بكير ، عليّ بن عقبه و محمّد بن سنان روايت نموده است و از طرفى احمد ، على ، محمّد ، فرزندانش و موسى بن عمران از او روايت نموده است او تأليفات متعدّدى دارد : كتابهاى الصلاة ، الدّيات ، ( بنا به اظهار ابن نديم ) كتاب التفسير كتاب الابتداء و المبتدإ ، كتاب طبّ از او است » ( او در تفسير قمى در سوره ص آيهء « و اذكر عبدنا ايّوب اذ نادى ربّه انّى مسنّى الشيطان بنصب و عذاب » را روايت نموده است . « 1 » با توجّه به مفسّر بودن فرزندش ، عليّ بن حسن فضّال ( متوفّى 270 ه ) عنوان « كبير » بر او افزوده شده است .
* نظر معجم المؤلفين
عمر رضا كحّاله صاحب معجم المؤلّفين گويد :
« حسن بن فضّال ( . . . 224 طا 839 م ) كوفى ، شيعى ابو على مشارك در انواع علوم مىباشد . از تصنيفات او : كتاب البشارات ، كتاب الدّيات ، الناسخ و المنسوخ در قرآن و الابتداء و المبتدأ مىباشد . « 2 »
68 . تفسير بطائنى [ ت : 224 ه 839 م ]
مؤلّف آن ، حسن بن علىّ بن ابى حمزه سالم بطائنى محدّث و مفسّر قرن سوم هجرى مىباشد از او احاديث فراوانى را علىّ بن حسن فضّال روايت كرده است او تمام تفسير قرآن را از او يادداشت كرده است از ديگر تأليفات او : « البشارات » « الزّيارات » « الدلائل » « الرّجال » « الرّجعة » مىباشد . » « 3 »
نجاشى شرح حال او را تحت عنوان « حسن بن عليّ بن ابى حمزه » آورده است و از ابن فضّال روايت مىكند كه او از بزرگان واقفيّه بود او كتابهائى دارد ، كه از آنها است « الفتن » كه همان كتاب « الملاحم » مىباشد و ديگر كتاب او « فضائل القرآن » و كتاب « القائم الصّغير » « كتاب الدلائل » « كتاب المتعه » « كتاب الغيبه » « كتاب الصلاة » « كتاب الرّجعة » « كتاب فضائل امير المؤمنين ( ع ) و كتاب الفرائض . » « 4 »
نجاشى با چهار واسطه كتابهاى او را روايت كرده است .
شيخ طوسى ( ره ) شرح حال او را آورده است و مىفرمايد : « حسن بن علىّ بن ابى حمزه كتابى دارد » و در بخش ديگر مىفرمايد : او را كتاب الدلائل و كتاب فضائل القرآن مىباشد . » « 5 »
كشّى : گفتار محمّد بن مسعود را در حقّ او نقل مىكند ، كه از حسن بن فضّال ، در مورد بطائنى پرسيدم پاسخ داد او كذّاب و ملعون مىباشد از او احاديث فراوان و تمام تفسير قرآن را تا پايان نوشته شده است ولى چه سود من نمىتوانم حتى يك حديث از او روايت نمايم « 6 » .
صاحب معجم رجال الحديث ، مىفرمايد : « او هرچند در اسناد كامل الزيارات و در اسناد قمى نيز قرار گرفته است الّا اينكه نمىتوان به او اعتماد بست پس اينكه بگوئيم ابن فضّال چنين شهادتى در حقّ او داده است كه او قابل اعتماد نبوده است مگر اينكه بگوئيم شهادت ابن غضائرى به ثبوت نرسيده است چون انتساب كتاب به او صحّت ندارد و همچنين شهادت ابن فضّال نيز ثابت نشده است چون كشّى
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 5 ، ص 44 مرقّما 2983 .
( 2 ) معجم المؤلفين ج 3 ، ص 257 ، او از منابع ج 23 و 7 15129 الفهرست طوسى ص 47 - 48 رجال نجاشى 24 - 26 الفهرست ابن نديم ج 1 ، ص 223 - لسان الميزان ابن حجر ج 2 ، ص 225 ، ايضاح المكنون بغدادى 278 - 615 منتهى المقال 99 - 100 تنقيح المقال مامقانى ص 297 - 299 اعيان الشيعة ج 22 ، ص 410 - 424 بهره جسته است .
( 3 ) فهرست شيخ طوسى ص 51 ، عيان الشيعة ج 22 ، ص 365 . المكنون بغدادى ج 2 ، ص 295 - 297 .
( 4 ) معجم المؤلفين ج 3 ، ص 253 .
( 5 ) معجم رجال الحديث ج 5 ، ص 14 - 19 .
( 6 ) معجم رجال الحديث ج 5 ، ص 14 - 19 .