تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
صاحب معجم رجال الحديث زندگى او را آورده است و مىفرمايد : « كشّى گفته است در كتاب محمّد بن حسن بن بندار قمى با دست خطّ او يافتم كه حسن بن احمد مالكى » از جعفر بن فضيل روايت كرده است كه به محمّد بن فرات گفتم آيا تو اصبغ بن نباته را ملاقات نمودى ؟ « گفت آرى من همراه پدرم او را ملاقات نمودم او پيرمردى بود كه تمام سروصورت و محاسن او سفيد شده بود » و داراى محاسن بلندى بود حديثى به ما نقل فرمودند : كه از امير المؤمنين ( ع ) شنيده بود گفت از على ( ع ) شنيدم درحالىكه او بالاى منبر بود فرمود : « من سرور پيرمردان هستم در وجود من خيرى از ايّوب وجود دارد خداوند آن‌چنان‌كه به ايّوب وسائل را فراهم ساخت به من نيز فراهم خواهد نمود » اين حديث را من و پدرم از اصبغ بن نباته شنيديم چند روزى از اين ملاقات نگذشته بود كه او به رحمت ايزدى شتافت . محمّد بن فرات گويد : من عباية بن ربعى را ديدم درحالىكه او اين حديث را نقل مىنمود : « از امير المؤمنين ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « من قسمت‌كنندهء آتش هستم مىگويم : اين سهم تو و اين سهم من ، من گفتم : در آن‌روز چندساله بودى ؟ گفت نوجوانى بودم كه با كودكان بازى مىكردم . » محمّد بن حسن از حسين بن احمد و علىّ بن ابراهيم بن هاشم و علىّ بن الحسين بن موسى از عبد اللّه بن جعفر حميرى از محمّد بن وليد از محمّد بن فرات از امام باقر ( ع ) روايت نموده است كه مقصود از آيهء شريفهء
« وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ »
را پرسيدم ، امام ( ع ) فرمود : اين تقلّب در اصلاب انبياء ( ص ) از صلب پيامبرى به صلب پيامبر ديگرى مىباشد اين روايت را علىّ بن ابراهيم در تفسير خود در سوره « الشعراء » آورده است . اين محمّد بن فرات غير آن محمّد بن فرات است كه معاصر امام رضا ( ع ) بود و ابراهيم بن شكاء او را كشت و او است كه مورد ذمّ و طعن كشّى قرار گرفته است . » « 1 »

37 . تفسير ابن كثير هاشمى [ م حدود 155 ه ]

او يكى از اصحاب امام صادق ( ع ) و خدمتگزار عبّاس بن محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن العباس مىباشد و داراى تأليفات و آثارى است كه از آن ميان مىتوان « كتاب فضل سورة القدر » را نام برد كه احمد بن محمّد بن لاحق از علىّ بن الحسن بن فضّال از عليّ بن حسّان از عموى خود عبد الرّحمن بن كثير روايت نموده است از ديگر تأليفات او كتاب « صلح الحسن ( ع ) » و دو كتاب فدك و كتاب الأظلّة مىباشد كه بنا به نظر و رأى نجاشى او خود فرد ضعيف بوده و كتابش فاسد و مخدوش مىباشد . » « 2 » صاحب معجم رجال الحديث ضمن بازگوئى آراء اهل تراجم ، گفتار برقى را در مورد او مىآورد و او را از اصحاب امام صادق ( ع ) مىشمرد و از كامل الزّيارات باب 43 حديثى را نقل مىكند كه او راوى آن بوده است و در آن كتاب احاديث صحيحه را وارد ساخته است در آن حديث آمده است كه زيارت امام حسين ( ع ) فرض و عهد لازم است » و گويد : اين حديث را عبد الرحمن بن كثير روايت كرده است . و در تفسير قمى آمده است كه علىّ بن حسّان و او نيز از عبد الرحمن بن كثير تفسير آيهء : « من جاء بالحسنة فله خير منها » را از امام صادق ( ع ) روايت كرده است . ( سوره نحل ) صاحب معجم مىفرمايد : « توثيق ابن قولويه و علىّ بن ابراهيم قمّى ، معارض با تضعيف نجاشى است پس به اين ترتيب وثاقت او ثابت نمىگردد و راه صدوق به او محمّد بن الحسن از محمّد بن الحسن الصفّار از علىّ بن حسّان هاشمى از عمويش
هامش
( 1 ) معجم رجال الحديث . ج 17 ، صفحه 127 - 129 . ( 2 ) رجال نجاشى ص 235 چاپ جامعه مدرسين رقم 621 .