* زركلى مىنويسد
« مقاتل بن سليمان ( 150 ه - 767 م ) ابو الحسن از اعلام مفسّرين ، اصل او از بلخ مىباشد كه به بصره انتقال يافت وارد بغداد گرديد در آنجا به حديث پرداخت و در بصره وفات نمود او متروك الحديث بود از كتابهاى او :
« التفسير الكبير است كه بخشى از آن خطّى است ، نوادر التفسير - الردّ على القدريّة « متشابه القرآن » « الناسخ و المنسوخ » « القراءات » و « الوجوه و النظائر » مىباشد . » « 1 »
« ابن نديم » در « الفهرست » او را در شمار شيعيان زيدى به حساب آورده است و او را در حديث و قرائت قرآن به عنوان دانشمند بزرگ ستوده است كه آثار متعدّدى از او به يادگار مانده است كه از همه مهمتر : التفسير الكبير - كتاب القراءات - نوادر التفاسير و متشابهات القرآن - الجوابات فى القرآن - الآيات المتشابهات . . . را مىتوان نام برد .
« يافعى » از امام شافعى نقل مىكند : « كه همهء مردم ، ذمّهدار سه كساند از آن ميان در تفسير مرهون مقاتل بن سليمان . »
از « احمد بن حنبل » كه در قضاوتهاى خود محتاط و وسوسهآميز بود دربارهء او پرسيدند : او در جواب گفته است : « او كتابهائى نوشته است كه درباره آنها چون و چرا كردهاند ولى به عقيدهء من تا اندازهاى در علم قرآن ، آگاه بوده است . » « 2 »
مقاتل براى تدريس از مرو به بغداد رفت و در سال 150 ه در بصره بدرود زندگى گفت .
* روش تفسيرى او
نخستين كارى كه مقاتل در تفسير انجام مىدهد توضيح لفظى كلمه به كلمه واژگان قرآنى است در حقيقت ترجمهاى از قرآن به يكزبان عربى دوّم ، كه آسانتر است به دست مىدهد اين ترجمه احتمالا براى مردمان غير عرب به ويژه ايرانيان فراهم آمده باشد او ابتداء از تعريف كلمات آغاز و سرانجام به يك تفسير حقيقى نايل مىشود و او در كار تفسيرى خود اباء ندارد از اينكه به مكاتب يهودى و مسيحى نيز مراجعه كند .
مقاتل بر خلاف ابن عبّاس هيچگاه از قرآن خارج نمىشود تا آيهاى را با توسّل به منابع بيرونى مانند شعر و ادب تفسير كند بلكه عمدتا براى روشن كردن معنى كلمهاى از سياق كلام قرآنى مدد مىگيرد باز او در تفسير خود مانند يك علم فقه اللغة يا زبانشناس هم عمل نمىكند به ندرت ديده مىشود كه او براى يافتن معنى يككلمه از درون خود آن كلمه ، بيرون بيايد مانند كلمه تأويل و تلاش او در مراجعه به ريشه ثلاثى آن : اول مىباشد .
مقاتل مىگويد : « قرآن براساس سه مقوله بر پيامبر ( ص ) نازل شده است : امر و نهى ، وعد و وعيد ، و اخبار پيشينيان . »
امر و نهى بخش اساسى شرع را تشكيل مىدهد درست قلمرو تفسير لفظى است و دو مقوله ديگر وحى ، زمينه ديگرى بر خيال عرضه مىكند كه در آن خيال از ضبط شريعت بيرون مىرود و در آنجا است كه تفسير به وجود مىآيد مقاتل مىنويسد :
« خداوند در قرآن مثلهائى مىآورد كه بعضى دربارهء مشركان و بتپرستان و بعضى نيز مربوط به جهان قيامت و آخرت است در آن اخبارى هست از پيشينيان و آنچه در بهشت و دوزخ وجود دارد و در
هامش
چاپ دمشق .
( 1 ) اعلام زركلى ج 7 ص 281 منابع او وفيات الاعيان ج 2 ص 112 - تهذيب 10 - 279 - الازهرية 1 ص 207 ميزان الاعتدال 3 ص 196 - تاريخ بغداد 13 - 160 .
( 2 ) مجله معارف شماره 3 ، دوره ششم ص 630 وفيات الأعيان ج 4 ، ص 343 .