تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
سال 106 وفات نمود ، هشام بن عبد الملك بر او نماز گزارد ازدحام مردم در تشييع و تدفين او به حدّى بود ، كه هشام نتوانست محوّطه را ترك كند عبد اللّه بن حسن بن علىّ بن ابى طالب تخت را بر دوش خود قرار داد و كلاهش افتاد و عبايش از كثرت ازدحام پاره‌پاره شد . » « 1 » صاحب معجم الرجال الحديث و نام او را آورده است و گويد : « او از اصحاب امام سجّاد ( ع ) مىباشد و در رجال شيخ به آن تصريح شده است . » « 2 » و در رجال شيخ هم او را از اصحاب امام سجّاد ( ع ) ذكر كرده است . « 3 » و در پاورقى آن آمده است « ابن حجر در تقريب التهذيب » آورده است : « طاوس بن كيسان يمانى ابو عبد الرحمن حميرى نام مولاى او فارسى بود ، كه نامش ذكران و طاوس لقب اوست فرد ثقه فقيه فاضل از طبقات سوم مىباشد او در سال 106 فوت نموده است . » « 4 »

* عباد له

در شذرات الذهب آورده است كه عبد الرحمن بن زيد بن اسلم گويد : « هنگامى كه عباد اللّه چهارگانه : عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عمرو عاص ، « از دنيا رفتند فقه و فقاهت به موالى و غير عرب انتقال يافت . « عطاء بن ابى رباح ، فقيه شهر مكّه . » « طاوس يمانى ، فقيه يمن . » « يحيى بن ابى كثير ، فقيه يمامه . » « حسن بصرى ، فقيه بصره . » « ابراهيم نخعى ، فقيه كوفه . » « مكحول ، فقيه شام . » « عطاء خراسانى ، فقيه خراسان . » جز شهر مدينه كه خداوند متعال آن شهر را با فقيه قرشى بلا معارضى مانند سعيد بن مسيّب محفوظ و محروس داشت كه او از فقهاى مدينه مىباشد ، كه بين فقه ، حديث ، تفسير ، تقوى و عبادت را باهم گرد هم آورده است . باز در همان كتاب در اين مورد آمده است . سعيد بن جبير ، دانشمندترين مردم به طلاق . عطاء ، دانشمندترين آنان به حج و مسائل آن . طاوس بن كيسان يمانى ، دانشمندترين آنان به حلال و حرام مجاهد بن جبر ، دانشمندترين آنان به تفسير . و جامع‌ترين همهء آن علوم ، سعيد بن جبير مىباشد كه حجّاج او را كشت « 5 » . زركلى صاحب الأعلام شرح حال او را آورده است و گويد : طاوس بن كيسان 33 - 106 ه ( 653 - 724 م ) از اكابر تابعين در فقاهت و حديث و سختى معيشت و جرأت بر ملوك و خلفاء است . او اصلا ايرانى است و در يمن رشد و نما كرده است . ابن عيينه گويد : اجتناب‌كنندگان از سلاطين ابو ذر ، طاوس ، و ثورى هستند « 6 » . زرقانى صاحب التفسير و المفسّرون او را در طبقه تابعين از اهل مكه نام برده است و گويد : « او اهل علم و عمل بود وارد شده است كه پنجاه مرتبه به زيارت بيت اللّه الحرام مشرف گرديد و فرد مستجاب‌الدعوه بود ابن عبّاس در حق او گفته است گمان مىبرم او اهل بهشت بوده باشد . » « 7 »
هامش
( 1 ) شذرات الذهب ج 2 ، ص 41 ، و ج 1 ، ص 371 . ( 2 ) معجم رجال الحديث ، ج 9 ، ص 155 ، كد معرّفى 5984 . ( 3 ) رجال الطوسى ، ص 94 . ( 4 ) ذيل ترجمه طاوس به قلم علامهء سيد محمد صادق آل بحر العلوم ، ص 94 . ( 5 ) شذرات الذهب ج 1 ، ص 382 . ( 6 ) الأعلام ج 3 ، ص 224 ، كد 8 ، اولا تهذيب التهذيب ج 5 ، ص 8 ، صفوة الصفوة م : 860 - حلية الأولياء ج 4 ، ص 3 . ( 7 ) مناهل العرفان زرقانى ، ج 2 ، ص 23 .