القراءات » كتاب بزرگى است و سند آن را با سه واسطه نقل مىكند و گويد من آن را بر ابو الحسن ، عبّاس بن عمر بن عباس بن محمّد بن عبد الملك فارسى كاتب خواندم و با خطّ خود به من نوشت : ابو الفرج علىّ بن حسين بن محمّد اصفهانى او از احمد بن حسن بن سعيد بن عثمان قرشى از پدرش از حصين آن را روايت كرده است . » « 1 »
در الفهرست آمده است : حصين بن مخارق او را كتاب التفسير و كتاب جامع العلم مىباشد علّامه در خلاصه با ضبط حضين با ضاد او را از زيديّه مىشمرد و در معالم العلماء تفسير جامع العلم را به او نسبت مىدهد . ابن نديم ، در الفهرست او را از شيعيان متقدّم و از مؤلّفين نام مىبرد و كتاب التفسير و كتاب جامع العلم را از او مىداند . » « 2 »
استاد علّامه خوئى صاحب معجم رجال الحديث ، احتمال مىدهند با توجّه به اختلاف ضبطها افراد معدود چندين فرد متفاوت و مختلف باشد نه يك فرد « 3 » . و چون او از اصحاب و ياران امام كاظم ( ع ) مىباشد احتمال مىرود كه وفات او در همان ايّام 170 تا 180 باشد . صاحب تأسيس الشيعة : « او را در شمار مفسّرين قرن دوّم هجرى آورده است و مىفرمايد : ابو ضباره حصين بن مخارق بن عبد الرحمن بن ورقة بن حبيش صاحب رسول اللّه او را كتاب تفسير و قرائات و كتاب بزرگى است كه نجاشى و ابن نديم آن را آوردهاند او از شيعيان متقدّم مىباشد و از كتابهاى تفسيرى او - كتاب التفسير و كتاب جامع العلوم مىباشد او در همان طبقه سعد بن عبد اللّه قمى وفات يافته است . » « 4 »
44 . تفسير بطائنى [ ت : حدود 182 ه ]
او عليّ بن ابى حمزه سالم بطائنى كوفى از اصحاب امام كاظم ( ع ) مىباشد و بيشترين معلومات تفسيرى خود را از ابو بصير ، يحيى بن قاسم كه از اصحاب اجماع است روايت كرده است او راهنماى ابو بصير نابينا بود نجاشى از تفسير و ديگر تأليفات او با چند واسطه نقل مىكند . » « 5 »
مرحوم شيخ طوسى در رجال خود او را « علىّ بن ابى حمزه بطائنى انصارى راهنما و قائد ابى بصير معرّفى نموده و مىگويد : او را كتابى است « 6 » نجاشى علاوه بر كتاب فضائل القرآن ، كتابهاى القائم الصغير ، كتاب الرّجعة ، كتاب فضائل امير المؤمنين ( ع ) كتاب الفرائض را از آثار او مىشمارد . » « 7 »
در تفسير علىّ بن ابراهيم قمّى ذيل تفسير يكى از آيات سوره بقره روايتى از او نقل كرده است « 8 » .
شيخ طوسى در « العدّه » گفته است : طائفه عموما به اخبار فطحيّه مانند : عبد اللّه بن بكير و غيره همچنين به اخبار واقفيّه مانند : سماعة بن مهران و عليّ بن ابى حمزة . . . عمل نمودهاند . » « 9 »
مرحوم صدوق در « عيون اخبار الرضا ( ع ) » آورده است : « حسن بن على خزّاز گويد سفر مكّه علىّ بن ابى حمزه هم با ما بود همراه او مال و متاع هم بود به او گفتم اين اموال از آن كيست ؟ گفت اينها مربوط به عبد صالح « امام موسى بن جعفر ( ع ) » باشد به من مأموريت داده است كه به فرزندش
هامش
( 1 ) رجال نجاشى ص 145 رقم 376 .
( 2 ) الفهرست ابن نديم ص 243 .
( 3 ) معجم رجال الحديث ج 21 ، ص 101 .
( 4 ) تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام ، ص 328 .
( 5 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 264 ، رقم شناسائى 1233 .
( 6 ) رجال شيخ طوسى ص 353 .
( 7 ) رجال نجاشى ص 249 رقم معرفى 656 .
( 8 ) تفسير سوره بقره ، ج 2 ، ص 47 .
( 9 ) العدّة للشيخ الطوسى ج 1 ، ص 381 .