مانند اصل سليم بن قيس هلالى دارد كه آن را از ابان بن عيّاش نقل كرده است و او از همام پسرش عبد الرزّاق نقل كرده است ، آنچنانكه درج 2 الذريعة به تفصيل آمده است .
خلاصه آنكه ، اين مرد از كسانى است كه حقّ او ، در كتابهاى رجالى ما درست اداء نشده است با اينكه تفسير او يكى از قديمىترين تفاسير جهان اسلام به شمار مىآيد كه از مفاخر شيعه و از آثار جاودان و ماندگار او تا عصر كنونى به شمار مىرود چون تفاسير ديگرى مانند تفسير سعيد بن جبير تفسير سدّى و تفسير محمّد بن سائب كلبى و تفسير ابن بصير و تفسير ابن جارود و تفسير جابر بن يزيد جعفى و ابى حمزه ثمالى و ديگر تفاسير قديمى از تفاسير اصحاب از كتابهائى هستند كه ما بوجود خارجى آنها در عصر كنونى مطّلع نشدهايم ولى تفسير ابن همام بنا به نشانيهائى كه در برخى از فهرستها و كتابخانههاى مصر آمده است و خبر مىدهند كه نسخهاى از آن به خط يكتم بن عمرو وجود دارد كه تاريخ كتابت آن سال 724 ه مىباشد او در اين تفسير بيشتر از ابن عروه معمّر بن راشد صنعانى بصرى از اصحاب و ياران امام صادق ( ع ) روايت كرده است ابى عروه همان فردى است كه ما در اصل سليم بن قيس ( ج 2 ، ص 154 الذريعة ) او را ذكر نموديم و گفتيم ، كه او از ابن همام صنعانى اين اصول را از معمّر و او نيز از ابان او نيز از سليم روايت مىنمايد .
65 . تفسير محمّد بن ابى عمير [ ت : حدود 217 ه ]
او ابو احمد محمّد بن ابى عمير ، از اصحاب امام موسى بن جعفر ( ع ) و يكى از مفسّران قرن دوّم هجرى مىباشد در تفسير قمى تفسير آيهء شريفهء الحمد للّه ربّ العالمين را او از نضر بن سويد روايت كرده است و ابراهيم بن هاشم ، نيز از او روايت نموده است « 1 » . علاوه بر اين او احاديث فراوانى را از امام رضا و امام جواد ( ع ) روايت كرده است و در ضمن روايات ، تفاسير آيات شريفه را نيز روايت نموده است .
صاحب معجم رجال الحديث ذيل شرح حال ابن عمير تفسير آيه شريفه
« وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ »
را از او و توسط او نقل مىكند كه از منصور بن يونس روايت كرده است او هميشه از امام ابو الحسن موسى بن جعفر ( ع ) روايت كرده است .
* راوى و مروىّ عنه
او از امام همام ابو الحسن موسى بن جعفر روايت مىكند و ابراهيم بن هاشم نيز از او روايت مىنمايد . « 2 »
نجاشى گويد : « محمّد بن ابى عمير زياد بن عيسى ابو احمد ازدى از موالى مهلب بن ابى صفره بغدادى او با امام موسى بن جعفر ملاقات نموده و احاديثى را از او شنيده است و در برخى از روايات او را مكّنى به ابو احمد نموده است از امام رضا ( ع ) نيز روايت كرده است او جليل القدر ، عظيم المنزله ، مىباشد . جاحظ در كتابهاى خود از او روايت كرده است . او را در مقام مفاخره بين عدنانيان و قحطانيان نام برده است .
او در كتاب « البيان و التّبيين » گفته است : « ابراهيم بن داحه از ابن ابى عمير ، كه يكى از بزرگان رافضه بوده است روايت كرده است و او در ايام هارون الرشيد به جرم عدم پذيرش قضاوت ، محبوس گرديد و برخى گفتهاند به آن جهت محبوس شد كه اسامى شيعيان و اصحاب امام موسى بن جعفر ( ع ) را از او مىخواستند و در اين امر تازيانههائى بر او
هامش
( 1 ) رجال نجاشى ص 326 معرّفى 887 .
( 2 ) معجم رجال الحديث ج 22 ، ص 101 ، كد 14997 .