كيفيّت نماز را از او روايت كرده است . » « 1 »
آية اللّه خوئى صاحب معجم رجال الحديث ، ضمن آوردن آراء و اقوال رجاليين بزرگ مانند نجاشى ، شيخ طوس ، برقى در مورد نامبرده و نقل اقوال آنان در ردّ گفتار نجاشى ايرادى را ذكر مىكند و پاسخ مىدهد و به اين ترتيب كه نجاشى راوى كتاب تفسير را صفوان معرّفى مىكند در صورتى كه صفوان نمىتواند مروىّ عنه باشد چون او در ايّام زندگى امام صادق ( ع ) از دنيا رفته است چون كشّى از نصر بن صباح در ترجمه حال يونس بن عبد الرحمن گفته است : « يونس از محمّد و عبيد اللّه فرزندان حلبى هرگز روايت نكرده است و آنان را نيز نديده است چون هر دوى آنان در ايام حيات امام صادق ( ع ) ( ت : 148 ه ) فوت نمودهاند .
پاسخ اين اشكال آن است كه نصر بن صباح مورد اعتماد نيست پس مانعى از روايت صفوان از محمّد بن على حلبى وجود ندارد ولى ظاهر امر آن است كه صفوان جز كتاب تفسير ، چيز ديگرى در ابواب حلال و حرام روايت ننموده است . » « 2 »
56 . تفسير معلّى [ م حدود 200 ه ]
ابو الحسن ، معلّى بن محمّد بصرى از اصحاب امام كاظم ( ع ) و از مفسّران قرن دوّم هجرى مىباشد ، مرحوم كلينى در كافى و ابن قولويه در كتاب كامل الزّيارة از او نقل قول مىنمايند و در اسانيد شيخ صدوق ( ره ) در امالى و در تفسير قمى فراوان از او ياد شده است .
* نجاشى در حق او گويد
ابو الحسن ، معلّى بن محمّد بصرى ، مضطرب در حديث و مذهب ولى كتابهايش نزديك با مكتب مىباشد او را تأليفاتى است ، كه از آنها است :
« الأيمان و درجاته » « الدلائل » « الكفر و وجوهه » « شرح المودّة فى التديّن » « كتاب التفسير » « فضائل امير المؤمنين عليه السلام » « كتاب قضايا عليّ ( ع ) » « كتاب المروّه » « سيرة القائم ( ع ) » « همه اينها را محمّد بن محمّد از جعفر بن محمّد از حسين بن محمّد بن عامر از معلّى بن محمّد خبر دادند » « 3 » . به اين ترتيب نجاشى با سه واسطه از او نقل سخن مىنمايد .
* صاحب معجم رجال الحديث
ضمن آوردن مطالب نجاشى گفتار شيخ طوسى را در حق او مىآورد كه با سه واسطه از او روايت مىكند و در رجال خود او را از كسانى كه مستقيم از ائمه ( ع ) روايت ننمودهاند بازشمرده است او روايت ثواب و كرامت زائران ابا عبد اللّه ( ع ) روايت نموده است . « 4 »
مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى ، تفسير او را تحت رقم 1332 معرّفى نموده مىفرمايد : « او مطابق معرّفى نجاشى مضطرب الحديث و المذهب مىباشد ، ولى كتابهاى او نزديك به مذهب مىباشد و يكى از آنها تفسير او مىباشد از كتاب او حسين بن محمّد بن عامر أشعرى قمى نقل مىكند و كلينى نيز از او روايت مىنمايد و ابن قولويه ( 368 ه ) بارها در كامل الزيارات از او نقل كرده است و در اسانيد شيخ صدوق ( ره ) در كتاب « الأمالى » از او نقل كردهاند و در تفسير قمّى مكرّر از او روايت مىنمايد پس به اين ترتيب ضعف و فساد مذهب او جبران مىگردد . » « 5 »
ابن غضائرى گفته است :
هامش
( 1 ) جامع الرّواة ج 2 ، ص 151 - 152 ، چاپ شيخ حسن مصطفوى قم .
( 2 ) معجم رجال الحديث ح 16 ، ص 302 - 304 .
( 3 ) رجال نجاشى ص 418 رقم معرفى 1117 .
( 4 ) الذريعة ج 4 ، ص 314 - 315 .
( 5 ) معجم رجال الحديث ج 18 ، ص 258 كد 12507 .