تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
او كتاب « الحدود » را نوشت مأمون دستور داد نوشته‌هاى او را كتابت نمايند پس از نحو ، كتاب « معانى » را املاء نمود و نويسندگان آن : سلمة بن عاصم و ابو نصر بن جهم بودند ، ابو بريد هم گويد خواستيم نويسندگانى كه املاء او را مىنوشتند ضبط نمائيم مقدور نشد هنگامى كه از املاء آن فارغ شد نسخه‌پردازان مىخواستند هر پنج ورق به يك درهم در اختيار مردم قرار دهند چون اين پول ، گزاف مىنمود فرّاء آنان را خواست كه با مردم كنار بيايند ولى آنان نپذيرفتند فرّاء چارهء ديگرى انديشيد و به مردم گفت مىخواهم كتاب معانى ديگرى مشروح‌تر و مبسوطتر از پيش ، املاء نمايم و نشست تنها در مورد سوره « حمد » يك‌صد برگ معنى و تفسير املاء نمود پس نسخه‌پردازان پيش او رفتند گفتند : ما حاضريم آنچه را مردم دوست دارند به آنان برسانيم پس به توافق رسيدند كه هر ده برگ را به يك درهم بفروشند . . . از تصانيف او « معانى القرآن » در چهار بخش است آن را جهت عمر بن بكير تأليف نمود و ديگرى « البهى » است كه جهت امير عبد اللّه بن طاهر نوشت و از ديگر تأليفات او : « المصادر فى القرآن » ، كتاب اللّغات - كتاب الوقف و الابتداء ، كتاب الجمع و التثنية فى القرآن آلة الكتّاب - الفاخر - كتاب النّوادر - كتاب فعل و افعل ، كتاب المقصور و المدود - كتاب المذكّر و المؤنّث - كتاب يافع و يافعه - كتاب ملازم - كتاب الحدود - كتاب مشكل اللغة الكبير - كتاب المشكل الصغير - كتاب الدّاء و غير اين‌ها . . . مىباشد . » « 1 » صاحب الذريعة او را از شيعيان و دوستداران ، اهل بيت ( ع ) مىشمارد كه تحت چتر اعتزال ، تشيّع خود را مستور مىداشت چون اعتزال و تشيّع مشتركات فراوانى داشتند به همين دليل بود كه پدرش « زياد » به سال 169 همراه حسين بن عليّ بن الحسين در واقعه « فخّ » به شهادت رسيد . « 2 » ابن عماد صاحب شذرات الذهب : او را از متوفّيان سال 207 به شمار مىآورد و گويد : « در آن تاريخ فرّاء يحيى بن زياد كوفى نحوى از دنيا رفت او وارد بغداد شد در تأليفات خود از قيس بن ربيع و ابو الأحوص روايت كرده است ، او از بزرگترين اصحاب و ياران « كسائى » نحوى معروف است او خود يكى از سران نحو و لغت به شمار مىآمد . « ابن اهدل » ، در تاريخ خود گفته است : « امام بارع يحيى بن زياد فرّاء اهل كوفه او و احمد يكى از بزرگترين اصحاب و ياران كسائى مىباشند در شأن او گفته‌اند : اگر او نبود عربيّت وجود نداشت چون او بود كه علوم ادبى را ضبط و تهذيب نمود . » ثمامه بن اشرس معتزلى گفته است : « من با فرّاء مذاكره و مباحثه نمودم او را در نحو يكتا و در لغت بحر و دريا و در فقه ، آشنا به مكاتب و مسلكها و در طبّ فرد مطّلع و نسبت به اشعار و ايّام عرب آگاه و حاذق يافتم . » روزى او در حضور هارون رشيد ، غلط ادبى خليفه را گرفت و نسبت به رعايت ادب تأكيد ورزيد فرّاء كتاب « الحدود » را در نحو و « المعانى » را جهت مأمون تاليف نمود ، در املاء آن افراد فراوانى اجتماع مىنمودند كه تنها هشتاد تن از آنان قاضى بودند كتابى در تفسير و پيرامون قرآن دارد در حدود 1000 ورق كه همانند آن انجام نگرفته بود تمام تأليفات خود را محفوظ داشت تنها كتابى كه به دست مىگرفت كتاب ملازم و كتاب نافع بود از تعظيم او نسبت به « كسائى » جاى تعجّب است درحالىكه او نسبت به نحو ، اعلم‌تر و آگاه‌تر از او بود همو است
هامش
( 1 ) معجم الأدباء ، ياقوت حموى ج 20 ، ص 9 - 14 . ( 2 ) الذريعة ج 1 ، ص 39 ، تحت عنوان آلة الكتابة تأليف شيخ النّحاة يحيى بن زياد فرّاء رقم 185 .