* صاحب الذريعة مىنويسد
« عطيّة صاحب تفسير ، فردى است كه ابان بن تغلب ، خالد بن طهمان و زياد بن منذر از او تلمّذ كردهاند و نجاشى تراجم آنان را آورده است و او همان فردى است كه در كتاب تهذيب الكمال و تذهيب آن به عنوان ابو الحسن عطيّة بن سعد جناده عوفى آورده شده است » . « 1 » در كتاب رجال نجاشى آمده است :
« محمّد بن عبد الرحمن بن فتنى : كتاب تفسير ابان بن تغلب و كتاب ابى روق عطية بن الحارث و محمّد بن سائب را جمع نمود و هر سه را كتاب واحد قرار داد » « 2 » . در كتاب ملحقات الصراح آمده است كه : « تفسير او در پنج جزء قرار داشته است . »
صاحب شذرات الذهب در حوادث سال 111 ه درگذشت ، عطيّه را ثبت كرده است و گويد : « او از ابو هريره و ديگران روايت كرده است حجّاج بن يوسف 400 تازيانه به او زد تا علىّ بن ابى طالب ( ع ) را شتم و سبّ نمايد ولى او استنكاف و خوددارى نمود » سپس او مىافزايد : « او ضعيف الحديث است . » « 3 »
به اعتقاد ما فردى كه محبّ و دوستدار على و اولاد اطهار ( ع ) او مىباشد نه تنها از نظر منطق او ، ضعيف الحديث خواهد بود ، بلكه يقينا بههيچوجه مقبول الحديث نيز نخواهد شد . « 4 »
* گفتار زركلى
« عطيّة عوفى ( 111 ه - 729 م ) ابو الحسن از رجال حديث و يكى از شيعيان كوفه ، شمرده مىشود ، با ابن اشعث خروج كرده ، حجّاج بن محمّد بن قاسم ثقفى نوشت عطيّه را بخوان اگر او على ( ع ) را سبّ و ناسزا گفت كارى با او نداشته باش و اگر اين كار را انجام نداد پس 400 تازيانه به او بزن موهاى سر و محاسن او را بتراش ، محمّد بن قاسم او را خواند و مكتوب حجّاج را به او خواند او امتناع ورزيد پس ابن قاسم تازيانههاى مورد سفارش را به او زد و سروصورت او را تراشيد او ناچار به فارس پناهنده گرديد بالاخره و در خراسان استقرار يافت ما دام كه حكومت حجّاج برقرار بود هنگامى كه عمرو بن هبيره حكومت عراق را به دست گرفت به او اجازه داد كه به كوفه بازگردد و در همانجا از دنيا رفت . » « 5 »
صاحب معجم الرجال با استناد به رجال برقى او را از اصحاب و ياران امام باقر ( ع ) شمرده است « 6 » و در قاموس الرجال نيز ضمن بازگو نمودن تعدادى از عطيّهها مانند : عطيّة بن حارث ، عطيّة بن ذكران و . . .
به عطيّة بن سعد عوفى مىرسد از ابن قتيبه نقل مىكند : « كه در دوران حجّاج فقيهى بود كه به تشيّع تمايل داشت . . . و روايت كرده است كه پدرش سعد به حضور على ( ع ) رسيد او در كوفه بود عرض كرد فرزندى در خاندان ما متولّد شده است پس فرمود او عطيّهء الهى است پس او عطيّة ناميده شد سپس داستان حجّاج را نقل كرده است . » « 7 »
14 . عطاء بن ابى رياح أسلم قرشى [ م 114 ه . ق ]
او داراى تأليفى پيرامون مفردات قرآن به نام « غريب القرآن » مىباشد . اين كتاب بهصورت مخطوط در كتابخانه عاصف تحت شمارهء 2815 مىباشد . « 8 »
هامش
( 1 ) الذريعة ج 4 ، ص 482 - 283 .
( 2 ) رجال نجاشى ص 12 چاپ جامعه مدرسين قم .
( 3 ) قاموس الرجال ، ج 7 ، ص 210 ، در تاريخ الطبرى 640 ، و طبقات داودى ، ج 1 ، ص 386 ، كد معرفى ، 331 .
( 4 ) شذرات الذهب ج 2 ، ص 62 .
( 5 ) الأعلام زركلى ج 4 ، ص 327 ، او خود از ذيل النزل ص 95 ، تهذيب التهذيب ج 7 ، ص 224 - 226 نقل قول كرده است .
( 6 ) معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 149 .
( 7 ) قاموس الرجال ، ج 7 ، ديول تاريخ الطبرى 640 و طبقات داودى ، ج 1 ، ص 386 ، كد معرفى 331 .
( 8 ) تاريخ التراث العربى ، ج 1 ، ص 198 ، المعجم ، ج 3 ، ص 299 ، غريب القرآن مقدمه ص 5 ، استاد جلالى .