نمىشناسيم . » « 1 »
51 . تفسير ابن اسباط كندى [ ت : حدود 200 ه ]
مؤلّف آن علىّ بن اسباط بن سالم كندى ( متوفّى حدود 200 ه ) اهل كوفه و فروشندهء روغن از اصحاب امام رضا و امام جواد عليهما السلام و از مفسران قرن دوّم مىباشد .
نجاشى او را توثيق مىنمايد و به فطحى بودن او اشاره مىكند و در تبادل نامه بين او و علىّ بن مهزيار در اين رابطه تصريح دارد كه بالاخره او از اين گرايش انحرافى ، برگشته است و از امام رضا ( ع ) روايت نموده است و او از موثقترين افراد بود و او تأليفات و تصنيفاتى دارد كه از آن ميان « الدلائل » و « كتاب التفسير » مىباشد كه احمد بن يوسف بن حمزه جعفى آن را روايت كرده است ديگر كتابهاى او « المزار » « النّادر » مىباشد « 2 » . « نجاشى » با چهار واسطه كتابهاى او را روايت مىكند .
52 . تفسير ابن صلت قمّى [ ت : حدود 200 ه ]
مؤلّف آن ابو طالب ، عبد اللّه بن الصلت قمى راوى امام رضا ( ع ) و وكيل حضرت جواد ( عليهما السلام ) و يكى از مفسّران قرن دوّم هجرى است فرزندش علىّ بن عبد اللّه بن صلت از او روايت كرده است كه نجاشى اسناد او را نقل مىكند در كتاب الذريعة از تفسير او ياد شده است « 3 » .
نجاشى ، شرح زندگى علمى او را آورده است و گويد : « عبد اللّه بن الصّلت ابو طالب القمّى مولى بن تيم اللّات ، ثقه و مورد اعتماد و سكون مىباشد ، او از امام رضا ( ع ) روايت مىكند : كتاب تفسيرى معروفى دارد كه جمعى از اصحاب ما آن را خبر دادند از احمد بن يحيى ، او نيز از عبد اللّه بن جعفر او نيز از علىّ بن عبد اللّه بن الصلت از پدرش صلت » « 4 » پس به اين ترتيب نجاشى ( متوفّى 450 ) آن را با سه واسطه از او روايت مىكند .
* گفتار صاحب معجم رجال الحديث
شيخ الطائفة ( ره ) يكبار او را از اصحاب امام رضا ( ع ) نام برده و او را با « ثقه » بودن توصيف مىنمايد و بار ديگر او را از اصحاب امام جواد ( ع ) نام مىبرد و برخى نيز او را از اصحاب امام رضا و امام جواد ( ع ) نام مىبرد صدوق در آغاز كتاب كمال الدّين و خطبه آن در بيان جلالت و عظمت آل نبى صلت قمى گفته است : « احمد بن محمّد بن عيسى باآنهمه فضيلت و جلالت از ابى طالب عبد اللّه بن صلت قمى ( رضى اللّه عنه ) روايت مىنمود او عمر طولانى پيدا نمود تا اينكه محمد بن حسن صفّار را درك نمود و از او روايت نمود » صفّار از اصحاب و ياران امام حسن عسكرى ( ع ) مىباشد و اين امر نشاندهندهء عمر طولانى اوست » و او در سند روايت بيش از 22 روايت واقع شده است « 5 » .
* گفتار صدوق ( ره )
محمّد بن علىّ بن الحسين ابن بابويه ( م 381 ه ) در آغاز كتاب كمال الدّين و تمام النعمه در انگيزهء نگارش آن مىفرمايد : « هنگامى كه از زيارت امام ثامن الحجج ( ع ) برگشتم و در مراجعت در نيشابور اقامت ورزيدم ديدم اگر افرادى كه با من رفت و آمد دارند غيبت امام ( عج ) آنان را به تحيّر و تردّد افكنده است از راه تسليم ، به آراء و قياساتى پرداختهاند تلاش در راه ارشاد آنان به كار بستم تا اينكه از بخارا بزرگى از اهل فضل و علم از قم وارد شد كه مدّتها
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 7 ، ص 86 رقم 4356 .
( 2 ) رجال نجاشى ص 252 - تحت رقم 663 .
( 3 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 243 .
( 4 ) رجال نجاشى ص 217 رقم معرفى 6928 .
( 5 ) معجم رجال الحديث ج 10 ، ص 232 رقم معرفى 6928 .