه ظاهر امر آنست ، كه تفاسير متعدّدى هستند و با همديگر از نظر كيفى و كمّى نيز فرق داشتهاند ، هم از نظر املاءگر و املاءپذير يا راوى و مروىّ عنه تفاوتهائى داشتهاند .
اين تفسير ، توسّط ابن بابويه از ابو الحسن محمّد بن قاسم خطيب و مفسّر استرآبادى روايت شده است كه گويد : « ابو يعقوب يوسف بن محمّد بن زياد و ابو الحسن علىّ بن محمّد بن سيّار كه هر دو از شيعيان امامى بودهاند روايت نمودهاند ، كه پدران ما هر دو شيعه بودهاند و زيديّه حكومت استرآباد را داشتهاند و ما در حكومت حسن بن زيد علوى ملقّب به « الدّاعى الى الحقّ » پيشواى زيديّه ( كه به قول ابن نديم در الفهرست ، قيام او در طبرستان در سال 250 بوده است و در سال 270 فوت نمود ) اولياى ما گوش شنوا از زيديّه داشتهاند ، ما از عقايد آنان نسبت به خود نگرانى داشتيم پس همراه خانواده به حضور امام حسن بن على العسكرى ( ع ) بيرون آمديم و عائله را در يكى از مسافرخانهها فرود آورديم . ما به حضور آن بزرگوار رسيديم ، امام استقبال شايستهاى از ما به عمل آورد و مرحبا به پناهندگان ما فرمود .
سپس پدر و مادرمان را مورد تكريم قرار داد و سعى ما را مشكور ناميد . امام والدين ما را مرخّص و ما را نگهداشت تا بخشى از علوم لازم را تعليم دهد » بنابراين بخشى از اين املاى امام ( ع ) آن دو نوجوان مىباشد كه اكنون در اختيار ماست و تا آيهء 282 سوره بقره ادامه يافته است . اين تفسير مشتمل بر چندين صد صفحه با قطع بزرگ براساس تفسير هر آيه با روش روائى مىباشد و تفاسير عليّ بن ابراهيم قمى ، برهان سيد هاشم بحرانى ، نور الثّقلين حويزى و صافى ملّا محسن فيض كاشانى ، فراوان از آن نقل قول نموده و بهرهگيرى نمودهاند . اين تفسير چندين بار به چاپ رسيده است از چاپهاى سنگى آن يكبار در سال 1268 ، بار ديگر در 1313 ، و سومين بار به سال 1315 در حاشيه تفسير قمى در تهران و بار چهارم در نجف اشرف و اخيرا به صورت منقّحتر در مؤسسهء المهدى ( عج ) قم ، به چاپ رسيده است اين تفسير از سوره فاتحه آغاز ، و اكثر آيات سوره بقره را در بردارد ولى ديگر اجزاى آن وجود ندارد .
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 4 ، ص 317 ، رقم معرفى 317 .