تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
مىباشد . » « 1 »

49 . هشام بن الحكم شيبانى [ ت : 199 ه ]

او ابو محمّد هشام بن الحكم شيبانى مولى كنده از اصحاب امام صادق و امام موسى بن جعفر ( ع ) و از متكلّمين و مفسّرين قرن دوّم هجرى به شمار مىآيد . نجاشى مىنويسد : « او را كتابى است كه جماعتى آن را روايت كرده‌اند اين مورد را به ما خبر داد ابو عبد اللّه بن شاذان او گفت علىّ بن حاتم به من خبر داد او گفت ، ابن ثابت به من خبر داد او نيز از عبيد اللّه بن احمد بن نهيك او نيز از ابن ابى عمير و آن كتاب در مورد علل تحريم ، كتاب فرائض و واجبات ، كتاب الإماتة ، كتاب دلالت بر حدوث اجسام ، كتاب ردّ بر اصحاب طبايع ، كتاب الشيخ و الغلام كتاب در توحيد . . . كتاب المجالس در توحيد و در امامت . . . . » زادگاه او كوفه و رشد و نماى او شهر واسط و تجارتش در بغداد بود و در اواخر عمر به بغداد وارد شد و به قصر وضّاح نزول يافت هشام از امام صادق و امام كاظم ( ع ) روايت نموده است موثّق در روايت و محقّق در اين امر بود . » « 2 »

* زركلى صاحب الأعلام گويد

« هشام بن الحكم ( . . . حدود 190 ه . . . - حدود 805 م ) ابو محمّد متكلّم مباحثه‌گر ، او شيخ و بزرگ اماميّه در عصر خويش بود او در كوفه متولد گشت و در « واسط » رشد و نما كرد و در بغداد سكونت نمود به يحيى بن خالد پيوست او سرپرست مجالس بحث و مناظرهء او بود كتابهائى تأليف كرده است كه از آنها است در مورد امامت ، قدر ، شيخ و غلام - او حاضر جواب بود و در مورد معاويه از او پرسيدند آيا او در جنگ بدر حضور پيدا كرد ؟ « او پاسخ داد آرى ! ولى از آن‌سوى ! هنگامى كه نكبت و فتنه بر مكيان پديدار گشت او خود را پنهان ساخت و در اثر آن در كوفه از دنيا رفت و گفته شده است او تا عصر مأمون زنده بود . » « 3 » ( همان نظرى كه نجاشى اظهار كرده است ) بهره‌گيرى ما از اين گزارش وجود كتابهاى فرائض و واجبات و بحث قدر و علل تحريم و مباحث امامت بود اين است كه نوعى تفسير كلام اللّه ، محسوب مىگردد .

50 . تفسير دارم بن قبيصه [ ت : حدود 200 ه ]

مؤلّف آن ، ابو الحسن دارم بن قبيصة بن نهشل بن مجمع تميمى دارم از اصحاب امام رضا ( ع ) و يكى از مفسّرين عالىقدر قرن دوّم هجرى به شمار مىآيد . او از امام رضا ( ع ) روايت كرده است و در زمينه قرآن و تفسير تأليفاتى دارد كه يكى از آنها « الوجوه و النظائر » و ديگرى « الناسخ و المنسوخ » مىباشد . نجاشى با سه واسطه از او روايت كرده است پس به علّت كوتاهى سند عالى السّند مىباشد و ضمنا قرب عهد و زندگى او را به عهد نجاشى متوفّى 450 ه مىرساند « 4 » . نجاشى او را در رجال خود نام برده و راوى او را علىّ بن محمّد بن جعفر بن عنبسه از امام رضا ( ع ) نام مىبرد . » « 5 » صاحب معجم رجال الحديث او را معرّفى و مطرح ساخته است پس از نقل قول نجاشى ، تضعيف و عدم توثيق او را از ابن غضائرى نقل كرده است و در پايان مىفرمايد : « ما وجه صحيحى بر اين تضعيف
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث ج 8 ، ص 158 رقم شناسائى 5236 . ( 2 ) رجال نجاشى ص 433 رقم 1164 . ( 3 ) رجال نجاشى ص 162 چاپ جامعه مدرسين قم كد معرفى 429 . ( 4 ) الذّريعة الى تصانيف الشيعة ج 24 ، ص 11 . ( 5 ) رجال نجاشى ص 162 چاپ جامعه مدرسين قم رقم معرفى 429 .